• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
1

از تعلیق تا بازآرایی موقعیت

  • کد خبر : 54595
  • 20 خرداد 1405 - 9:40
از تعلیق تا بازآرایی موقعیت
به قلم محسن بوذری سراوانی

توسکانیوز/محسن بوذری سراوانی/جنگ چهل‌روزه، آتش‌بس شکننده و تداوم تنش‌های متقابل، بار دیگر این پرسش را پیش روی ناظران قرار داده است که آیا بحران فعلی به سوی جنگی تازه حرکت می‌کند یا به توافقی پایدار خواهد انجامید. با این حال، شاید مسئله اصلی نه جنگ باشد و نه مذاکره؛ بلکه چرایی گرفتار ماندن برخی کشورها در چرخه‌ای تکرارشونده از تنش، فشار، مذاکره و آتش‌بس باشد.

در مقاله «راهبرد تعلیق» تلاش شد نشان داده شود که بسیاری از بحران‌های امروز نه به‌طور کامل حل می‌شوند و نه به نقطه فروپاشی می‌رسند. آنچه شکل می‌گیرد، وضعیتی میان جنگ و صلح است که در آن بحران به‌جای پایان یافتن، مدیریت می‌شود. اما همه کشورها سرنوشت یکسانی ندارند. برخی برای سال‌ها در وضعیت تعلیق باقی می‌مانند و برخی دیگر موفق می‌شوند از آن عبور کنند. پرسش اصلی اینجاست که تفاوت در کجاست؟

برای پاسخ به این پرسش باید از سطح رویدادهای روزمره فراتر رفت. تحولات اخیر و ورود هم‌زمان موضوعاتی مانند تنگه هرمز، امنیت انرژی و کریدورهای ترانزیتی به متن بحران نشان داد که مسئله ایران دیگر صرفاً در چارچوب یک منازعه دوجانبه قابل تحلیل نیست. این تحولات بیش از آنکه درباره یک بحران مقطعی باشند، به جایگاه ایران در موازنه‌های در حال تغییر جهان مربوط می‌شوند.

در جهانی که نظم پیشین به‌تدریج فرسوده می‌شود و نظم جدید هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده است، بسیاری از بازیگران در وضعیتی میان رقابت و همکاری قرار گرفته‌اند. ائتلاف‌ها دائمی نیستند، منافع به‌سرعت جابه‌جا می‌شوند و موازنه‌ها پیوسته در حال بازتنظیم هستند. در چنین فضایی، مزیت کشورها صرفاً در میزان قدرت نظامی، حجم اقتصاد یا تعداد متحدان آن‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه به توانایی آن‌ها در بازتعریف جایگاه خود در محیطی وابسته است که قواعد آن دائماً در حال تغییر است.

تاریخ نشان می‌دهد بسیاری از کشورها با وجود منابع فراوان، موقعیت جغرافیایی ممتاز یا نقش مهم در مسیرهای راهبردی، نتوانسته‌اند این ظرفیت‌ها را به قدرت پایدار تبدیل کنند. در مقابل، کشورهایی نیز وجود داشته‌اند که با منابع محدودتر اما با درک درست از تحولات محیطی، توانسته‌اند جایگاه خود را ارتقا دهند. تفاوت میان این دو گروه در میزان منابع آن‌ها نیست؛ در توانایی آن‌ها برای تبدیل ظرفیت به کارکرد نهفته است.

کشورهایی که موفق می‌شوند از چرخه‌های فرسایشی جنگ، فشار و مذاکره عبور کنند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند: آن‌ها صرفاً به انباشت قدرت تکیه نمی‌کنند، بلکه توانایی بازآرایی موقعیت خود را دارند.

اما بازآرایی موقعیت صرفاً به معنای افزایش قدرت یا گسترش روابط خارجی نیست؛ بلکه به معنای تغییر جایگاه یک کشور در شبکه موازنه‌ها و روابط متقابل است. در این حالت، کشور از وضعیتی که صرفاً موضوع رقابت دیگران است فاصله می‌گیرد و به بازیگری تبدیل می‌شود که حضور یا نقش آن بر رفتار سایر بازیگران اثر می‌گذارد. چنین تغییری لزوماً نیازمند منابع بیشتر نیست، بلکه مستلزم تعریف کارکردهای جدید برای ظرفیت‌های موجود در محیطی است که قواعد آن در حال دگرگونی است.

در نظم در حال گذار، بسیاری از کشورها با وجود منابع، جمعیت یا توان نظامی قابل توجه، همچنان در معرض بحران‌های مکرر قرار می‌گیرند. تفاوت اصلی در این است که برخی بازیگران صرفاً موضوع رقابت قدرت‌ها باقی می‌مانند، در حالی که برخی دیگر به بخشی از سازوکار موازنه تبدیل می‌شوند.

