اختصاصی توسکانیوز/ دکتر عزیز عبدالهی
گیلان، سرزمینِ هوشمندی، مدارا و همبستگیِ تاریخی است؛ خاستگاهِ مردمی که همواره با زیستبومِ خود در تعاملی سازنده بودهاند. با این حال، این هویتِ غنی در تلاقیِ سنتهای دیرپا و هجومِ بیمحابایِ سبکِ زندگیِ مدرن و گردشگریِ ناپایدار، دستخوشِ دگردیسی شده است.
در ادبیات حکمرانی نوین، فرهنگ نه یک مؤلفه تزیینی، بلکه الگوی نرمافزاری و زیرساختِ نامرئیِ هرگونه تحولِ مادی است. استان گیلان به دلیل موقعیت راهبردی و ظرفیتهای طبیعی، نیازمند گذار از توسعه متکی بر عمرانِ صرف به توسعه مبتنی بر فرهنگ عمومی است. بیتوجهی به متغیرهای فرهنگی در برنامههای کلان، نه تنها پروژههای عمرانی را از کارایی ساقط میکند، بلکه شالوده هویت بومی را نیز در معرض فرسایش قرار میدهد.
1-اگر پروژههای عمرانی و طرحهای اقتصادی را کالبد توسعه بدانیم، فرهنگ عمومی، نظام منطقی و الگوی رفتاری حاکم بر این کالبد است. خطای راهبردی است که بر بستری از رفتارهای سنتی که با فشارهای زیستی و جمعیتیِ امروز بازتعریف نشدهاند، سازههای مدرنِ توسعه بنا کنیم. ناهماهنگیِ میان سختافزارِ مدرن و نرمافزارِ سنتی، نتیجهای جز فرسودگیِ زودهنگام و فروپاشیِ سرمایهگذاریها نخواهد داشت. مطابق با اسناد بالادستی و قانون برنامه هفتم، فرهنگ نه یک انتخاب، که پیوستِ الزامی تمامی فعالیتهای کلان است. الزامی که در آمایش سرزمین، توسعه پایدار را نه در شاخصهای فیزیکی، بلکه در سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی جستوجو میکند.
2-تجربیات ملی و بینالمللی گواهی میدهد که کالبد مادی توسعه بدون پیوستهای فرهنگی، پروژهای شکستخورده است. در گیلان، عدم انطباق طرحهای توسعه با فرهنگ بهرهبرداری، می توانداستهلاکِ پروژهها را تسریع کند. افزون بر این، تابآوری استان در برابر مخاطرات طبیعی، بیش از آنکه به سازههای بتنی وابسته باشد، به فرهنگِ مشارکت و انضباط اجتماعی گره خورده است. هویتِ معماری و آدابورسومِ بومی، یک مزیت رقابتی در اقتصاد گردشگری است لذا توسعهی منهای فرهنگ، گیلان را به استانی بیچهره تبدیل میکند که مزیتهای رقابتیاش را به مسلخِ تغییرات شتابزده میبرد.
3-اقتصادِ گیلان در یک مثلثِ راهبردی میان کشاورزی، محیطزیست و گردشگری تعریف میشود. فرهنگ عمومی در این سامان، ترجمانِ اخلاقِ زیستبومگرا، بهرهوریِ کشاورزی و میزبانیِ هوشمندانه است. ناکامیهای مکرر در مهار آلودگیها (نظیر مدیریت پسماند)، بیش از آن که ناشی از ضعف فناوری باشد، ریشه در لایههای فرهنگیِ تولید، مصرف و تفکیک زباله دارد؛ بنابراین، الحاقِ واقعیِ پیوست فرهنگی به اسنادِ کمیته برنامهریزی استان، نه یک تشریفات اداری، بلکه ضرورتی برای تضمینِ سازگاریِ طرحها با لایههای اجتماعی است.
4-شورای فرهنگ عمومی استان باید از نقشهای نمادین و تقلیلگرایانه فاصله گرفته و به راهبرِ اصلیِ اصلاحِ رفتارهایِ جمعی بدل شود. مأموریت این شورا باید بازآراییِ الگوهایِ رفتاری برای پذیرشِ نظمِ توسعهای باشد. اگر فرهنگ عمومی با شاخصهایِ توسعه پایدار همسو شود، بهرهوریِ هر ریال هزینه در بخشِ عمرانی چندین برابر خواهد شد.
فرجامِ سخن؛
کلیدِ حلِ بحرانهایِ گیلان از زخمِ پسماند تا ترافیک و تخریبِ بافتِ تاریخی نه در کارگاههایِ ساختمانی، که در بازسازیِ پیوندِ میان فرهنگِ بومی و نظمِ توسعهای نهفته است. نادیده گرفتن این زیرساختِ نامرئی، هزینهای است که استان از جیبِ نسلهای آینده خواهد پرداخت. اکنون زمان آن است که مدیریت اجرایی استان، با اتکا به یک نظام مدیریت فرهنگبنیان، توسعه را از مدارِ صرفِ عمران، به مدارِ همافزاییِ ساختار و رفتار بازگرداند.
فرهنگ عمومی؛ شالوده هویت و زیرساختِ نامرئیِ توسعه در گیلان
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55751
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

