اختصاصی توسکانیوز/ زهرا بوذری /کارشناس ارشد علوم سیاسی انتخابات شورای اسلامی شهر، در فلسفه وجودی خود، باید عرصهای برای انتخاب مدیران محلی کارآمد، متخصص و پاسخگو باشد؛ نهادی که بتواند بر عملکرد شهرداری نظارت کند، از حقوق شهروندان دفاع کند و مسیر توسعه پایدار شهر را هموار سازد. اما آنچه در بسیاری از دورههای گذشته مشاهده شده، فاصلهای قابل تأمل میان این هدف و واقعیت موجود است. نخستین آسیب، تبدیل شدن انتخابات شوراها به رقابتی مبتنی بر شهرت، روابط شخصی، قومیت، طایفهگرایی، وعدههای احساسی یا تبلیغات پرهزینه است؛ عواملی که گاه بر تخصص، تجربه و برنامهمحوری غلبه میکنند. نتیجه آن است که رأی مردم، به جای آنکه بر پایه ارزیابی دقیق توان مدیریتی نامزدها شکل گیرد، تحت تأثیر مؤلفههایی قرار میگیرد که ارتباط مستقیمی با اداره یک شهر ندارند. پرسش اساسی این است که آیا اداره شهری چندصد هزار یا چندمیلیونی را میتوان به افرادی سپرد که برنامهای روشن برای حل بحرانهایی مانند آلودگی هوا، ترافیک، فرسودگی زیرساختها، مدیریت پسماند، توسعه حملونقل عمومی، کمبود فضای سبز و بحران منابع مالی ندارند؟ پاسخ روشن است؛ مدیریت شهری عرصه آزمون و خطا نیست. از سوی دیگر، یکی از ضعفهای ساختاری انتخابات شوراها، نبود فرهنگ مطالبهگری پس از انتخابات است. بسیاری از نامزدها در دوران تبلیغات، وعدههایی مطرح میکنند که یا خارج از حدود اختیارات شورا است یا هیچ سازوکار مشخصی برای اجرای آن ارائه نمیشود. پس از پایان انتخابات نیز کمتر شاهد آن هستیم که این وعدهها به صورت منظم توسط افکار عمومی، رسانهها و نهادهای مدنی مورد ارزیابی قرار گیرد. در چنین شرایطی، پاسخگویی جای خود را به فراموشی میدهد. نکته قابل تأمل دیگر، هزینههای بالای برخی رقابتهای انتخاباتی است. وقتی برای ورود به شورایی که باید نماینده مردم باشد، هزینههای سنگین تبلیغاتی صرف میشود، این پرسش در ذهن شهروندان شکل میگیرد که بازگشت این هزینهها چگونه و از چه مسیری جبران خواهد شد؟ شفافیت در منابع مالی تبلیغات انتخاباتی، ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ اعتماد عمومی است. همچنین، شوراها در برخی موارد به جای آنکه اتاق فکر توسعه شهر باشند، گرفتار اختلافهای سیاسی، شخصی یا جناحی شدهاند. شهروندان از اعضای شورا انتظار ندارند که رقابتهای انتخاباتی را به صحن شورا منتقل کنند؛ آنان انتظار دارند مشکلات شهر، نه منافع گروهی، محور تصمیمگیری باشد. در این میان، نقش رسانهها نیز تعیینکننده است. رسانه نباید تنها بلندگوی تبلیغات انتخاباتی باشد، بلکه باید با برگزاری مناظرههای تخصصی، بررسی سوابق نامزدها، راستیآزمایی وعدهها و پیگیری عملکرد منتخبان، به ارتقای کیفیت انتخابات کمک کند. رسانه مسئول، تنها در موسم انتخابات فعال نیست؛ بلکه تا پایان دوره شورا نیز وظیفه نظارت و مطالبهگری را بر عهده دارد. از سوی دیگر، مسئولیت شهروندان نیز صرفاً به انداختن برگه رأی در صندوق ختم نمیشود. رأی آگاهانه، نیازمند مطالعه، پرسشگری و شناخت برنامههاست. جامعهای که انتخاب خود را بر پایه احساسات، روابط یا تبلیغات انجام دهد، نباید از پیامدهای آن در مدیریت شهری غافل بماند. واقعیت آن است که اصلاح وضعیت شوراها، تنها با تغییر افراد ممکن نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح سازوکارهاست. افزایش شفافیت، تقویت نظارت، ارتقای معیارهای احراز صلاحیت، الزام نامزدها به ارائه برنامههای قابل سنجش، شفافسازی منابع مالی تبلیغات و تقویت نقش رسانهها و نهادهای مدنی، از جمله اقداماتی است که میتواند کیفیت شوراهای شهر را ارتقا دهد. انتخابات شورای شهر زمانی به معنای واقعی کلمه موفق خواهد بود که شهروندان نه به مشهورترین چهره، بلکه به شایستهترین مدیر رأی دهند؛ نه به پررنگترین پوستر، بلکه به دقیقترین برنامه؛ و نه به پرصداترین شعار، بلکه به مسئولانهترین تعهد. آینده شهرها بیش از آنکه به نتیجه یک روز انتخابات وابسته باشد، به کیفیت انتخاب و میزان مطالبهگری شهروندان در چهار سال پس از آن بستگی دارد. اگر شوراها قرار است «خانه مردم» باشند، باید بیش از هر چیز در برابر مردم پاسخگو بمانند، نه در برابر جریانهای سیاسی، منافع اقتصادی یا حلقههای قدرت. منتخبی از پایان نامه ارشد بوذری …زهرا… کارشناس ارشد علوم سیاسی
انتخابات شورای شهر؛ صندوق رأی یا میدان رقابتهای غیرشهری؟
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55565
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