کشوری که تنها در یک موازنه تعریف شود، با تغییر آن موازنه آسیب‌پذیر خواهد شد. اما کشوری که بتواند هم‌زمان در چند موازنه منطقه‌ای و جهانی نقش ایفا کند، به‌تدریج از یک متغیر قابل حذف به یک گره ضروری تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، حذف یا بی‌ثبات‌سازی آن دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه نیست، بلکه بر مجموعه‌ای از موازنه‌های بزرگ‌تر اثر می‌گذارد.

قدرت همچنان یکی از ارکان اصلی بقا و بازدارندگی در محیط پرتنش امروز است و هیچ کشوری بدون برخورداری از مؤلفه‌های قدرت نمی‌تواند از منافع خود دفاع کند. با این حال، تجربه بسیاری از بحران‌های معاصر نشان می‌دهد که انباشت قدرت به‌تنهایی برای خروج از چرخه‌های فرسایشی کافی نیست. مسئله اصلی برای ایران صرفاً افزایش قدرت نیست؛ بلکه افزایش ضرورت است. هر اندازه یک کشور برای شبکه گسترده‌تری از موازنه‌ها، مسیرهای ارتباطی، ترتیبات اقتصادی و معادلات امنیتی اهمیت پیدا کند، احتمال گرفتار شدن آن در چرخه‌های فرسایشی تعلیق کاهش می‌یابد.

البته این ضرورت صرفاً از موقعیت جغرافیایی به دست نمی‌آید. ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی تنها زمانی به قدرت پایدار تبدیل می‌شوند که با ظرفیت‌های داخلی پیوند بخورند. حکمرانی کارآمد، توان اقتصادی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و توانایی بهره‌برداری از فرصت‌های بیرونی، حلقه اتصال ژئوپلیتیک به قدرت واقعی هستند. بدون این پیوند، حتی مهم‌ترین موقعیت‌های را هبردی نیز می‌توانند به منبع آسیب‌پذیری تبدیل شوند.

از همین رو، مسئله اصلی ایران در سال‌های آینده صرفاً عبور از یک بحران یا دستیابی به یک توافق خاص نیست. مسئله مهم‌تر، چگونگی بازآرایی موقعیت کشور در محیطی است که موازنه‌های آن به سرعت در حال تغییرند.

این بازآرایی را می‌توان در سه سطح دنبال کرد.

نخست، بازآرایی موقعیت؛ به این معنا که ظرفیت‌های جغرافیایی، انرژی و ترانزیتی کشور به نقش‌های واقعی و پایدار در شبکه‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شوند. در جهان امروز، صرف قرار گرفتن بر سر یک مسیر راهبردی مزیت نیست؛ مزیت زمانی شکل می‌گیرد که دیگران برای حفظ موازنه‌های خود به آن موقعیت نیازمند باشند.

دوم، بازآرایی زمان؛ زیرا فرصت‌های راهبردی همیشگی نیستند. کشورهایی که بتوانند تغییرات محیطی را زودتر تشخیص دهند و پیش از تثبیت موازنه‌های جدید جایگاه خود را تنظیم کنند، معمولاً هزینه کمتری برای عبور از بحران‌ها می‌پردازند.

سوم، بازآرایی روایت؛ زیرا رقابت امروز تنها بر سر سرزمین، منابع یا توان نظامی نیست، بلکه بر سر تعریف نقش بازیگران نیز جریان دارد. کشوری که صرفاً به‌عنوان یک تهدید یا مسئله امنیتی شناخته شود، بیشتر در معرض تعلیق قرار می‌گیرد. در مقابل، کشوری که بتواند خود را به‌عنوان بخشی از راه‌حل موازنه‌های منطقه‌ای و جهانی معرفی کند، ظرفیت بیشتری برای تثبیت موقعیت خود خواهد داشت.

بر این اساس، عبور از چرخه فرسایشی جنگ، فشار و مذاکره نه صرفاً از مسیر بازدارندگی نظامی حاصل می‌شود و نه صرفاً از مسیر توافق‌های سیاسی. آنچه اهمیت دارد، تبدیل کشور از موضوع رقابت دیگران به یکی از عناصر ضروری موازنه‌های آینده است.

در جهانی که نظم پیشین رو به فرسایش است و نظم جدید هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده، مسئله اصلی تنها میزان قدرت کشورها نیست؛ بلکه جایگاه آن‌ها در موازنه‌های در حال شکل‌گیری است. کشورهایی که بتوانند به بخشی از سازوکار موازنه تبدیل شوند، کمتر در معرض حذف، انزوا یا تعلیق قرار می‌گیرند.

از این منظر، مسئله ایران دیگر صرفاً انتخاب میان جنگ یا مذاکره نیست. مسئله اصلی آن است که آیا کشور خواهد توانست از موضوع رقابت قدرت‌ها به یکی از عناصر ضروری موازنه‌های آینده تبدیل شود یا نه. پاسخ به این پرسش، بیش از هر توافق یا رویارویی مقطعی، جایگاه ایران را در دهه‌های آینده تعیین خواهد کرد.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=54595

برچسب ها

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.