توسکانیوز/ فهیمه فتحی
شهادت، نه فرجامِ یک راه، که آغازِ بیکرانگی است. سرمنزلِ مقصودی که سالکانِ طریقِ حق، عمر خویش را در تبوتابِ تقرب به آن گذراندهاند. آنان که زیستن را جز در افقهای سرخِ مجاهدت نجستند، سرانجام در ضیافتِ قدسیِ عرشیان آغوش گشودند. امروز، در طلیعهی این عروج، خیلِ صفکشیدگانِ شهادت به پیشوازِ مسافری آمدهاند که تمنای دیرینهاش، سرانجام به مهرِ قبولِ حق آراسته شد.
صدای تلاطمِ دریا در گوشِ ساحل میپیچد. طنینی بلند و حیدری که از سینهی ایستادگی برمیخیزد و موجهای سرکش را به قیام میخواند. اگرچه زمین امروز در سوگِ آن قامتِ استوار زانو زده و آسمانِ چشمها به رعد و برقی تازه بارانی است، اما این اندوهِ گران، هرگز مایهی سستی نیست. پرچمی که به دستِ آن علمدارِ نستوه برافراشته شد، بر زمین نخواهد ماند. خطبهی رزمِ او، هنوز در گوشِ زمان طنینانداز است، هشداری مدام که مبادا دشمن، میدانِ مجاهدت را خالی بپندارد.
میهن، داغدارِ قائد شهید خویش است. سوگوارِ دلاوری که رفتنش، بهاری غمناک و بارانی را بر چهرهی ایران رقم زده است. صدای مویههای غریب که از جغرافیای این خاکِ پاک به گوش میرسد، گواه پیوندی عمیق میان یک ملت و یاورانِ راستینِ آن است.
اما این سلوکِ سرخ، به بنبستِ ناامیدی ختم نمیشود. این مجاهدتها، پیشدرآمدِ همان صبحِ روشنی است که تاریخ در انتظارِ آن به سر میبرد؛ صبحِ جمعهای سرشار از نسیم و نور، که جادهی سبزِ خراسان به شمیمِ ظهورِ نرگس عطرآگین شود و منجیِ موعود، بیرقِ عدالت را در پهنهی گیتی برافرازد. آن روز، روزِ تجلیِ تمامِ خونهای پاکی است که در راهِ حق نثار شد.

