• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
0

شورای شهر؛ پارلمان محلی یا میدان آزمون سیاست‌ورزی؟

  • کد خبر : 55458
  • 30 مرداد 1405 - 17:57
شورای شهر؛ پارلمان محلی یا میدان آزمون سیاست‌ورزی؟
به قلم زهرا بوذری سراوانی

اختصاصی توسکانیوز/  زهرا بوذری سراوانی کارشناس ارشد علوم سیاسی /هر چهار سال یک‌بار، شهرها به صحنه رقابتی تبدیل می‌شوند که قرار است سرنوشت مدیریت محلی را رقم بزند. خیابان‌ها پر از پوستر می‌شود، وعده‌ها رنگ و بوی آرمان‌شهری می‌گیرند و نامزدها خود را ناجی مشکلات انباشته شهر معرفی می‌کنند. اما با پایان هیاهوی انتخابات، این پرسش همچنان باقی می‌ماند: آیا انتخابات شورای شهر توانسته است به انتخاب مدیرانی شایسته و پاسخگو منجر شود یا همچنان گرفتار آسیب‌هایی است که فلسفه وجودی شوراها را تحت‌الشعاع قرار داده است؟
شوراهای شهر در اندیشه قانون‌گذار، پارلمان‌های محلی هستند؛ نهادهایی که باید بر عملکرد شهرداری نظارت کنند، بودجه عمومی را با دقت بررسی کنند، از منافع شهروندان دفاع کنند و مسیر توسعه پایدار را ترسیم نمایند. با این حال، در عمل، شوراها در بسیاری از شهرها بیش از آنکه کانون اندیشه‌ورزی و تصمیم‌گیری تخصصی باشند، به میدان رقابت‌های سیاسی، اختلاف‌های شخصی و گاه منافع گروهی تبدیل شده‌اند.
نخستین پرسش اساسی این است که معیار انتخاب اعضای شورا چیست؟ آیا رأی‌دهندگان، برنامه‌ها، سوابق اجرایی، تخصص و توان مدیریتی نامزدها را بررسی می‌کنند یا آنکه شهرت، وابستگی‌های قومی، روابط خانوادگی، تبلیغات پرهزینه و شعارهای جذاب، جایگزین معیارهای عقلانی شده است؟
واقعیت تلخ آن است که در بسیاری از انتخابات، رقابت بر سر «شناخته‌شدن» است، نه «شایسته‌بودن». گویی هرکس پوستر بیشتری نصب کند، کاروان تبلیغاتی بزرگ‌تری راه بیندازد یا وعده‌های پرزرق‌وبرق‌تری بدهد، شانس بیشتری برای ورود به شورایی پیدا می‌کند که باید درباره میلیاردها تومان از سرمایه عمومی تصمیم بگیرد. این تناقض، یکی از مهم‌ترین آسیب‌های انتخابات شوراهاست.
شهر، آزمایشگاه مدیریت نیست. اداره یک شهر، نیازمند دانش اقتصاد شهری، برنامه‌ریزی، حقوق، محیط‌زیست، حمل‌ونقل، مدیریت منابع و شناخت دقیق مسائل اجتماعی است. همان‌گونه که هیچ شهروندی حاضر نیست جان خود را به پزشکی فاقد صلاحیت بسپارد، سپردن مدیریت شهری به افراد فاقد دانش و تجربه نیز هزینه‌هایی دارد که همه شهروندان آن را با کیفیت پایین خدمات، پروژه‌های نیمه‌تمام، اتلاف منابع و کاهش کیفیت زندگی پرداخت می‌کنند.
یکی دیگر از چالش‌های جدی، تورم وعده‌های انتخاباتی است. هر دوره، فهرستی بلندبالا از وعده‌ها مطرح می‌شود؛ از ایجاد هزاران فرصت شغلی گرفته تا حل همه مشکلات ترافیک، مسکن و حتی موضوعاتی که اساساً خارج از اختیارات شورای شهر است. مشکل، فقط بزرگ بودن وعده‌ها نیست؛ مشکل آنجاست که کمتر نامزدی توضیح می‌دهد این وعده‌ها با چه بودجه‌ای، در چه بازه زمانی و بر اساس کدام اختیار قانونی قابل تحقق است.
بدتر آنکه پس از پایان انتخابات، حافظه عمومی نیز به سرعت دچار فراموشی می‌شود. کمتر رسانه‌ای فهرست وعده‌های نامزدهای پیروز را منتشر و عملکرد آنان را با آن وعده‌ها مقایسه می‌کند. در نتیجه، چرخه‌ای تکراری شکل می‌گیرد؛ وعده، رأی، فراموشی و تکرار دوباره همان وعده‌ها در دوره بعد.
