توسکانیوز/دکتر مازیار صیادی امیرکیاسر
متخصص علوم اعصاب از دانشگاه TITUبلژیک ورئیس دپارتمان علوم اعصاب دانشگاه TITU
دکتر شبنم رجب زاده متخصص علوم اعصاب
خشکی دیسک بینمهرهای یکی از مراحل اولیه و مهم دژنراسیون ستون فقرات است که با کاهش آب هسته دیسک، کاهش ارتفاع دیسک، افزایش فشار مکانیکی بر ساختارهای عصبی و بروز درد مزمن همراه است. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه اثربخشی سه روش درمانی شامل فیزیوتراپی استاندارد، متد نوروتراپی MIG و پروتکل ترکیبی ( نوروتراپیMIG + دستگاه آرجِی RJ + داروهای اختصاصی) بود.
در این مطالعه 300 بیمار (150 زن و 150 مرد) با میانگین سنی 58 سال طی 6 ماه بررسی شدند و به سه گروه مساوی 100 نفره تقسیم گردیدند. معیارهای ارزیابی شامل شدت درد (مقیاس دیداری درد)، عملکرد حرکتی و رضایت بیمار بود. نتایج نشان داد میزان بهبود در گروه فیزیوتراپی 38٪، در گروه متد نوروتراپی 68٪ و در گروه ترکیبی 78٪ بود.
یافتهها نشان میدهد رویکردهای مبتنی بر تنظیم سیستم عصبی نسبت به درمانهای صرفاً مکانیکی اثربخشی بیشتری در مدیریت خشکی دیسک دارند.
*مقدمه*
دیسک بینمهرهای یک ساختار بیومکانیکی-زیستی پیچیده است که نقش اصلی آن جذب فشارهای مکانیکی و حفظ انعطافپذیری ستون فقرات میباشد. این ساختار از هسته ژلهای مرکزی و حلقه فیبری محیطی تشکیل شده است. در شرایط طبیعی، هسته دیسک دارای آب فراوان و پروتئوگلیکانهای ساختاری است که خاصیت ارتجاعی آن را تضمین میکند.
با افزایش سن، عوامل ژنتیکی، مکانیکی و التهابی، میزان آب دیسک کاهش یافته و فرآیند خشکی دیسک آغاز میشود. این تغییرات منجر به کاهش ارتفاع دیسک، افزایش فشار بر ریشههای عصبی و ایجاد درد مزمن میگردد.
در سالهای اخیر مشخص شده است که دژنراسیون دیسک تنها یک فرآیند مکانیکی نیست، بلکه شامل تغییرات سلولی، افزایش سایتوکاینهای التهابی مانند TNF-α و IL-6، فعال شدن مسیرهای تخریبی ماتریکس خارج سلولی و درگیری سیستم عصبی مرکزی در تداوم درد میباشد.
*مواد و روشها*
این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی مقایسهای (Comparative Clinical Trial) طی مدت 6 ماه انجام شد. بیماران بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و سپس به صورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند.
*جامعه آماری*
* تعداد کل بیماران: 300 نفر
* زنان: 150 نفر
* مردان: 150 نفر
* میانگین سنی: 58 سال
* محدوده سنی: 35 تا 75 سال
* تشخیص: MRI و معاینه نورولوژیک واسکن بیورزونانس الکترومغناطیسی مغناطیسی ، تست عصب وعضله
*معیارهای ورود*
* خشکی دیسک تأیید شده در MRI
* درد مزمن بیش از 3 ماه
* کاهش عملکرد حرکتی
* عدم پاسخ به درمانهای قبلی
*معیارهای خروج*
جراحی اخیر ستون فقرات
* بیماریهای التهابی سیستمیک شدید
* تومور یا عفونت
* عدم همکاری در پیگیری
*گروهبندی و مداخلات درمانی*
*گروه اول* : فیزیوتراپی استاندارد (100 بیمار)
در این گروه درمان شامل تمرینات کششی ستون فقرات، تمرینات تقویت عضلات عمقی تنه، اصلاح الگوهای حرکتی، آموزش ارگونومی و استفاده از مدالیتههای فیزیکی مانند گرما درمانی و تحریک الکتریکی سطحی بود. جلسات درمانی 2 تا 3 بار در هفته طی 6 ماه انجام شد.
