اختصاصی توسکانیوز/ فهیمه فتحی/چهارده خرداد، تنها تاریخِ رفتن یک انسان نیست؛ موعدی است برای بازخوانی یک فصل بلند از تاریخ سیاسی و معنوی ایران. در این روز، نام امام خمینی(ره) نه فقط به عنوان رهبر یک انقلاب، که به منزله صورتبندی تازهای از نسبت دین، مردم و قدرت در حافظه تاریخی ملت ایران زنده میشود. اگر ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقطه عزیمت خیزش عمومی علیه نظم سیاسی پیشین بود، ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ روز وداع با معمار همان خیزش است؛ وداعی که در عین اندوه، پایان یک عصر و استمرار یک راه را همزمان در خود داشت.
از منظر منطق فکری شیعه، سیاست هرگز از اخلاق، عدالت و مسئولیت جدا نبوده است. در این دستگاه فکری، حکومت نه غنیمت است و نه ابزار سلطه؛ بلکه امانتی است در خدمت اقامه حق، دفع ظلم و صیانت از کرامت انسان. امام خمینی(ره) در بازخوانی همین سنت، فقه را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی آورد و از دل آن، قرائتی نو از کنش سیاسی شیعی ساخت؛ قرائتی که در آن، انتظار، به انفعال فروکاسته نمیشود و عدالت، به تأخیر نامحدود سپرده نمیگردد. بدینسان، انقلاب اسلامی تنها یک دگرگونی سیاسی نبود، بلکه نوعی بازآرایی در فهم دین و جامعه به شمار میآمد.
از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز، پیروزی انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً حاصل بحران دولت پهلوی دانست. بیگمان، شکاف میان دولت و جامعه، نابرابریهای ساختاری، گسترش اقتدارگرایی و گسست میان نوسازی آمرانه و هویت تاریخی جامعه، زمینههای مهم این تحول بودند اما آنچه به این نارضایتیها معنا و جهت داد، وجود یک رهبری کاریزماتیک با پشتوانه مشروعیت دینی و زبانی بسیجگر بود. امام خمینی توانست نیروهای پراکنده اجتماعی را حول مفاهیمی چون استقلال، آزادی، اسلام و نفی سلطه متحد کند. این همان نقطهای است که در آن، امر دینی به نیروی سازماندهنده امر اجتماعی بدل شد.
15 خرداد 1342 را باید لحظهای دانست که در آن، جامعه ایران برای نخستینبار بهصورت گسترده نشان داد که دین هنوز زندهترین زبان اعتراض، هویت و عدالتخواهی است. آن روز، سرکوب نهضت، به خاموشی آن نینجامید؛ بلکه آن را به حافظه جمعی ملت سپرد. از دل همان خون و خشم و اندوه بود که سالها بعد، انقلابی بزرگتر بالید. به تعبیر دقیقتر، 15 خرداد نه فقط یک واقعه، بلکه آغاز تکوین یک آگاهی سیاسی-مذهبی بود.
امام خمینی در این میان، صرفاً یک رهبر سیاسی نبود. او برای بسیاری از ایرانیان، نماد بازگشت دین به صحنه تاریخ بود؛ دینی که نه در انزوا، که در متن مسئولیت اجتماعی و تاریخی معنا مییافت. او از سنت شیعی، روح مقاومت، شهادت، عدالت و نفی طاغوت را استخراج کرد و آن را در قالب یک پروژه تاریخی سامان داد. از این رو، یاد او تنها یاد یک شخصیت نیست؛ یاد یک منطق است: منطق ایستادگی در برابر سلطه، منطق تقدم عدالت بر مصلحتگراییهای کوتاهمدت، و منطق پیوند ایمان با کنش اجتماعی.
سالروز ارتحال امام خمینی، فرصتی است برای آنکه بار دیگر نسبت خود را با این میراث بسنجیم: آیا هنوز عدالت را در مرکز فهم سیاست مینشانیم؟ آیا هنوز دین را به مثابه مسئولیت عمومی میفهمیم؟ آیا هنوز آن روح جمعیِ برآمده از ۱۵ خرداد، توان الهامبخشی به جامعه امروز را دارد؟ این پرسشها، پرسشهای دیروز نیستند؛ پرسشهای امروز ما هستند.
در نهایت، ۱۵ خرداد و ۱۴ خرداد را باید دو سر یک روایت دانست: روایت تولد و بلوغ یک نهضت، روایت ظهور و غیبت یک معمار، و روایت ملتی که در پرتو ایمان، راهی دشوار اما ماندگار را برگزید. یاد امام خمینی، در حقیقت یادآوری این حقیقت است که تاریخ، اگر با عدالت و مردم پیوند نخورد، به آسانی از معنا تهی میشود.
۱۵ خرداد یادمان معمار کبیر انقلاب اسلامی
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=54535
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

