اختصاصی توسکانیوز/زهرا بوذری عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات گیلان/در روزهایی که صدای تهدید و نگرانی بلندتر شده است، بیش از همیشه به سیاستی نیاز داریم که انسان و زندگی را در مرکز تصمیمهای خود قرار دهد؛ سیاستی که هم از استقلال و امنیت ایران دفاع کند و هم راه صلح، گفتوگو و آرامش را نبندد. ایران امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد؛ آرامشی که نه از فراموش کردن تهدیدها، بلکه از خردمندانه مواجه شدن با آنها به دست میآید. در روزهایی که سایه جنگ و ناامنی بر زندگی مردم افتاده، نمیتوان از کنار اضطراب خانوادهها، نگرانی مادران و آینده نسلی که چشم به فردا دوخته است، به سادگی گذشت. جنگ، فقط صدای انفجار و میدان نبرد نیست. جنگ وقتی آغاز میشود که امنیت از خانهها رخت میبندد، امید در دل مردم کمرنگ میشود و آینده، به جای فرصت، به منبعی برای نگرانی تبدیل میشود. ایران برای ما تنها یک نام بر روی نقشه نیست؛ خانهای است که میلیونها انسان در آن زندگی کردهاند، رنج کشیدهاند، ساختهاند و به آیندهاش امید بستهاند. به همین دلیل، دفاع از ایران را باید فراتر از یک مفهوم نظامی دید. دفاع از ایران یعنی دفاع از جان مردم، دفاع از امنیت خانوادهها، دفاع از امید جوانان و دفاع از امکان ساختن آیندهای بهتر. البته هیچکس نمیتواند در برابر تهدید خارجی بیتفاوت باشد. حفظ تمامیت ارضی، استقلال و امنیت ملی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما قدرت یک کشور تنها در توانایی ایستادگی آن در برابر دشمنان خلاصه نمیشود. #جامعهای که در درون خود از همدلی، اعتماد و سرمایه اجتماعی برخوردار باشد، در برابر بحرانها نیز مقاومتر خواهد بود. از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت و گفتوگو نیاز داریم؛ به سیاستی که اختلاف نظر را به دشمنی تبدیل نکند و میان مردم مرزهای تازه نسازد. ایران زمانی قدرتمندتر خواهد بود که شهروندانش، با همه تفاوتهایشان، احساس کنند در سرنوشت این خانه مشترک سهم و نقش دارند. در چنین شرایطی، مسئولیت سیاستورزان نیز سنگینتر از همیشه است. مردم از سیاست، پیش از هر چیز، امنیت، صداقت و امید میخواهند. انتظار دارند تصمیمهای بزرگ با در نظر گرفتن هزینههای انسانی و اجتماعی آنها گرفته شود و هیچ فرصتی برای کاهش تنش و باز کردن مسیر گفتوگو از دست نرود.
شاید امروز یکی از مهمترین وظایف ما این باشد که اجازه ندهیم ترس، جای امید را بگیرد و خشونت، جای گفتوگو را. ایران به همه فرزندان خود نیاز دارد؛ به زن و مرد، جوان و سالخورده، با هر نگاه و سلیقهای. آینده این سرزمین زمانی روشنتر خواهد بود که به جای حذف یکدیگر، یاد بگیریم در کنار تفاوتهایمان، برای حفظ خانه مشترکمان بایستیم.
ما صلح را از سر ضعف نمیخواهیم؛ صلح را از سر مسئولیت میخواهیم. برای آنکه کودکانمان با صدای آرامش بیدار شوند، نه صدای جنگ؛ برای آنکه مادران، آینده فرزندانشان را با نگرانی نگاه نکنند؛ و برای آنکه جوانان این سرزمین، به جای رؤیای رفتن، دوباره به ساختن فردای ایران بیندیشند. ایران شایسته روزهایی است که در آنها زندگی بر ترس غلبه کند، امید بر ناامیدی پیروز شود و عقلانیت، راه آینده را نشان دهد.
ایران را باید برای زندگی حفظ کرد؛ برای مردم، برای امید و برای فردایی که هنوز میتوان آن را بهتر ساخت.

