• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
4

پیل افکن، روایت حماسه یک مرد تنها در چزابه

  • کد خبر : 54289
  • 28 اردیبهشت 1405 - 17:16
پیل افکن، روایت حماسه یک مرد تنها در چزابه
به قلم فهیمه فتحی صاحب امتیاز توسکانیوز

اختصاصی توسکانیوز/ فهیمه فتحی

تو رستم تهمتنی تو شیر پیل افکنی

این شب ها در تجمعات شبانه بارها و مکررا این اسم را از زبان آنهایی که  شعار می دهند می شنویم ، این اسم  روایت شجاعت یک شهید  دفاع مقدس است..

در تاریخ جنگ‌ها، گاه لحظه‌ای پدید می‌آید که یک انسان، به تنهایی، به اندازه یک سپاه معنا پیدا می‌کند. نام ماشاءالله پیل‌افکن از همان نام‌هاست؛ نامی که اگرچه در هیاهوی روایت‌های بزرگ جنگ کمتر شنیده شده، اما در حقیقت، داستانی است به بلندای شرافت یک ملت.
پیل‌افکن، فرزند آملِ سرسبز، در چهارم فروردین ۱۳۴۰ چشم به جهان گشود؛ اما تقدیر او چنان رقم خورد که بهار عمرش با زمستانی از آتش و خون درهم آمیزد. اول اسفند ۱۳۶۰، نام او در دفتر سرخ شهادت نوشته شد؛ نه با مرکب، که با ایستادگی.
در عملیات چزابه، آن‌گاه که یکی از تیپ‌های لشکر ۷۷ خراسان در محاصره دشمن گرفتار آمده بود، سرنوشت به دستان مردی سپرده شد که نه ادعایی داشت و نه لشکری همراه. شش شبانه‌روز پشت خطوط دشمن جنگید؛ بی‌وقفه، بی‌خواب، و بی‌آنکه لحظه‌ای میدان را ترک کند.
اما آنچه این روایت را از هزاران روایت جنگ متمایز می‌کند، ابتکاری است که از دل تنگنا زاده شد. او از مهمات خودی بی‌بهره ماند، اما میدان را خالی نکرد. به سراغ انبارهای مهمات دشمن رفت و همان گلوله‌هایی را که برای نابودی رزمندگان ایرانی تدارک دیده بودند، علیه خودشان به کار گرفت. گویی تاریخ برای لحظه‌ای کوتاه، عدالت را به دست یک رزمنده سپرده بود.
شش شبانه‌روز، دشمن با تمام توان کوشید راه را بگشاید، اما مردی تنها، با بدنی خسته و چشمانی که ترکش آن را آزرده بود، سد راه گردان‌های زرهی و پیاده شد. در آن سوی میدان، تیپ خراسان فرصت یافت از محاصره بگریزد؛ و در این سوی، مردی از آمل، قامت استقامت را تا آخرین لحظه راست نگاه داشت.
سرانجام، هنگامی که آخرین گلوله‌ها نیز خاموش شدند، او با لبان تشنه و جسمی فرسوده در حلقه دشمن افتاد. اما شکست نصیب چه کسی شد؟ آنکه اسیر شد، یا آنانی که برای انتقام از یک مرد تنها، صدها گلوله بر پیکرش نشاندند؟
شهادت پیل‌افکن، تنها پایان زندگی یک رزمنده نبود؛ تجلی حقیقتی بود که جنگ هشت‌ساله بارها آن را نشان داد: گاه سرنوشت یک جبهه به اراده یک انسان گره می‌خورد.
امروز مزار او در گلزار شهدای اسپاهی‌کلا علیا در آمل آرام گرفته است؛ اما روایت او هنوز در حافظه تاریخ می‌تپد. زیرا ملت‌ها با چنین داستان‌هایی زنده می‌مانند؛ داستان‌هایی که یادآور می‌شود در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز، مردانی بوده‌اند که تنهایی‌شان از یک لشکر بزرگ‌تر بود

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=54289

برچسب ها

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.