اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی/ عزیز عبدالهی 1. فراگیری مباحثِ سیاسی در گروههای اجتماعی، کانالهای محلی و شبکههای مجازی، فراتر از علاقه به سیاست، نشاندهندهی پدیدهای است که میتوان آن را سیاسیشدنِ فراگیرِ زیستِ اجتماعی نامید. در این وضعیت، بسیاری از مسائلِ اقتصادی، فرهنگی، زیستمحیطی و خدماتی، پیش از آنکه با دادههای تخصصی و رویکردهای کارشناسی بررسی شوند، در قالبِ صفبندیهای گروهی و داوریهای هویتی تفسیر میشوند. سیاستورزی، به معنای توجه به امور عمومی و مطالبهگری، حقی مسلم و امری ضروری است اما چالش زمانی آغاز میشود که منطقِ هیجانی و قطبیساز»، جای خود را به منطقِ مسئلهمحور و کارشناسی میدهد. 2. دلیل این فراگیری را باید در پیوندِ ناگسستنیِ تصمیمهای عمومی با زندگی روزمره مردم جستوجو کرد. معیشت، اشتغال، آموزش و کیفیتِ محیطزیست، همگی از عملکردهای عمومی اثر میپذیرند لذا حساسیتِ شهروندان نسبت به این امور، نشانهی بلوغ و پویایی جامعه است. با این حال، هنگامی که مجراهای رسمی، پاسخگو و کارآمد برای «گفتوگوی تخصصی» ضعیف باشند، شبکههای اجتماعی ناخواسته به میدانِ اصلیِ بیان اعتراض و داوری تبدیل میشوند. در این فضا، مسائلِ پیچیده که نیازمند مطالعه و شکیبایی هستند، ناگزیر در قالبِ پیامهای کوتاه، خبرهای ناقص و واکنشهای آنی عرضه میگردند. 3. از منظر روانشناسی اجتماعی، امکانِ انتشارِ فوریِ نظر در فضای مجازی، به شهروند احساسِ حضور و اثرگذاری میدهد. فرصتی که میتواند نیروی محرکهی فعالیت مدنی باشد. اما اگر این امکان با کمبودِ اطلاعاتِ دقیق، میل به دیده شدن و نیاز به تعلقِ گروهی همراه شود، ناخودآگاه ما را به سمتِ قضاوتهای شتابزده سوق میدهد. در این میان، گاه مرز میان حقِ اظهارنظر و صلاحیتِ داوری تخصصی کمرنگ میشود. افراد ممکن است نه به قصدِ تخریب، بلکه در پیِ احساسِ تکلیف، درباره موضوعاتِ پیچیده حکم صادر کنند چرا که در فضایِ قطبیسازیشده، عقبنشینی از یک موضع، نهاصلاحِ تحلیل، که شکست در برابر گروهِ مقابل تلقی میشود. 4. در چنین فضایی، گفتوگو از هدفِ اصلیاش که فهمِ مسئله است، فاصله میگیرد. وقتی یک دیدگاه به بخشی از هویتِ گروهیِ فرد تبدیل میشود، نقدِ آن دیدگاه نیز حمله به شخصیتِ او پنداشته میشود. اینجاست که زبانِ استدلال، جای خود را به برچسبزنی و دشمنسازی میدهد. فضایِ مجازی نیز در این چرخه نقش دارد چرا که اقتصادِ توجه، سخنِ تند و جنجالی را بیش از تحلیلِ آرام و دقیق بازنشر میکند. 5. برای استان گیلان، که با مسائلِ درهمتنیدهای نظیر مدیریتِ پسماند، حفاظت از تالابها، پایداریِ کشاورزی و توسعهی متوازن روبهروست، این آسیب اهمیت دوچندان دارد. حلِ این مسائل نه با سکوت، بلکه با نقدِ صریح، مستند و مسئولانه ممکن است. نقدی که متوجهِ تصمیمها و عملکردها باشد، نه متکی بر تخریبِ اشخاص. هرچه مسائلِ استان به رقابتهای هویتی فروکاسته شوند، ظرفیتِ اقدامِ مشترک میان مردم، نخبگان و مسئولان ضعیفتر میشود. 6. کاهشِ این آسیب، وظیفهی همگانی است: • نهادهای آموزشی و رسانهها: باید مهارتِ تفکرِ انتقادی، سوادِ رسانهای و تفاوتِ میانِ «واقعیت» و «تفسیر» را به ارزش عمومی بدل کنند. • تشکلهای مدنی و انجمنهای علمی: میتوانند با برگزاری نشستهای تخصصی و ارائه راهکارهای عملی، مسئله را در مرکز توجه قرار دهند و از تبدیل شدنِ دغدغههای مدنی به میدانِ منازعه جلوگیری کنند. • صاحبان تریبون و نخبگان: میتوانند در زمانِ تنش، جامعه را به تأمل، انصاف و ترجیحِ منافعِ بلندمدتِ گیلان فراخوانند. 7. مسئله امروز، حذفِ سیاست یا محدود کردنِ صدای مردم نیست . جامعهی زنده، جامعهای است پرسشگر و مطالبهگر. مسئله آن است که اظهارنظرِ آزاد، باید با مسئولیتِ در شناخت پیوند بخورد. گیلان زمانی میتواند از ظرفیتهای بینظیرِ انسانی و طبیعیِ خود بهره ببرد که انرژیِ صرفشده در جدلهای فرساینده، به سوی شناختِ دقیقِ مسئله، همکاریِ اجتماعی و ارائهی راهحلهای عملی هدایت شود. بیاییم به جای سخن گفتن دربارهی یکدیگر، با یکدیگر دربارهی مسائلِ استان، مسئولانه گفتوگو کنیم.
از حقِ اظهارنظر تا داوریِ مسئولانه
تأملی جامعهشناختی در فضای گفتوگوی عمومیِ گیلان
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55337
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

