اختصاصی توسکانیوز/دکتر فریدون شایسته
با وجود دو تن از مشروطهخواهان نامدار کسما: میرزا حسینخان کسمائی، رئیس فرقهی مجاهدین رشت و حاجاحمد کسمایی، مرد شماره ۲ نهضت جنگل، خیلی زود، شعبهای از فرقه مجاهدین در کسما، تشکیل شد.
کسما، در دورهی مشروطه، یکی از ۵ ناحیه مهم فومن محسوب میشد و دارای بیش از پنجاه دهکده آباد بود. اهالی، بهخاطر بافت دهقانی منطقه ، درگیر بودن با مسائل ارضی و اربابرعیتی، بیباکی ذاتی، کاملاً مستعد اقدامات انقلابی و مشروطهطلبی بودند و از آغاز برخاستن نغمه مشروطه خواهی، به مجاهدت در راه استقرار حکومت مشروطه پرداختند.
مهمترین اقدام فرقه مجاهدین کسما، همزمان با اعتراض، تحصن و تعطیلی بازار رشت، از روز چهارشنبه۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۶ خورشیدی،برابر با۱۷ربیعالاول ۱۳۲۵ قمری، در اعتراض به نرسیدن نظامنامه انتخاباتی، تأخیر در تصویب قانون اساسی و انتصاب ظفر السلطنة به حکمرانی گیلان،بود.
اعتراضات حدود دو هفته طول کشید. در سومین روز اعتراضات عمومی مردم رشت، یعنی در ۱۳ اردیبهشت۱۲۸۶ خورشیدی، اهالی کسماء، برای همراهی با مشروطهخواهان وارد رشت شدند.
نشریه حبلالمتین، شماره ۸۵، که در ۴ ربیعالثانی ۱۳۲۵ قمری،منتشر شده است مینویسد:
“عصر روز جمعه فرقه موسوم به مجاهدین، با طبل و علم، برای استقبال اهالی کسما، سه روز سه ساعت به غروب مانده ،حرکت کردند.جمعیت زیادی هم بود. یک ساعت و نیم به غروب مانده، پهلوی تملیک، با اهالی کسما ، ملاقات کردند.
اهالی کسما، تقریباً هشتصد نفر بودند. قریب دویست نفر تفنگدار با تفنگهای مارتینی، که ردیف به شکل نظام، پشت سر آنها، فرقه موسوم به مجاهد، با لباس نظامی با طبل و شیپور و علم،که ردیف پشت سر آنها، وکلای انجمن ملی کسما، با بعضی محترمین مستقبلین، پشت سر آنها سادات و علما و ریشسفیدان کسما،هم کفن به گردن.
کذا تفنگداران کسما، کفن به گردن، به ندای بلند یا صاحبالزمان ادرکنی، مسافتی را طی کرده … وارد انجمن شدند و اما چه وارد که در انجمن هم جای سوزن انداختن نبود.از دههزار نفر کم تر و در انجمن و جلو در انجمن جمعیت نبود. از کثرت ازدحام، آدم روی آدم، صدای غلغله و ضجه بلند بود.
در ۲۲ اردیبهشت۱۳۸۶ خورشیدی، خبر تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی، به رشت رسید. بازارها باز شدند و رعایا و سوارانی که از کسما، فومن و اسالم و دیگر نقاط، به رشت آمده بودند، بهتدریج به خانههای خود بازگشتند.
(یوسفدهی هومن،۱۳۸۷،انجمن های گیلان درعصرمشروطه، رشت، فرهنگ ایلیا، صص۷۸-۷۷)