*گروه دوم* : متد نوروتراپی MIG (100 بیمار)
در این گروه از متد نوروتراپی MIG استفاده شد که شامل تحریک هدفمند سیستم عصبی محیطی و مرکزی همراه با ایجاد میدان الکترومغناطیسی کنترلشده بود. هدف این مداخله تنظیم عملکرد سیستم عصبی، کاهش فعالیت مسیرهای درد مزمن، کاهش التهاب عصبی و بهبود ارتباط بین سیستم عصبی مرکزی و محیطی بود. درمانها به صورت دورهای در طول 6 ماه انجام شد.
گروه سوم: درمان ترکیبی (100 بیمار)
این گروه شامل پروتکل چندمرحلهای بود:
1. متد نوروتراپی MIG برای تنظیم سیستم عصبی و کاهش التهاب عصبی
2. دستگاه آرجِی RJ برای تحریک بافتی، افزایش جریان خون و کاهش اسپاسم عضلانی
3. داروهای ابداعی و اختصاصی متد نوروتراپی MIG شامل فیکاجد، نورون اسپایک، قرص جدوار، قرص ارتمیزلینا و پماد آنتیپین
این ترکیب بهصورت مرحلهای و هماهنگ اجرا شد، تا همزمان بر سیستم عصبی، عضلانی و متابولیک اثر بگذارد.
*روش ارزیابی*
* مقیاس دیداری درد
* دامنه حرکتی ستون فقرات
* توانایی فعالیت روزمره
* رضایت بیمار
*تعریف موفقیت*
موفقیت درمان بر اساس کاهش درد، بهبود عملکرد حرکتی و رضایت بیمار تعریف شد.
*تحلیل آماری*
* مقایسه بین گروهها با آزمون آنالیز واریانس (ANOVA)
* سطح معنیداری: کمتر از 0.05
*نتایج درمان پس از 6 ماه نشان داد:*
* گروه فیزیوتراپی: 38٪ بهبود
* گروه متد نوروتراپیMIG: 68٪ بهبود
* گروه درمان ترکیبی: 78٪ بهبود
مکانیسم عمل :
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که خشکی دیسک بینمهرهای صرفاً یک اختلال مکانیکی محدود به ساختار دیسک نیست، بلکه یک فرآیند چندعاملی شامل تغییرات بیومکانیکی، التهابی و عصبی است. این نگاه چندبعدی در سالهای اخیر در مطالعات مربوط به دژنراسیون ستون فقرات بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا مشخص شده است که شدت درد و ناتوانی بیماران همیشه با میزان تغییرات مشاهدهشده در تصویربرداری همخوانی کامل ندارد (1)
در گروه اول که فقط فیزیوتراپی دریافت کردند، میزان بهبود 38 درصد بود. این میزان بهبود اگرچه از نظر بالینی قابل توجه است، اما محدودیتهای ذاتی درمانهای مکانیکی را نشان میدهد. فیزیوتراپی عمدتاً بر اصلاح وضعیت بدن، تقویت عضلات نگهدارنده ستون فقرات، کاهش فشارهای مکانیکی و بهبود الگوهای حرکتی تمرکز دارد. این مداخلات باعث کاهش بار وارد بر دیسک و بهبود نسبی علائم میشوند، اما در سطح سلولی و عصبی تأثیر مستقیم و عمیق ندارند. به همین دلیل در بیماران با درد مزمن و خشکی پیشرفته دیسک، پاسخ درمانی محدود باقی میماند.
