اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبداللهی عید قربان، پیش از آن که حکایتِ ذبحِ حیوانی باشد، روایتِ شکوهِ تسلیم و اشراقِ جان در ساحتِ حضرتِ حق است. ابراهیم (ع)، آن پیرِ طریقتِ توحید، در مسلخِ عشق، نه فرزند، که تمامتِ هستی و دلبستگیِ خویش را به پایِ معبود ریخت تا به ما بیاموزد که راهِ حق، از میانِ بریدن از خویشتن میگذرد. در این میان، سخن از دستهای بخشنده و دلهای تپنده است. دستی که در این روزِ فرخنده به جود و کرم گشوده میشود، در حقیقت استمراری از همان تجلیِ ابراهیمی است. قرآنِ کریم با صراحتِ تمام یادآور میشود که: لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنكُمْ (سوره حج، آیه ۳۷) که نه گوشت و نه خونِ این قربانیها به ساحتِ قدسِ الهی نمیرسد، بلکه آن چه فراز میرود و مقبول میافتد، پرهیزگاری و تقوایِ دلهای شماست. فلسفهیِ نوینِ قربانی در جهانِ پُرآشوبِ امروز، بازگشت به همین تقوایِ قلوب است. دلِ تپنده، دلی است که در آیینهیِ رنجِ دیگران، تصویرِ غربتِ خویش را ببیند. قربانی، نمادی است از کیمیایِ دگرگونی؛ تبدیلِ مال به محبت و ماده به معنا. آنگاه که دستِ توانگری، پارهای از رزقِ خویش را با اخلاص به مستمندی میسپارد، در واقع پیوندی میانِ خاک و افلاک برقرار کرده است. ما در این آیین، نه با یک سنتِ تاریخیِ صرف، که با یک سلوکِ مستمر روبروییم. دستِ بخشنده، مظهرِ اسماءُالحسنایِ الهی است که از آستینِ بنده بیرون میآید. اگر جلالِ این عید به ذبح است، جمالِ آن به ایثار است. ایثاری که در آن، آدمی از منِ محدودِ خویش هجرت میکند تا در افقِ ما طلوع کند.
باید از لایههایِ قشریِ مناسک گذشت و به جانمایهیِ این حرکتِ عظیم رسید. قربانیِ حقیقی، بریدنِ سرِ طمع و ذبحِ گاوِ نفس است در پیشگاهِ خرد و ایمان. آن دلی که برایِ یتیمی میتپد و آن دستی که گرهی از کارِ فرو بستهای میگشاید، همان یدِ بیضایِ کلیم است و همان نفسِ مطمئنه ای که در میقاتِ بندگی، ندایِ ارجعی الی ربک را به گوشِ جان شنیده است. خوشا آنان که در این روز، نه فقط به اطعامِ خلق، که به اکرامِ جان برخاستند و در مسلخِ عشق، از آنچه دوست میداشتند گذشتند تا به آنکه دوستش میدارند، پیوندند.

