اختصاصی توسکانیوز/دکتر فریدون شایسته
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با تاریخ، قضاوت آدمها و رویدادهای گذشته با معیارها، ارزشها و دانستههای امروز است ، گویی انسانهای هفتاد یا صد سال پیش، در همان جهان فکری و اجتماعی ما زندگی میکردهاند و به همان اطلاعاتی دسترسی داشتهاند که امروز در اختیار ماست. در حالی که برای فهم درست تاریخ، پیش از آن که بخواهیم درباره یک شخصیت یا یک واقعه داوری کنیم، باید تلاش کنیم آن را در بستر زمانی خودش ببینیم.
باید بپرسیم آن فرد در چه شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی میکرد؟ چه چیزهایی را میدانست و چه چیزهایی را نمیدانست؟ انتخابهای پیش روی او چه بود؟ جامعه آن روز چه انتظارات و حساسیت هایی داشت و مفاهیمی که امروز برای ما بدیهی یا مسئلهسازند، در آن زمان چه معنایی داشتند؟
بسیاری از مسائلی که امروز برای ما کاملاً جدی و تعیینکنندهاند، در گذشته یا اساساً به این شکل وجود نداشتهاند یا جامعه با آنها به گونهای متفاوت مواجه میشده است. مفهوم دولت، آزادی، حقوق فردی، جایگاه زن، مناسبات اجتماعی، رسانه، دموکراسی، حاکمیت ملی و حتی معنای بسیاری از واژههای سیاسی، در طول زمان دستخوش تغییر شدهاند؛ بنابراین، نمیتوان بدون توجه به این تغییرات، رفتار و تصمیمهای انسانهای گذشته را با معیارهای امروز سنجید و سپس در باره آنها حکم قطعی صادر کرد.
البته درک تاریخی به معنای تطهیر افراد یا توجیه همه تصمیمهای آنان نیست. میتوان یک شخصیت تاریخی را نقد کرد، میتوان تصمیمی را اشتباه دانست و میتوان پیامدهای یک واقعه را به پرسش کشید اما نقد تاریخی زمانی معتبرتر و منصفانهتر است که نخست بکوشد منطق و شرایط زمانه را بفهمد و سپس داوری کند.
تاریخ اگر قرار باشد صرفاً ابزاری برای اثبات باورهای امروز ما باشد، دیگر تاریخ نیست بازسازی گذشته بر اساس پیشداوریهای امروز است. تاریخ به ما کمک میکند بفهمیم انسانهای گذشته چرا آن گونه اندیشیدند و چرا آن گونه عمل کردند، نه اینکه صرفاً ثابت کنیم اگر ما جای آنان بودیم، امروز چه تصمیمی میگرفتیم.
مثلاً چرا میرزاکوچک،به ادعاهای رهبران بلشویک روسیه،خوش بین بود؟ یا چرا دکتر مصدق، به رهبران آمریکا،خوش بین بود؟ و یا….
باید دانسته شود، ایران بیش از ده سده، از حکومت تزاری روسیه، بلاها و رنج ها، دیده بود.شاعران ما هم چون: عارف قزوینی، وحید دستگردی و…شعرهای زیادی در ستایش لنین سروده اند.با این واقعیت مسلم، میرزاکوچک، هیچ گاه به صرف ادعاهای واهی رهبران جدید کرملین، آنان را به حمایت از خویش، فرا نخواند.
برای دکتر مصدق نیز، بیگانه بیگانه بود. نخستین کودتای آمریکاییان در جهان، توسط آیزنهاور در سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق شکل گرفت و بعد ، آمریکا ، دولت ملی خارکوآربنز و ..را سرنگون کرد و ماهیت استعماری کاخ سفید را آشکارکرد.
نهایتا بهتر است در تاریخ نگاری و تحلیل تاریخ مساله «زمان»,و «مکان»و ترازوی داوری«عقل»رابه میان بیاوریم.