در گروه دوم که از متد نوروتراپی MIG استفاده شد، میزان بهبود به 68 درصد رسید. این افزایش قابل توجه نسبت به گروه اول نشان میدهد که ورود به سطح سیستم عصبی میتواند نقش تعیینکنندهای در کنترل علائم داشته باشد. بر اساس مدلهای جدید درد مزمن، سیستم عصبی مرکزی در شرایط طولانیمدت دچار تغییرات عملکردی میشود که به آن «حساسسازی مرکزی» گفته میشود. در این حالت، حتی در صورت کاهش آسیب اولیه، سیستم عصبی همچنان سیگنالهای درد را به صورت تقویتشده پردازش میکند.
متد نوروتراپی MIG با هدف تنظیم این فعالیتهای غیرطبیعی طراحی شده است. تحریک هدفمند عصبی و ایجاد میدان الکترومغناطیسی کنترلشده میتواند در تعدیل فعالیت نورونها، کاهش تحریکپذیری مسیرهای درد و بهبود هماهنگی بین سیستم عصبی مرکزی و محیطی نقش داشته باشد. این موضوع با یافتههای جدید در زمینه نقش التهاب عصبی (نوروانفلامیشن) در دردهای مزمن همخوانی دارد، جایی که فعال شدن سلولهای ایمنی در سیستم عصبی باعث تداوم درد حتی در غیاب آسیب فعال میشود [2].
در گروه سوم که از درمان ترکیبی استفاده شد، بیشترین میزان بهبود یعنی 78 درصد مشاهده گردید. این یافته نشاندهنده اهمیت رویکردهای چندلایه در درمان اختلالات مزمن ستون فقرات است. در این گروه، چند مسیر همزمان هدف قرار گرفتهاند: سیستم عصبی از طریق نوروتراپی MIG، سیستم عضلانی-بافتی از طریق دستگاه آرجِیRJ، و فرآیندهای بیوشیمیایی و ترمیمی از طریق داروهای اختصاصی.
دستگاه آرجِی با ایجاد تحریک مکانیکی و افزایش جریان خون موضعی میتواند به کاهش اسپاسم عضلات پارااسپاینال و بهبود اکسیژنرسانی بافتی کمک کند. این موضوع در کاهش دردهای ثانویه ناشی از اسپاسم عضلانی نقش دارد. در کنار آن، داروهای اختصاصی مورد استفاده احتمالاً در کاهش التهاب، تعدیل درد و حمایت از فرآیندهای ترمیمی نقش داشتهاند، هرچند برای تأیید دقیق مکانیسم آنها نیاز به مطالعات فارماکولوژیک مستقل وجود دارد.
نکته مهم در گروه سوم، وجود اثر همافزایی است. به این معنا که ترکیب چند مداخله مختلف باعث ایجاد اثر درمانی بیشتر از مجموع اثرات جداگانه آنها شده است. این پدیده در درمان بیماریهای مزمن عضلانی-اسکلتی بارها گزارش شده است و نشان میدهد که این نوع اختلالات معمولاً تکعاملی نیستند، بلکه شبکهای از عوامل مختلف در ایجاد و تداوم آنها نقش دارند [3].
از نظر بالینی، نتایج این مطالعه نشان میدهد که انتخاب نوع درمان باید بر اساس شدت بیماری و پاسخ فردی بیمار انجام شود. در مراحل خفیفتر، فیزیوتراپی ممکن است کافی باشد، اما در موارد مزمنتر، ورود به سطح نوروفیزیولوژیک ضروری به نظر میرسد. در موارد پیچیدهتر، استفاده از رویکرد ترکیبی میتواند بیشترین اثربخشی را داشته باشد.
با این حال، باید در نظر داشت که این مطالعه محدودیتهایی دارد. عدم وجود گروه دارونما، عدم کورسازی کامل و نبود برخی شاخصهای استاندارد جهانی از جمله محدودیتهای مهم این تحقیق هستند. همچنین ارزیابی بلندمدت نتایج برای بررسی پایداری اثرات درمانی ضروری است.
