توسکانیوز/ نقی هدایتی/در جغرافیایی چون گیلان، که جنگل، کوه، تالاب و زیستبومهای کمنظیرش سرمایهای ملی و بیننسلی به شمار میروند، حفاظت از محیطزیست نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی است. در این میان، محیطبانان بهعنوان عاملان میدانی حاکمیت، نخستین و آخرین حلقه صیانت از این سرمایه مشترکاند؛ مردانی که قانون را نه در پشت میز، بلکه در دل جنگل، کوهستان و مناطق صعبالعبور اجرا میکنند.
محیطبان، طبق قانون، کارمند دولت و مأمور اجرای مقررات شکار، صید و حفاظت از مناطق تحت مدیریت است. جلوگیری از شکار غیرمجاز، مقابله با تخریب منابع طبیعی، تنظیم صورتجلسه تخلف و معرفی متخلفان به مراجع ذیصلاح، تنها بخشی از شرح وظایف آنان است. اما آنچه در متن قانون بهروشنی آمده، در میدان عمل با واقعیتی پرمخاطره و گاه ناعادلانه گره خورده است.
محیطبانان در مقام مأموران حاکمیتی، با وضعیتی دوگانه مواجهاند؛ از یکسو مسئولیتهایی مشابه ضابطان خاص دارند و از سوی دیگر، در فرآیند رسیدگی قضایی، اغلب بهمثابه یک فرد عادی در یک نزاع تلقی میشوند. در مواردی که محیطبان در چارچوب انجام وظیفه قانونی و برای دفاع از جان خود یا طبیعت، ناگزیر به استفاده از قوه قهریه شده، نبود نگاه حمایتی و تفسیر دقیق از جایگاه ضابطی آنان، منجر به صدور احکامی شده که نهتنها بازدارنده نیست، بلکه امنیت روانی و شغلی این قشر را تضعیف میکند.
این وضعیت، متخلفان بهویژه شکارچیان غیرمجاز را نیز به این تصور میرساند که دست محیطبان بسته است . استناد به مفاهیمی چون «حق آب و گل» یا بومیبودن، در تقابل با قانون، به افزایش جسارت و حتی درگیریهای مسلحانه دامن زده است؛ درگیریهایی که در نهایت، طبیعت و انسان هر دو قربانی آناند.
طبق قانون بهکارگیری سلاح، محیطبان موظف است سلسلهمراتب هشدار، تیر هوایی و هدفگیری غیرحیاتی را رعایت کند؛ الزامی مسئولانه که در برابر متخلف مسلح و بیپروا، عملاً توازن را به زیان مأمور قانون برهم میزند. این نابرابری، زمانی نگرانکنندهتر میشود که گفته می شود استان گیلان با همه حساسیت و تنوع زیستی خود، تنها با حدود ۱۵۰ محیطبان محافظت میشود؛ عددی که بههیچوجه با وسعت و پیچیدگی مناطق تحت مدیریت همخوانی ندارد. طبق امارهای منتشره، ۱۴۱ شهید و بیش از ۳۰۰ جانباز محیطبانی در کشور – و بنا بر برخی آمارها بیش از ۱۲۰ شهید در گیلان – سندی روشن از پرخطر بودن این حرفه است. این آمار، تنها اعداد نیستند؛ روایت خانوادههاییاند که نانآورشان در سکوت جنگلها جان باخته و جامعه کمتر صدای آنان را شنیده است.
در عین حال، مشکلات معیشتی، ساعات کاری طولانی، کمبود نیرو و فرسودگی جسمی و روانی، فشار مضاعفی بر محیطبانان وارد کرده است. تجهیز محیطبانان گیلان به امکاناتی چون جلیقه ضدگلوله و دیگر امکانات فیزیکی مهم است اما امنیت شغلی و حقوقی، مقدم بر تجهیزات فیزیکی است.
حفاظت از طبیعت، صرفاً وظیفه یک سازمان نیست. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که بدون آموزشهای پایه فرهنگی، بهویژه از سنین کودکی، هیچ قانون و نیرویی بهتنهایی قادر به صیانت پایدار از محیطزیست نخواهد بود. مشارکت آگاهانه مردم، نقشآفرینی سازمانهای مردمنهاد و حمایت از فعالان محیطزیست، حلقه مفقودهای است که میتواند بار تقابل را از دوش محیطبانان بردارد.
باید بپذیریم که تخریب محیطزیست، مسئلهای ساده و مقطعی نیست و با راهحلهای آزمودهشده و ناکارآمد گذشته نیز مهار نخواهد شد. قوانین الزامآور، حمایت قضایی مؤثر از مأموران حفاظت، افزایش نیروی انسانی و نهادینهسازی فرهنگ مشارکت عمومی، ارکان یک راهحل پایدارند.
محیطبانان، حافظان ذخایر ژنتیکی و ضامن حق حیات نسلهای آیندهاند. جامعهای که از آنان حمایت نکند، در حقیقت از آینده خود چشم پوشیده است. امروز، دفاع از محیطبان، دفاع از قانون، طبیعت و اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که اگر فروبریزد، بازسازی آن بهمراتب پرهزینهتر از حفاظت پیشگیرانه خواهد بود.
محیطبانان گیلان و بار سنگین حفاظت از میراث طبیعی
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=53851
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

