توسکانیوز / نقی هدایتی/بیستوششم مهرماه در تقویم رسمی کشور، روز ملی تربیت بدنی و ورزش است؛ این هفته را به همه قهرمانان، ورزشکاران ، ورزش دوستان ، باشگاه ها، مربیان و پبشکسوتان و همه فعالان عرصه ورزش تبریک عرض می نمایم .
هفته تربیت بدنی ، روزی است که بیش از آن که به مسابقه و مدال مربوط باشد، به فلسفه حرکت برای زندگی پیوند دارد. در این روز، باید از مرز مناسبتهای آیینی و تبلیغاتی گذر کنیم و به پرسش بنیادین برسیم: جایگاه ورزش در ساختار فرهنگی و زیستی جامعه ایرانی کجاست؟
ورزش در ذات خود، سازندهی نظم رفتاری و پیشگیرندهی آسیبهای اجتماعی است؛ اما وقتی از ماهیت تربیت بدنی فاصله بگیریم و آن را صرفاً در قالب نهاد، بودجه یا مسابقه تعریف کنیم، از ابزار انسانسازی به ابزار نمایش تبدیل خواهد شد. آنچه امروز بیش از همه نیازمند توجه است، نه صرفا افزایش سالنها و برنامهها، بلکه بازنگری در فلسفه مدیریتی و تربیتی ورزش کشور است؛ فلسفهای که از مدرسه تا محله باید بر تربیت ذهن، اخلاق، و همکاری اجتماعی بنا شود.
اگر تربیت بدنی را بهعنوان بخشی از مهندسی فرهنگ ملی ببینیم، هر ساعت فعالیت ورزشی کودکان و جوانان در واقع یک ساعت سرمایهگذاری برای امنیت، امید و سلامت آینده ایران است. بنابراین، اصلاح مسیر ورزش، پیش از آنکه به بودجه وابسته باشد، به ارادهی عقلانی برای بازگرداندن انسان به محور تربیت بدنی نیاز دارد.
*اما چند نکته:*
مدیریت تخصصی در ورزش اهمیت بنیادین دارد. سپردن مسئولیتها به افراد آشنا با علم تربیت بدنی، فیزیولوژی، روانشناسی و توسعه، پیششرط کارآمدی است. ورزش نمیتواند میدان آزمون سیاسی یا انتصابهای غیرحرفهای باشد؛ زیرا مدیریت غیرتخصصی، سرمایههای انسانی و مالی را تحلیل میبرد و فرآیند رشد را متوقف میسازد.
غیرسیاسی شدن ورزش و هیأتهای ورزشی از دیگر موضوعاتی است که باید در باره آن اندیشید و تدبیر کرد ؛ هیأتهایی که باید تکیهگاه قهرمانان و مردم باشند، نه عرصه رقابتهای جناحی. استقلال و شفافیت در تصمیم گیری این هیأتها، کلید عدالت و اعتماد عمومی است.
در سطح استانها به نهاد های متولی کارآمد و پاسخگو جدی نیاز است؛ ساختارهایی که ورزش را از تمرکز خارج و فرصت را برای همه شهرها و روستاها فراهم کنند. نهادهای استانی باید چابک، علمی، و متکی بر ارزیابی واقعی عملکرد باشند تا بتوانند توسعه متوازن ورزشی را رقم بزنند.
توجه به ورزش روستایی، بومی و محلی بسیار ضروری است. این شاخه از ورزش، حامل هویت فرهنگی و اجتماعی ملت ایران است؛ هر حرکت محلی و آیینی، نمادی از پیوند نسلها و حافظه فرهنگی جامعه است. تقویت آن یعنی دمیدن روح نشاط در زندگی روستایی و اجتماعی مردم.
ورزش دانشآموزی و دانشجویی زیربنای سلامت آینده کشور است. مدارس و دانشگاهها کانون شکلگیری رفتارهای پایدار ورزشیاند. تربیت بدنی اگر در کودکی و جوانی درونی شود، دیگر نیازمند اجبار در بزرگسالی نخواهد بود. هم چنین، گسترش ورزش همگانی تأثیری مستقیم بر کاهش هزینه های درمان، افزایش امید اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی دارد.
اگر تربیت بدنی را بخشی از مهندسی فرهنگ ملی بدانیم، هر دقیقه فعالیت ورزشی جوانان سرمایهای برای امنیت، سلامت و امید آینده ایران است. اصلاح مسیر ورزش پیش از آنکه به بودجه وابسته باشد، به ارادهی عقلانی و مدیریتی درست نیاز دارد؛ ارادهای که انسان را دوباره در مرکز معنای تربیت بدنی بنشاند.
هفته تربیت بدنی یادآوری میکند که ورزش نه فقط حرکت عضلات، بلکه حرکت جامعه بهسوی فرهنگ، سلامت و توسعه پایدار است. با مدیریت تخصصی، استقلال از سیاست، تقویت ساختارهای استانی، توجه به ورزش های بومی، و بازسازی نظام تربیتی مدارس و دانشگاهها، میتوان این حرکت را از شعار به واقعیت رساند.

