توسکانیوز/محسن بیناپور خطبه سرا/در روزگاری که ایران با انبوهی از چالش های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه رو است، بیش از هر زمان دیگری به وحدت و همدلی نیاز دارد، نه دامن زدن به اختلافات و تندروی هایی که حاصلی جزء اختلاف و ناامیدی مردم ندارد
وحدت یعنی بدانیم که دشمنان بیرونی و داخلی در کمین هستند تا از شکاف های داخلی ما سوءاستفاده کنند
وقتی بر سر مسائل کوچک و بزرگ میجنگیم، فرصت پرداختن به مشکلات بزرگ را از دست میدهیم. اقتصاد بیمار، معیشت گران و آینده مبهم جوانان، نیازمند عزمی ملی است که در سایه همدلی و وحدت شکل میگیرد
همدلی یعنی فارغ از هر طیف و سلیقه ای، برای ایران و ایرانی بودن ارزش قائل شویم
یعنی به جای تخریب، نقد سازنده؛ به جای تکفیر، گفت وگو؛ و به جای دوقطبی سازی، تلاش برای یافتن نقاط مشترک
تندروی آفت هر جامعه ای است تندروی نه راهگشاست و نه پاسخگو؛ فقط آتش اختلافات را شعله ورتر میکند و سرمایه اجتماعی را نابود میسازد
ایران امروز به اصلاحات اساسی و اعتدال ، خردورزی و مدارا نیاز دارد.
بیایید به جای آنکه در پی مقصر جلوه دادن یکدیگر باشیم، دست در دست هم دهیم
با تحلیل و برسی شرایط امروز ایران ده نکته کلیدی را مطرح و خواسته آن است که مسئولان امر ؛ جامعه و فضای سیاسی کشور را به این نکات و اهداف سوق دهند
۱. عبور از بحران، نیازمند «ما»ی ملی است
ایران امروز در میان پیچوخمهای تاریخی، بیش از هر زمان دیگری به درکی مشترک نیاز دارد. تندروی چه در گفتار و چه در رفتار، نه تنها گرهای از مشکلات نمیگشاید، بلکه بر پیچیدگی آن میافزاید. ما به عنوان ملتی با هزاران سال تمدن، بارها ثابت کردهایم که در سختترین شرایط، «وحدت» رمز بقای ما بوده است. امروز بیش از هر زمان دیگر و در عمل به وحدت نیازمندیم
۲. تندروی، آفتِ گفتوگو و تفاهم
فضای مجازی و سیاسی این روزها، گاه آنقدر افراطیگرا شده که صدای عقل و اعتدال به گوش نمیرسد. تندروی از هر جناحی که باشد، دیوارهای کوتاهمدتِ بیاعتمادی را چنان بلند میکند که امکان هرگونه تفاهم را از بین میبرد. اگر به دنبال حل مسئله هستیم، باید از دایره واژگان تخاصمآمیز خارج شویم و وارد حوزه «چالشهای مشترک» شویم.
۳. همدلی، نه به معنای یکرنگی، بلکه به معنای مدارا کردن است
همدلی به معنای نادیده گرفتن تفاوتها نیست؛ ایران کشوری با تنوع اقوام، مذاهب و سلیقههای سیاسی است
همدلی یعنی پذیرش این اصل که دیگری نیز حق حیات و نظر دارد
این مدارا، ستون اصلی یک جامعه بالغ است. در شرایطی که دشمنان بیرونی به دنبال بهرهبرداری از اختلافات ما هستند، مدارا و تحمل، هوشمندانهترین واکنش است.
۴. اقتصادِ نجاتیافته، در سایه آرامشِ سیاسی
واقعیت تلخ این است که سرمایهگذاری و رونق اقتصادی، هرگز با تنش و ناامنی سیاسی عجین نمیشود. فعالان اقتصادی، کارگران و تولیدکنندگان در سایه آرامش و وفاقِ ملی نفس میکشند. تندروی، هزینههای ملموسی چون تورم و رکود را به سفره مردم تحمیل میکند. پس همدلی، یک انتخاب اخلاقیِ صِرف نیست؛ یک ضرورت اقتصادیِ عینی است.
