اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی/ فرهنگ عمومی، صرفاً مجموعهای از آداب و رسومِ ایستا نیست بلکه میراثی زنده و پویاست که باید در هر نسل، متناسب با اقتضائات زمانه بازتولید و به نسل بعد منتقل شود. در گیلان، گسستِ معناداری میان نهادهای آموزشی، دانشگاهی و رسانهای با واقعیتهای اجتماعی و هویتی استان پدید آمده است. گسستی که سبب شده مدرسه بیشتر به انتقال دانش نظری بسنده کند، دانشگاه از حل مسائل انضمامی فاصله گیرد و رسانه در سطح بازتاب رویدادهای روزمره متوقف بماند. احیای سرمایه فرهنگی گیلان، نیازمند بازسازی این زنجیره و ایجاد همافزایی واقعی میان ارکان فرهنگی، آموزشی و تربیتی استان است. ۱- مدرسه و کانونهای تربیتی، بستر جامعهپذیری بومیمحور: مدرسه در گیلان باید از محیطی صرفاً آموزشی برای کسب نمره، به کانون تربیت اجتماعی و شهروندی ارتقا یابد. در این مسیر، همافزایی مدرسه با نهادهای مکمل نظیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نقشی کلیدی در درونیسازی هویت، خلاقیت و حس تعلق سرزمینی ایفا میکند. دانشآموز گیلانی باید مفاهیمی چون توسعه پایدار، اخلاق زیستمحیطی، ارزش منابع آبی و فرهنگ همیاری را در متن تجربه زیسته و فعالیتهای پرورشی لمس کند. بومیسازی شیوههای یادگیری به معنای محدودسازی افق دید نیست، بلکه به مفهوم معنادار کردن آموزش در بستر محیط پیرامون است. نظام آموزشی که نتواند پیوند عاطفی و شناختی نسل نو را با جغرافیا و تاریخ خود برقرار سازد، شهروندانی کمتعلق نسبت به آینده محیطزیست و هویت استان پرورش خواهد داد. ۲-دانشگاه، از نظریهپردازی صرف تا دیدهبانیِ مسئلهمحور: دانشگاههای استان زمانی جایگاه واقعی خود را در منظومه توسعه بازمییابند که اولویتهای پژوهشی خود را با چالشهای ساختاری گیلان پیوند زنند. رسالت علمی دانشگاه ایجاب میکند که کانون تضارب آرا و ارائه راهحل برای معضلاتی چون بحران پسماند، فرسایش کاربریهای کشاورزی، صیانت از منابع طبیعی و ارتقای سرمایه اجتماعی باشد. هنگامی که ارتباط نظاممند میان نهاد تولید علم و دستگاههای اجرایی برقرار نباشد، تصمیمگیریهای کلان از پشتوانه تحلیلی و شواهد علمی محروم میماند و هزینههای آزمون و خطا بر جامعه تحمیل میشود. ۳- رسانه، پیشران گفتمان عقلانیت و توسعه: رسانههای استانی (مکتوب، برخط و صداوسیما) باید فراتر از بازتاب انفعالی رویدادها، نقش دیدهبان عمومی و هدایتگر گفتمان توسعه را بر عهده گیرند. رسانه ابزار اساسی ارتقای سواد اجتماعی و تثبیت هنجارهای توسعهگراست. هدایت افکار عمومی به سمت نقد سازنده، مطالبهگری قانونمدار و پیوند زدن دغدغههای فرهنگی با اولویتهای زیرساختی، رابطه میان جامعه و مدیریت استان را معنادار میسازد و مانع از غلبه رویکردهای هیجانی و ناپایدار در تصمیمگیریهای عمومی خواهد شد. ۴- همافزایی نهادها به مثابه یک پیکره: این ارکان (مدرسه، دانشگاه و رسانه) نه اجزای جزیرهای و منفک، بلکه اضلاع یک منظومه واحد در توسعه فرهنگی استان هستند. برای تحقق این پیوند، ضروری است نهادهای سیاستگذار و مجری حوزه فرهنگ در استان بهویژه با راهبری شورای فرهنگ عمومی و همافزایی دستگاههای متولی از جمله اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازوکارهای اجرایی را به سمت شبکهسازی کارکردی و گفتمانسازی عمومی هدایت کنند. پیوند این دستگاهها با اضلاع سهگانه، متضمن اتصال آموزشهای پایه و دانشگاهی به باورهای عمومی، و تقویت نقش رسانهها در تثبیت هنجارهای توسعه پایدار خواهد بود. غفلت از این زنجیره، به معنای کاهش بازدهی و عمر مفید سرمایهگذاریهای مادی و عمرانی است چرا که هیچ زیرساخت مادی و توسعهای بدون اتکا به سرمایه انسانی آگاه و فرهنگ عمومی متعهد، پایدار نخواهد ماند. بازآرایی این هندسه ارتباطی، شرط بنیادین گذار گیلان به سوی توسعه پایدار و متوازن است.
بازآرایی هندسه فرهنگی گیلان؛ گذار از جزایر آموزشی به شبکه همافزای توسعه
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55698
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

