اختصاصی توسکانیوز / دکتر عزیز عبدالهی / اربعین، منزلگاهِ بلوغِ اندوه و میعادگاهِ شعورِ سوگ است. چهلمین طلوعی که هنوز از غروبِ خونینِ عاشورا سر برمیآورد و داغِ حادثه را از ژرفای تاریخ به اکنونِ جانها میکشاند. گویی از آن روزِ عظیم، خورشید دیگر هرگز به تمامی طلوع نکرده است و جهان، پس از آن واقعه، در سوگی ممتد و سترگ فرو مانده است.حادثهای روی داده که نهتنها خاکِ تفتیدهی کربلا، بلکه استخوانبندیِ تاریخ را درهم شکسته و وجدانِ زمان را تا همیشه مجروح ساخته است. آدمی در برابر این مصیبت، خویشتن را هم چون مسافری بازمانده در کرانههای ظلمت مییابد. ایستاده در میانهی بهتی جانسوز، درحالیکه رودخانهای جوشان از رنج و عطش از سراسر وجودش گذشته است. در اربعین، عطش تنها خاطرهی لبهای خشکیدهی خیمهنشینان نیست؛ عطش، سرنوشتِ روحی است که از فراتِ حقیقت دور افتاده و در جستوجوی جرعهای از معنا، بیابانهای تاریخ را درمینوردد. یاختههای جان میسوزند و دل، در ازدحامِ این تاریکیِ متراکم، راهی به رهایی نمییابد. چهل روز است که هفتادودو خورشیدِ فروزان در افقِ داغِ خاطره غروب کردهاند و چشمِ جان، هنوز در تعقیبِ آن ستارگانِ خاموش، بارانی و بیقرار است. اما این خاموشی، خاموشیِ فراموشی نیست آنان که در کربلا فرو افتادند، از حافظهی هستی فرو ننشستند، بلکه در بلندای حقیقت، جاودانهتر از همیشه ایستادند و از خونِ خویش، مشعلی برای بیداریِ قرون افروختند. اربعین، موسمِ بازگشت به این آگاهیِ بزرگ است که ظلمت، هرچند سهمگین و گسترده، توانِ خاموش کردنِ یادِ خورشید را ندارد. بوی مرگ، اگرچه از پارههای خاک برمیخیزد و خیمههای سوخته، اگرچه بهار را از نیمهراه بازگرداندهاند، حقیقتِ حسینبنعلی علیهالسلام در ژرفترین لایههای این اندوه، هم چون نوری شکستناپذیر جاری است؛ از این روست که تاریخ، در چهلمین روزِ آن مصیبت، نه به خاموشی، بلکه به تپش میافتد؛ گویی هر برگِ آن بر سرِ خویش میکوبد و هر سطرِ آن، با نالهای فروخورده، نامِ شهیدان را تکرار میکند. اربعین، صرفِ شمارشِ روزها پس از یک فاجعه نیست تداومِ حضوری است که با خون معنا یافته و با اشک، در ضمیرِ امت استوار مانده است. چهل روز گذشته است و زمین هنوز خاکسترنشینِ آن واقعهی عظیم است. واقعهای که گدازههایش نهتنها آسمانِ آن روز، که همهی آفاقِ تاریخ را سوزاند. فرات، هنوز آکنده از اندوهِ قرنها میجوشد و بیابان، هنوز پژواکِ گامهای کاروانی را در سینه دارد که از میانِ آتش و نیزه و مصیبت گذشت تا حقیقت را از اسارتِ تحریف برهاند. اربعین، در این معنا، نقطهی پایانِ سوگ نیست، بلکه آغازِ رسالتِ یادآوری است، آغازی برای آنکه دلهای خاکی، در افقهای خونینِ تاریخ، بار دیگر کاروانِ نور را بجویند و در غربتِ جهان، راهِ خویش را با یادِ آن خورشیدِ سرْبریده بازشناسند. و اینک اربعین، نه فقط چهلمین روزِ ماتم، که تجلیِ ماندگارِ پیوندِ اشک و آگاهی، اندوه و ایمان، سوگ و بیداری است. در این روز، جانِ آدمی سر بر دیوارِ فرو ریختهی خویش میگذارد و با تمامِ ویرانیاش میگرید اما در ژرفای همین گریستن، به حقیقتی عظیم دست مییابد: آن چه در کربلا سوخت، خیمه بود، نه حقیقت، آن چه بر خاک افتاد، تن بود، نه پیام؛ و آن چه در عاشورا به خون نشست، آغازی بود برای جاودانگیِ نوری که هیچ ظلمتی را یارای خاموش کردنِ آن نیست.
اربعین؛ میعادِ اشک و آگاهی
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55174
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