از سوی دیگر، یکی از مباحثی که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت، هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی است. وقتی رقابت برای عضویت در شورایی محلی، مستلزم صرف هزینه‌های قابل توجه برای تبلیغات می‌شود، طبیعی است که افکار عمومی انتظار شفافیت درباره منابع مالی این هزینه‌ها را داشته باشد. شفافیت مالی، نه یک مطالبه سیاسی، بلکه لازمه سلامت انتخابات و اعتماد عمومی است. هرچه منابع مالی انتخابات شفاف‌تر باشد، احتمال شکل‌گیری تعارض منافع و نفوذ صاحبان سرمایه در تصمیمات آینده کاهش می‌یابد.
نکته قابل تأمل دیگر، جایگاه رسانه‌هاست. رسانه اگر تنها در ایام انتخابات به انتشار اخبار تبلیغاتی بسنده کند، بخشی از مسئولیت حرفه‌ای خود را نادیده گرفته است. رسالت رسانه، پرسیدن سؤال‌های سخت، بررسی سوابق، راستی‌آزمایی وعده‌ها، برگزاری مناظره‌های تخصصی و پیگیری عملکرد منتخبان تا آخرین روز مسئولیت آنان است. جامعه‌ای که رسانه مطالبه‌گر نداشته باشد، دیر یا زود با مدیرانی مواجه خواهد شد که خود را در برابر افکار عمومی پاسخگو نمی‌دانند.
اما نقد انتخابات شوراها، بدون اشاره به مسئولیت شهروندان، نقدی ناقص خواهد بود. دموکراسی تنها حق رأی نیست؛ مسئولیت رأی نیز هست. شهروندی که بدون مطالعه، صرفاً بر اساس احساسات، روابط یا تبلیغات تصمیم می‌گیرد، ناخواسته در شکل‌گیری مدیریت ناکارآمد سهیم می‌شود. کیفیت شوراها، بازتاب کیفیت انتخاب‌های ماست.
اکنون که کشور در آستانه دوره‌ای تازه از انتخابات شوراها قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری باید این پرسش را مطرح کرد که آیا زمان اصلاح برخی رویه‌ها فرا نرسیده است؟ آیا نباید برنامه‌های نامزدها به صورت عمومی منتشر و قابل ارزیابی شوند؟ آیا نباید سازوکارهای شفاف‌تری برای اعلام هزینه‌های تبلیغاتی، تعارض منافع و گزارش عملکرد اعضای شورا وجود داشته باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که رقابت‌های انتخاباتی از شعارمحوری به برنامه‌محوری تغییر مسیر دهد؟
توسعه شهرها، محصول تصمیم‌های روزمره شوراهاست؛ تصمیم‌هایی که ممکن است سال‌ها بر کیفیت زندگی شهروندان اثر بگذارد. از همین رو، انتخابات شورای شهر را نباید انتخابی کم‌اهمیت یا محلی تلقی کرد. این انتخابات، آزمونی برای بلوغ سیاسی جامعه، مسئولیت‌پذیری نامزدها، کارآمدی نظام نظارتی و میزان مطالبه‌گری شهروندان است.
در نهایت، آنچه یک شهر را می‌سازد، نه تعداد پوسترهای انتخاباتی، نه حجم شعارها و نه هیجان روز رأی‌گیری است؛ بلکه حاکمیت شایسته‌سالاری، شفافیت، پاسخگویی و احترام به رأی مردم است. اگر شوراها قرار است «خانه مردم» باشند، باید درهای آن به روی نقد، نظارت و پاسخگویی همواره باز بماند. صندوق رأی، آغاز مسئولیت است، نه پایان آن؛ و دموکراسی، زمانی معنا پیدا می‌کند که منتخبان خود را وامدار شهروندان بدانند، نه صاحبان قدرت، ثروت یا شبکه‌های نفوذ.
منتخبی از پایان نامه ارشد
زهرا بوذری سراوانی کارشناس ارشد علوم سیاسی.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55458

برچسب ها

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.