اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی
مقدمه:
گیلان همواره یکی از ارکان بنیادین تأمین امنیت غذایی ایران- بهویژه در تولید استراتژیک برنج، چای، زیتون، مرکبات و آبزیپرور بوده است اما ورای چشماندازهای سرسبز و آمارهای متداول تولید سالانه، بحرانی ساختاری و تدریجی در لایههای زیرین این بخش جریان دارد. بحرانی که نه صرفاً ناشی از نوسانات اقلیمی است و نه به کمبود مقطعی نهادهها محدود میشود، بلکه به فرسایش شتابان سرمایه انسانی و سالخوردگی عمیق بهرهبرداران کشاورزی مربوط است. این چالش دموگرافیک در استان گیلان که خود با سالمندترین هرم جمعیتی کشور و پایینترین نرخ باروری مواجه است در صورت تداوم، پیوستگی تولید و پایداری سرزمینی شمال کشور را با تهدیدی جبرانناپذیر روبهرو خواهد ساخت.
۱- تصویر آماری: گیلان در آستانه گسست نسلی کشاورزی:
دادههای رسمی مرکز آمار ایران و گزارشهای تخصصی بخش کشاورزی، چند واقعیت آماری مستند را آشکار میسازد:
جهش میانگین سنی: میانگین سنی بهرهبرداران کشاورزی در گیلان از مرز ۵۳ سال عبور کرده و بخش بزرگی از مدیران مزارع در آستانه دهه هفتم زندگی خود قرار دارند.
ریزش سهم نسل نو: سهم جوانان (زیر ۴۰ سال) از کل بهرهبرداران کشاورزی استان به کمتر از ۷ درصد تنزل یافته است.
خردی شدید اراضی: میانگین مساحت قطعات زراعی بهازای هر بهرهبردار به حدود ۰.۷ هکتار (۷ هزار مترمربع) رسیده است.
این اعداد گویای پیامی صریحاند: بخش عمدهای از بار تولید غذا بر دوش نسلی قرار گرفته که توان فیزیکی آن رو به افول است، بدون آنکه چرخه جایگزینی طبیعی و آموزشدیده در روستاها شکل گرفته باشد.
۲. ریشههای واگرایی نسل جوان از مزارع:
چرا نسل جوان روستایی از اقتصاد کشاورزی فاصله میگیرد؟ ریشه این پدیده را باید در ساختار اقتصادی و نهادی حاکم بر تولید جستوجو کرد:
غیراقتصادی شدن قطعات خرد: تقسیم متوالی زمینها بر اثر توارث، مساحت مزارع را به زیر یک هکتار کشانده است. چنین قطعاتی، حتی با بهرهوری مطلوب، قادر به تأمین هزینههای یک زندگی متعارف برای یک خانوار جوان امروزی نیست.
ناپایداری درآمد و شوکهای بازرگانی: واردات نابهنگام محصولات در فصل برداشت، نوسان شدید قیمت نهادهها و تسلط شبکههای واسطهگری، امنیت روانی و حاشیه سود مطمئن را از تولیدکننده سلب کرده است.
فقدان نظام بازنشستگی و رفاه حرفهای: کشاورز کهنسال پس از چندین دهه کار طاقتفرسا، از یک پوشش مستمری مکفی محروم است. همین امر موجب میشود زمین به عنوان تنها تکیهگاه معیشتی دوران پیری حفظ شود و فرایند واگذاری داوطلبانه مدیریت به نسل جدید به تعویق بیفتد.
۳. واقعیت مکانیزاسیون و معمای رانت اراضی:
برای تدوین راهحلهای واقعبینانه، باید دو خطای رایج در تحلیل مسائل کشاورزی گیلان اصلاح شود:
مکانیزاسیون؛ پاسخ اضطراری به کمبود نیروی کار: کهولت سن کشاورزان نه تنها مانع بهکارگیری ماشینآلات نبوده، بلکه بهدلیل کمیابی کارگر فصلی و جهش دستمزدها، ضریب مکانیزاسیون کشت و برداشت برنج در استان را به بالای ۸۰ درصد رسانده است. مسئله امروز گیلان، مقاومت در برابر فناوری نیست بلکه فقدان شرکتهای خدمات تخصصی برای پشتیبانی کامل از این فرآیند است.
رانت سوداگری در برابر عایدی تولید: فروش و تغییر کاربری شالیزارها صرفاً معلولِ کهولت سن کشاورز نیست بلکه معلول شکاف نجومی ارزش رانت زمین و ساختوساز در مقایسه با درآمد سالانه کشاورزی است. صیانت از اراضی زراعی، پیش از هر چیز نیازمند اصلاح اقتصاد زمین و مهار سوداگری مسکن است.
۴. راهبردهای سیاستی؛ گذار از دهقانیِ معیشتی به کشاورزیِ سازمانیافته :
حل بحران سالخوردگی کشاورزی، با توصیههای احساسی یا اصرار بر حفظ روشهای سنتیِ یدی حاصل نمیشود. راهبرد اصولی، تغییر پارادایم تولید از طریق اقدامات زیر است:
توسعه شرکتهای خدمات تخصصی و آگروتک : هدایت فارغالتحصیلان جوان دانشگاهی به سمت ایجاد شرکتهای دانشبنیان، پایشهای پهپادی، مکانیزاسیون مدرن و زنجیرههای نوین توزیع، تا کشاورزی از یک کار یدی پرزحمت به یک کسبوکار فناورانه و مهندسیشده تبدیل شود.
یکپارچهسازی حقوقی بهرهبرداری : استفاده از قالبهای حقوقی مانند تعاونیهای تولید، شرکتهای سهامی زراعی و اجارهداریهای بلندمدت تا مدیریت یکپارچه بدون خدشه به اصل مالکیت اشخاص محقق و مقیاس تولید اقتصادی شود.
برقراری چتر حمایتی بازنشستگی برای کهنسالان: ایجاد سازوکارهای بازنشستگی شرافتمندانه برای کشاورزان کهنسال مشروط به انتقال رسمی مدیریت مزرعه به فرزندان یا شرکتهای بهرهبردار تخصصی.
پیشبینیپذیری بازار و مهار واردات : مدیریت هوشمندانه واردات در زمان برداشت و گسترش قراردادهای خرید تضمینی، برای بازگرداندن ارزش افزوده به جیب تولیدکننده واقعی.
سخن پایانی :
حفظ پایداری زیستبوم و امنیت غذایی گیلان در گرو تصمیمگیریهای شجاعانه و تحول در معماری مدیریت کشاورزی است. تکیه بر الگوهای سنتی دهقانی دیگر پاسخ گوی مقتضیات دنیای امروز نیست. پیوند تجربه زیسته نسل کهنسال با دانش، فناوری و ساختار شرکتی نسل جوان، تنها مسیری است که میتواند چراغ تولید را در مزارع شمال روشن نگه دارد و آینده امنیت غذایی کشور را تضمین کند.

