اختصاصی توسکانیوز/ دکتر عزیز عبدالهی/روزگار غریبی است؛ روزگارِ گم شدن در هزارتویِ خویشتن. اما پیرانِ طریقت و راویانِ عشق، سالهاست که برای ما یک فرمولِ ساده اما سنگین به یادگار گذاشتهاند: تا از مرزهایِ تنگ و تاریکِ “من” عبور نکنی، هرگز به “منا” نخواهی رسید. منا همانجایی است که باید منیتها را قربانی کرد. قانونِ این بازیِ شگفتانگیز چنین است که تا فرو نریزی و فنا نشوی، طعمِ شیرینِ بقا و جاودانگی را نخواهی چشید. باید رفت و از خود گذشت.
میگویند راهها بستهاند. میگویند بتهایِ زمانه، با قامتی از سنگ و فریب، شاهراهها را قرق کردهاند تا کسی به مقصد نرسد. اما من، در میانهی این همه ناامیدی، به حرمتِ همان حقیقتِ مطلق سوگند میخورم که راهِ رسیدن به خدا هرگز بسته نمیشود. بتها هر چقدر هم بزرگ باشند، در پیشگاهِ ارادهی انسانِ عاشق، جز حبابی روی آب نیستند. همیشه راهی هست؛ حتی از میانِ سنگلاخها . نگاه کنید به یاران؛ آنها که رسمِ کهنه را شکستند و به شاهراهی جدید قدم گذاشتند.
تاریخ به یاد دارد که گاهی برای رسیدن به حقیقت، باید مناسکِ مرسوم را رها کرد. چه تفاوت میکند در مکه باشی یا در بیابان؟ وقتی قبله در حرکت است، عاشقانِ واقعی حتی از میانهی طوافِ کعبه نیز راهی به سویِ کربوبلا میگشایند. چرا که کعبهی حقیقی، آنجاست که حق در خطر است.
دریغ و صد افسوس! در آن غوغایِ تنهایی و عطش، در آن روزِ واقعه، هیچ دستی نبود که به یاریِ فریادهایِ مظلومانهشان دراز شود. آسمان تماشا میکرد و زمین میسوخت. حالا، سالها پس از آن روز، ما ماندهایم و حسرتی ابدی. دستِ ما دیگر به دامانِ پرمهرِ خودِ آنها نمیرسد؛ تنها سهمِ ما از آن همه عظمت، ایستادن در کنارِ پیکرهایِ صدپارهی شهداست تا شاید از عطرِ خاکشان، جانی تازه بگیریم.
گویی پردهها کنار رفته است. بشنوید؛ بزمِ فرشتگانِ مقرب درگاه آغاز شده و آسمان آغوش گشوده است. در این ضیافتِ خاص، قاعدهها دگرگوناند. اینجا تشنگی، نه یک رنج، که یک فضیلت است. با همین لبهای خشکیده و عطشِ جانسوز است که میتوان جامِ بلای دوست را سر کشید و به معراج رفت. در این بزم، هر که تشنهتر ، مقربتر.
در پایان، باید پذیرفت که قانونِ عشق را با مرکّبِ معمولی بر کاغذهایِ فانی ننوشتهاند؛ این قانونِ ازلی را با خطِ سرخِ خون، بر جریدهی عالم نگاشتهاند. در مکتبِ عاشقان، شفا در عافیتطلبی و سلامت نیست. شفا در خودِ زخم است. باید زخم خورد تا تطهیر شد، و شگفت آور است که از همین مجرایِ خونفشان و پردرد، میتوان به عافیتِ حقیقی و رستگاریِ ابدی رسید.
چنین است روایتِ آنان که رفتند، و ما که هم چنان در جستجویِ آن شاهراهِ سرخ، چشم به راه ایستادهایم…
روایتِ آن قانونِ سرخ
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=54413
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

