اختصاصی توسکانیوز/ایمان عاطفی کیا/استان گیلان سالهاست که با چالش های پیچیده کمبود زمین، حساسیتهای زیستمحیطی و افزایش تقاضای مسکن روبروست این استان برخلاف بسیاری از نقاط کشور، امکان توسعه افقی گسترده ندارد؛ زیرا مساحت زیادی از زمین در گیلان یا شالیزار است، یا جنگل هیرکانی، یا تالاب و حریم رودخانه. این محدودیت باعث شده که گسترش شهرها به سمت اراضی طبیعی، نهتنها مشکل مسکن را حل نکند، بلکه فشار بیشتری بر محیطزیست وارد کند و الگوی سکونت را به سمت پراکندگی و بینظمی ببرد. در چنین شرایطی، بلندمرتبهسازی نه یک انتخاب مجلل، بلکه ضرورتی برای مدیریت آینده سکونت در گیلان است؛ ضرورتی که اگر درست اجرا شود، میتواند هم زمین را حفظ کند و هم کیفیت زندگی شهری را ارتقا دهد.
در سالهای اخیر، شهرهایی مانند رشت، بندرانزلی و لاهیجان با رشد جمعیت و افزایش مهاجرت روبهرو بودهاند. قیمت زمین و مسکن بالا رفته و ساختوسازهای غیرمجاز در حاشیه شهرها بیشتر شده است. تجربه نشان داده که توسعه افقی در گیلان، بهویژه در حاشیه شالیزارها و جنگلها، پیامدهای جبرانناپذیری دارد. ساخت یک واحد ویلایی در زمین کشاورزی، بخشی از ظرفیت تولید غذا و ذخیره آب را از بین میبرد؛ در حالی که یک برج ۱۵ یا ۲۰ طبقه میتواند نیاز دهها خانواده را بدون مصرف زمین بیشتر تأمین کند. این همان منطقی است که بسیاری از شهرهای جهان برای حفاظت از محیطزیست به تراکم هوشمند به جای گسترش بی رویه و ساخت برج در شهرها روی آوردهاند که اگر در پهنههای مناسب انجام شود، میتواند نقش مهمی در ساماندهی توسعه شهری داشته باشد. شهرهایی مانند رشت و انزلی با محدودیت شدید زمین مواجهاند و توسعه افقی در آنها عملاً به معنای تخریب اراضی کشاورزی یا فشار بر مناطق طبیعی است. برجها جمعیت را در نقاطی متمرکز میکنند که زیرساختهای شهری از قبل وجود دارد؛ نقاطی که دسترسی به شبکه آب، برق، فاضلاب، حملونقل عمومی و خدمات شهری فراهم است. این تمرکز باعث کاهش هزینههای زیرساختی، مدیریت بهتر ترافیک و جلوگیری از گسترش بیبرنامه شهر میشود. علاوه بر این، برجها امکان استفاده از فناوریهای سبز مانند پنلهای خورشیدی، سیستم جمعآوری آب باران و مدیریت هوشمند انرژی را فراهم میکنند؛ امکاناتی که در ساختوسازهای پراکنده عملاً قابل اجرا نیست.
با این حال، نگرانی فعالان محیطزیست درباره تجربه استانی مانند مازندران قابل توجه است. اما باید تأکید کرد که مشکل مازندران، خودِ بلندمرتبهسازی نبود؛ بلکه نبود طرح جامع، ساختوساز در حریم ساحل، ضعف زیرساختها و نبود نظارت مؤثر بود. گیلان میتواند مسیر متفاوتی را طی کند. بلندمرتبهسازی در این استان باید فقط در پهنههایی انجام شود که از نظر ظرفیت ترافیکی، زیرساخت آب و فاضلاب و فاصله از مناطق حساس زیستمحیطی مناسب باشند. هر پروژه باید ارزیابی دقیق اثرات سؤ زیستمحیطی داشته باشد و گزارش آن بهصورت عمومی منتشر شود تا اعتماد عمومی تقویت شود.
معماری برجها نیز باید با اقلیم گیلان سازگار باشد. رطوبت بالا و بارندگی فراوان نیازمند مصالح مقاوم، تهویه مناسب و طراحی سازگار با هویت شهری است. استفاده از بام سبز، دیوارهای سبز و درختکاری جبرانی میتواند اثرات زیستمحیطی را کاهش دهد و کیفیت زندگی را افزایش دهد. همچنین باید برای هر برج، مسیرهای پیادهراه، پارکینگ کافی و ارتباط با حملونقل عمومی طراحی شود تا از ایجاد گرههای ترافیکی جلوگیری شود. برجها اگر درست طراحی شوند، میتوانند نهتنها محل سکونت، بلکه مرکز خدمات شهری، فضاهای عمومی و امکانات رفاهی باشند؛ چیزی که در ساختوسازهای پراکنده امکان تحقق آن کمتر است.
در نهایت، بلندمرتبهسازی در گیلان تنها زمانی میتواند به یک سیاست موفق تبدیل شود که با نظارت سختگیرانه، شفافیت اطلاعات و مشارکت جامعه همراه باشد. تشکیل کمیته مشترک محیطزیست و شهرداری، انتشار عمومی گزارشهای ارزیابی، و برخورد قاطع با تخلفات، میتواند مسیر توسعه پایدار را هموار کند. اگر این اصول رعایت شود، بلندمرتبهسازی نه تهدیدی برای گیلان، بلکه راهکاری برای حفظ زمین، تأمین مسکن و مدیریت آینده سکونت خواهد بود؛ راهکاری که میتواند الگویی از توسعه عمودیِ سبز و سازگار با هویت این استان ارائه دهد.

