توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی مردم؛ گردان قهرمان جهاد و شهادتاند / این مردمی که رهبر میدان وحدتاند باید به چشم عاشق مردم نظر کنند/ آنان که دلسپردۀ میدان خدمتاند باید ز چشم عاشق مردم حیا کنند/ آنان که سرسپردۀ سودای قدرتاند مردم حضور دین خدایند در زمین/ ایمان و اعتقاد و یقین و شهامتاند… علیمحمد مؤدب در هر نظام حکمرانی، نسبت میان دولت و جامعه، بنیادیترین شاخص سنجش کارآمدی، مشروعیت و پایداری سیاسی است. در این چارچوب، مردم صرفاً موضوع سیاستگذاری یا دریافت کنندگان خدمات عمومی نیستند، بلکه مهمترین سرمایه اجتماعی و عنصر تعیینکننده در تداوم نظم سیاسی به شمار میآیند. هرگاه ساخت قدرت، جامعه را نه بهمثابه یک پشتوانه آگاه و کنشگر، بلکه صرفاً به عنوان ابزاری برای بسیج مقطعی یا تأیید صوری در نظر بگیرد، شکاف میان نهادهای رسمی و زیست واقعی شهروندان افزایش مییابد، شکافی که فرسایش اعتماد عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی را در پی دارد. از این منظر، اصالت مردم در هندسه خدمت، به معنای بازشناسی نقش جامعه در تولید مشروعیت و حفظ ثبات ملی است. حکمرانی ارزشمحور، نه یک برچسب اخلاقی که الگویی عملیاتی است که در آن ارزشهای بنیادینِ جامعه، نظیر عدالت، انصاف و کرامت انسانی، به عنوان قطبنمای طراحی ساختارها و فرآیندهای اداری قرار میگیرند. در این الگو، خدمت عمومی از یک کارکرد صرفاً بوروکراتیک، به یک تعهد اخلاقی و مسئولیت اجتماعی ارتقا مییابد. تفاوت بنیادین میان مدیریت خدمتگزار و مدیریت قدرتمحور نیز در همین نقطه شکل میگیرد. در مدل اول، هدف از سیاستگذاری، شکوفایی انسانی و تسهیل زندگی عمومی است و در مدل دوم، تمرکز بر حفظ موقعیت و بازتولید امتیازات اداری؛ بنابراین، تکریم مردم در نظام حکمرانی، نه یک توصیه اخلاقی، که شرط عقلانی برای بقای کارآمدی نهادی و حفظ پیوند با بدنه اجتماعی است. تجربههای تاریخی نشان داده است که پایداری اجتماعی در بزنگاههای بحرانی، بیش از آنکه وامدارِ تصمیمات متمرکز باشد، مرهون تابآوریِ کنش گرانه مردم است. بررسیِ نبردهای سرنوشتساز اخیر محور غربی،عبری،عربی علیه ایران عزیز ما (جنگ 12 روزه،جنگ رمضان و جنگ جاری) که در آن اراده جمعیِ ملت ما، الگوهای متفاوتی از تابآوری تحتِ فشار حداکثری و محاصره را به نمایش گذاشتهاند، نشان میدهد که ساختارهای رسمیِ قدرت بدونِ اتکایِ حقیقی به سرمایه اجتماعیِ مردم، در برابر امواجِ بیثباتساز فرو میپاشند. در این میادین، مردم نهتنها تماشاگرِ وقایع، بلکه ستونِ اصلیِ مقاومت هستند که ظرفیت دولت برای مدیریتِ بحران را تکمیل میکنند. حکمرانی ارزشمحور ایجاب میکند که این ظرفیتِ عظیم و پویا، نه در حاشیه روایتهای رسمی، بلکه در متنِ تصمیماتِ روزمره و فرآیندهایِ توزیعِ فرصتها دیده شود تا به نیرویی محرک برای تاب آوری و توسعه بدل گردد. از منظر جامعهشناختی، یکی از مهمترین وظایفِ حکمرانی ارزشمحور، گذار از ادبیات خطابی به سمت طراحی سازوکارهای نهادینه برای مشارکت عمومی است. این هدف تنها با ارجاعهای نمادین محقق نمیشود، بلکه نیازمند ساختاری است که شهروندان در آن احساس اثرگذاری داشته باشند، ساختاری مبتنی بر شفافیت در هزینهکردها، پاسخ گوییِ بیقید و شرطِ کارگزاران و عدالت در دسترسی به منابع. جامعهای که در آن مردم خود را در تصمیمسازیهای کلان سهیم ببینند، از سطح بالاتری از مسئولیتپذیری جمعی برخوردار خواهد بود. برعکس، نادیده گرفتن این ظرفیت و تقلیل مردم به جایگاه تماشاگر، زمینهساز بیتفاوتی و گسترش شکافهای نهادی است. در نهایت، اصالت مردم در هندسه خدمت، اصلی راهبردی در سازماندهی رابطه دولت و جامعه است. هر میزان که نهادهای حکمرانی بتوانند خود را با واقعیتهای اجتماعی، مطالبات معیشتی و نیازهای نسلی مردم هماهنگ کنند، به همان نسبت بر عمق مشروعیت و دامنه اثربخشی خود خواهند افزود. مردم ستون پایداری هر نظم سیاسیاند، مشروط بر آنکه در مرکز ادراک، تصمیم و عمل قرار گیرند. حکمرانی ارزشمحور، زمانی معنای واقعی خود را مییابد که عدالت، کرامت و اعتماد عمومی، نه در حاشیه ملاحظات اداری، بلکه در هسته اصلی تمامیِ تصمیماتِ کلان جای داشته باشند.
اصالت مردم در هندسه خدمت و حکمرانی ارزشمحور
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=54962
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

