اختصاصی توسکانیوز/دکتر محمدعلی رجاء بهشتی/گیلان، سرزمینی با جنگلهای متراکم، ساحل خزر، خاک مستعد و سرمایهای انسانی غنی، همچون الماسی در ویترینی غبارگرفته نشسته است. پرسش بنیادین این است چرا این دیار مستعد، کماکان با شکاف میان ظرفیتهای بالفعل و بالقوه خود دستبهگریبان است و چرا موتورهای محرک توسعه در آن، یکی پس از دیگری به کما میروند؟ پاسخ این پرسش، نه در بدشانسی اقلیمی، که در شبکهای درهمتنیده از مدیریت نامتوازن، اقتصاد ناکارآمد کشاورزی و فرسایش سرمایههای زیرساختی نهفته است.
یک/ نخستین مانع توسعه گیلان، نه در تالارهای همایش، بلکه در مزارع و شالیزارها مشهود است. تغییر کاربری افسارگسیخته اراضی کشاورزی و تبدیل آن به ویلاهای ویترینی، نهتنها یک تخلفِ ساده، که نشاندهنده شکستِ مدل اقتصادی استان است. وقتی زمین به جای ابزار تولید، به کالای سوداگرانه تبدیل میشود، کشاورزی معنای خود را از دست میدهد. این فرآیند، در کنار بحرانهای زیستمحیطی (از فاجعه پسماند سراوان تا آلودگی رودخانههای زرجوب و گوهررود)، گیلان را در آستانه یک بنبست اکولوژیک قرار داده است که هرگونه توسعه آتی را با چالشهای هزینهبر روبرو میکند.
دو/ نظام مدیریت استان در سالهای اخیر، دچار نوعی جزیرهایشدن شده است. شکاف میان مراجع تصمیمگیر و بدنه نخبگانی سبب شده تا تصمیمسازیهای کلان، از یافتههای آمایشی فاصله بگیرند. در شرایطی که کشاورزی گیلان زیر بار هزینههای سرسامآور نهادهها و خردبودن اراضی در حال فرسودگی است، سیاستهای حمایتی اغلب کوتاهمدت و فاقد پیوستِ زنجیره تأمین هستند. تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری، نه یک پروژه عمرانی، که یک ضرورتِ حیاتی برای بقای معیشت مردم این خطه است که همچنان در پیچوخم بودجههای استانی و ملی معطل مانده است.
سه/ باید بپذیریم که علاوه بر مشکلات ساختاری، با یک قفل شناختی در مدل حکمرانی روبروییم. سوگیری وضع موجود باعث شده مدیران برای فرار از ریسکِ اصلاحِ شیوههای سنتی، به تکرار روندهای گذشته روی آورند. عدم قطعیت در وضعیت اقتصادی، افق تصمیمگیری را به روزمرگی تقلیل داده است. توسعه پایدار، نیازمندِ شکستن این چرخه است؛ یعنی عبور از نگاههای بخشی به نگاههای آمایشی و پایدار».
چهار/ رهایی گیلان از این انسداد، نیازمند سه گام فوری است:
نخست؛ انضباط در کاربری اراضی: برخورد قاطع با سوداگری زمین و اولویت دادن به اقتصادِ تولیدمحور بر اقتصادِ ویلاسازی.
دوم؛ یکپارچهسازی نهادی: پایان دادن به ملوکالطوایفی مدیریتی و تشکیل شورای عالی توسعه گیلان با حضور نخبگان مستقل، برای رصدِ عملکرد دستگاهها.
سوم؛ احیای زنجیره ارزش کشاورزی: حمایت هدفمند و مبتنی بر فناوری، نه فقط برای تولید، که برای فرآوری و صادرات محصولات استراتژیک استان.
گیلان شایسته توقف در دایره مسائل تکراری نیست. چشمانداز فردای این پهنه سبز، در گروِ ارادهای فراگیر برای اصلاح ساختارها، گذار از تصمیماتِ بخشی و ایجاد هماهنگی نهادی است. زمانِ آن رسیده که مزیتهای نسبی گیلان، به مزیتهای رقابتی تبدیل شوند، نه اینکه به بهانهای برای تخریب زیستبوم و معیشت مردم بدل گردند.
گیلان؛ از ظرفیتهای نهفته تا چالشهای مسیر توسعه
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55449
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

