اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی
در تاریخ اندیشه و حکمت مشرقی و اسلامی، زندگی همواره حرکتی غایتمند، سلوکی آگاهانه و امانتی قدسی برای تکامل نفس و شکوفایی فضایل انسانی شناخته شده است. انسان در این منظومه، موجودی ساحتمند است که تعالی خود را در پیوند میان عقلانیت، حکمت باطنی و مسئولیت اجتماعی جستوجو میکند. اما در سپهر تمدنی امروز، بشر با چالشی نامحسوس ولی فراگیر به نام ابتذال زیستن مواجه شده است. وضعیتی که در آن عمق اندیشه قربانی شتابزدگی میشود، روابط اصیل انسانی جای خود را به تعاملات مصرفی میدهند و ارزش وجودی فرد در ویترینِ قضاوتهای روزمره، مُدهای زودگذر و هیجانات زودپای دیجیتال خلاصه میگردد.
ابتذال در این معنا، تقلیلدادن حقیقت بیکران آدمی به پوسته، مصرف و ارضای بیپایان نگاههای دیگران است.ریشههای این تقلیلگرایی زیستی بیش از هر چیز در غلبه منطق نمایشمحوری و اصالتیافتن لذتهای آنی بدون معنا نهفته است. هنگامی که ساحت تفکر عمیق و انس با میراث معرفتی تضعیف شود، ذائقه فردی و جمعی بهتدریج به سمت امور زودگذر و سطحی میل میکند.
نتیجه چنین دگرگونی پنهانی، تبدیلشدن فرهنگ و سبک زندگی به عرصهای برای تقلیدهای کورکورانه، مصرفگرایی تفاخرآمیز و تضعیف توان تمیز دادن امر اصیل از امر پیشپاافتاده است. در چنین فضایی، سکوت، خلوتهای سازنده و تأملات آرامشبخش که خاستگاه اصلی بالندگی روحی انسان است مختل شده و جایش را اضطرابی مزمن برای همرنگشدن با جریانهای غالب و پذیرفتهشدن در کانون توجه همگانی میگیرد پدیدهای که آرامش روانی فرد و سرمایه عاطفی خانوادهها را در فرسایشی مداوم قرار میدهد.
با این حال، مواجهه اصیل با پدیده ابتذال، نه با قهر و عزلتگزینی از جهان مدرن، بلکه از طریق احیای حکمت زیستن و وقار هویتی محقق میشود. زیست اصیل در فرهنگ غنی ایرانیاسلامی، بر سه پایه بنیادین استوار است:
معناگرایی مؤمنانه: ادراک زندگی به مثابه عرصهای برای ساختن فضیلت، مهرورزی و مسئولیتپذیری اخلاقی فراتر از معادلات مادی؛
قناعت و استقلال ذائقه: رهایی ذهن از سلطه الگوهای القایی مصرف و رسیدن به خودبسندگی روحی؛
پاسداشت ساحتهای جدی حیات: سرمایهگذاری بر دانایی، هنر فاخر، پیوندهای عمیق خانوادگی و گفتگوهای تعالیبخش به جای غوطهورشدن در روزمرگیهای تهی. این شیوه از زیستن، به انسان مصونیتی درونی میبخشد تا هویت خویش را بر بنیانهای استوار حقیقت بنا نهد، نه بر شنهای لغزان تحسینهای مجازی.
در نهایت، نفی ابتذال به معنای نادیدهگرفتن شادی، نشاط و زیباییهای مشروع زندگی نیست، برعکس، دعوتی است به چشیدن طعم اصیلترین شادیها و پایدارترین آرامشها در پرتو تعادل و فرهیختگی. رهایی از تله سطحیشدگی، نیازمند بازآفرینی فضای فرهنگی از طریق ترویج ادبیات فاخر، تعمیق خردورزی در نظام تعلیم و تربیت، و تقویت سواد انتقادی در بهرهگیری از ابزارهای نوپدید است. جامعهای که در آن ارزش انسانها بر مبنای ژرفای اندیشه، پاکی نیت و برکت وجودشان سنجیده شود، جامعهای شکستناپذیر در برابر هجمه بیهویتی خواهد بود. جامعهای که در عین زندگی در قلب دنیای مدرن، حریم وقار، معنا و اصالت انسانی را سربلند و پویا پاس میدارد.