۵. دیپلماسیِ قدرتمند، زاییده انسجامِ داخلی
تاریخ نشان داده که مقتدرترین حضور در عرصه بینالملل، زمانی میسر است که پشت هیأت دیپلماتیک، یک ملت متحد دیده شود. اختلافاتِ نمایشیِ داخلی، بهرهبرداریِ بیگانگان را آسان میکند. امروز که دنیا به دنبال نشانههایی از ثبات در خاورمیانه است، تصویر وحدتآمیز ایران، اهرم فشاری قدرتمند برای مذاکرهکنندگان ما خواهد بود.
۶. نقش روشنفکران و نخبگان در آشتیسازی
سهم نخبگان، دانشگاهیان و اهالی رسانه در این برهه، سنگینتر از همیشه است. آنان میتوانند با طرح ایدههای میانه و پرهیز از دوقطبیسازی، پلی بین نسلها و جناحها بسازند. تریبونها نباید محل دامن زدن به آتشِ اختلاف باشد، بلکه باید کانونی برای تبیین اشتراکات و ارائه راهکارهای عملیِ وفاقآفرین باشند.
۷. نسل جوان، تشنه امید است، نه هیاهو
صدای جوانانی که دل در گرو آینده ایران دارند، امروز بیش از هر چیز به دنبال «گفتمان امید» میگردد. تندرویهای سیاسی، آنان را از صحنه مشارکت دلسرد میکند و شوقشان را به یأس تبدیل مینماید. اگر خواهان حضور پرشور نسل نو در عرصههای سازندگی هستیم، باید فضایی امن و معتدل برای ابراز عقاید آنان فراهم آوریم.
۸. تجربه تاریخیِ تلخِ «برندهای در جنگِ داخلی نیست»
مرور تاریخ پر فرازونشیب ایران، بارها به ما آموخته که خشونت و یکسویهگرایی، جز شکست و عقبماندگی ثمری نداشته است. پیروزی واقعی، نه پیروزی یک گروه بر گروه دیگر، که پیروزی ایران بر مشکلاتش است. ما باید از دامِ «ما در برابر آنها» بگریزیم و به «همهی ما در برابر فقر، نابرابری و ناکارآمدی» بیندیشیم.
۹. همدلی، آغازِ راهِ اصلاحاتِ ساختاری
وقتی دلها به هم نزدیک شود، پذیرشِ تغییراتِ تلخ اما ضروری (مانند اصلاح الگوی مصرف، مالیاتِ عادلانه یا بهبودِ شفافیت) آسانتر میشود. وحدت، بستری است که میتوان بر آن، برنامههای بلندمدتِ توسعه را بنا نهاد. بدون این بستر، حتی بهترین قوانین نیز در میانِ کشمکشهای روزمره، به گروگان گرفته میشوند.
۱۰. انتخابِ آگاهانه؛ ایرانِ فردا در دستانِ امروز ماست
در پایان، باید بپذیریم که ساختِ ایرانِ مطلوب، یک شبه ممکن نیست، اما با گامهای هماهنگِ امروز ممکن میشود. از هر جایگاهی که هستیم، بیایید برای یک بار هم که شده، نقطههای اشتراک را پررنگتر از خطهای افتراق ببینیم. بیایید امروز را به «فصلِ همدلی» تبدیل کنیم تا آیندگان از ما با افتخار یاد کنند؛ نه به عنوان نسلی که درگیرِ اختلافاتِ بیحاصل شد، بلکه به عنوان نسلی که بحرانها را با «عقلانیتِ جمعی» پشت سر گذاشت. این، بزرگترین سرمایهگذاریِ ملیِ ماست
بیایید به جای فریاد، گوش بسپاریم؛ به جای نفرت، عشق بورزیم؛ و به جای جدایی، یکی شویم و فقط به ایران بیاندیشیم