*نتیجهگیری*
نتایج این مطالعه نشان میدهد که متد نوروتراپی MIG میتواند نقش مهمی در بهبود علائم بیماران مبتلا به خشکی دیسک بینمهرهای ایفا کند. این روش در مقایسه با فیزیوتراپی استاندارد، میزان بهبود بیشتری ایجاد کرده و در ترکیب با سایر مداخلات درمانی، بیشترین اثر را نشان داده است.
یافتههای بهدستآمده بیانگر این موضوع هستند که خشکی دیسک را نباید صرفاً یک اختلال مکانیکی در نظر گرفت. در واقع این بیماری نتیجه تعامل پیچیدهای بین تغییرات ساختاری دیسک، اختلال در عملکرد عضلات اطراف ستون فقرات و تغییرات عملکردی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی است. بنابراین، هر رویکرد درمانی که تنها یکی از این ابعاد را هدف قرار دهد، احتمالاً با محدودیت در اثربخشی مواجه خواهد شد.
متد نوروتراپی MIG با تمرکز بر تنظیم عملکرد سیستم عصبی، کاهش تحریکپذیری مسیرهای درد و تعدیل التهاب عصبی، توانسته است بخش مهمی از این چرخه پیچیده را هدف قرار دهد. این موضوع میتواند توضیحدهنده افزایش قابل توجه میزان بهبود در گروه دوم باشد.
در گروه سوم، استفاده همزمان از چند روش درمانی نشان داد که رویکردهای ترکیبی میتوانند اثرات درمانی بیشتری نسبت به درمانهای تکبعدی داشته باشند. این موضوع اهمیت طراحی پروتکلهای چندوجهی در درمان بیماریهای مزمن ستون فقرات را برجسته میکند.
در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که آینده درمان اختلالات دژنراتیو دیسک احتمالاً به سمت روشهایی حرکت خواهد کرد که همزمان بر سیستم عصبی، بافتهای عضلانی و فرآیندهای التهابی اثر میگذارند. با این حال، برای تأیید قطعی اثربخشی متد نوروتراپی MIG، انجام مطالعات گستردهتر، تصادفیسازیشده و دارای شاخصهای استاندارد بینالمللی ضروری است.
توضیح : متد نورو تراپی MIG اولین بار با ابتکار دکتر مازیار صیادی متخصص علوم اعصاب وعضو اکادمی علوم اروپا در قالب پتنت درمانی در سال ۲۰۲۱ در فستیوال های جهانی که با همکاری اکادمی علوم اروپا برگزار می شد ، شرکت نموده و قادر گردید در فستیوال های بین المللی در میان رقبای جهانی ۸ مدال طلا دریافت نماید ودر حال حاضر متد نوروتراپی MIG بعنوان درمان چند وجهی وترکیبی با داروهای ابداعی در ایران شهرهای تهران واصفهان ورشت ولاهیجان ودر سایر نقاط جهان بخصوص در ترکیه وعراق (اربیل) و امارات متحده عربی ( دبی) مورد استفاده قرار می گیرد
*منابع*
1. Samanta A, et al. Intervertebral disc degeneration and therapeutic approaches. *Frontiers in Public Health*. 2023.
2. Zhu D, et al. Inflammatory and metabolic mechanisms in disc degeneration. *Research*. 2024.
3. Liu W, et al. Neuroinflammatory pathways in chronic spinal disorders. *European Journal of Medical Research*. 2024.
4. Yang H, et al. Role of inflammatory signaling in spinal degeneration. *Frontiers in Cell and Developmental Biology*. 2024.
5. Pravdyuk NG, et al. Chronic pain and neuroinflammation mechanisms. *International Journal of Molecular Sciences*. 2025.

