توسکانیوز/عزیز عبدالهی/در میان مفاهیم بزرگ توسعه، هیچ واژهای در گیلان بهاندازهی نخبه خاموش نمانده است. سرزمینی با فرهنگهای ناب، سرمایهی انسانی دانا و تاریخ روشن تمدن ایرانی که با وجود استعدادهای درخشان، هنوز جایگاه شایستهای در نقشهی پیشرفت ملی نیافته است. مسئله، کمبود استعداد نیست که گیلان سرشار از سرمایه انسانی هوشمند است؛ بلکه مهاجرت و انزوای نیروهای مؤمن، متخصص و دغدغهمند گیلانی است که اگر بهدرستی گرد هم آیند، میتوانند موتور پنهان تحولات استان باشند.
گیلان با طبیعت سخاوتمند و موقعیت جغرافیایی استراتژیک، ظرفیت تبدیل شدن به قدرت اقتصادی و فرهنگی شمال ایران را دارد، اما درگیر رکود، نفرین منابع و ضعف زیرساختهاست. ریشه این شکاف میان ظرفیت و واقعیت، در ناتوانی ما از سازماندهی سرمایههای انسانی نهفته است. در جهان امروز، توسعه پدیدهای صرفاً اقتصادی نیست؛ زاده ائتلاف نخبگان است ؛ ائتلافی که علم را به سیاست و اندیشه را به عمل پیوند میزند.
نخبه توسعهخواه گیلانی لزوماً صاحب مدرک دانشگاهی نیست، بلکه کسی است که تخصص و تجربه مرتبط با مسائل زیستمنطقهای دارد، دغدغهمندِ پیشرفت استان است و توان گفتوگو با حاکمیت، بخش خصوصی و مردم را داراست. استاد دانشگاهی که پژوهش های خود را به صورت راهکار اجرایی عرضه میکند، کارآفرینی که زنجیره ارزش برای محصولات بومی میسازد، یا روحانیای که در خط اخلاقی توسعه نقش ناظر دارد، همگی از بدنه یک پیکر واحدند.
تحول واقعی، نیازمند سازهای نهادی است که نیروهای فکری و اجرایی را در قالب حلقههای تخصصی گرد آورد؛ اتاقهای فکری که بر حکمرانی منابع، اقتصاد دانشبنیان و فرهنگ توسعه تمرکز کنند. برآیند این همافزایی از مجموع کوششهای فردی مؤثرتر است؛ زیرا ایمان، دانش و مسئولیت در یک مسیر متحد قرار میگیرند. هدف جنبش توسعهخواهی نیز همین است: افزایش نیروی اثرگذاری نخبگان از راه خرد جمعی و همگرایی فرهنگی.
این جنبش نه حزب است و نه جناح؛ بلکه اراده مشترک انسانهایی مؤمن و متخصص است که خیر عمومی را بر مصلحت شخصی مقدم میدارند. رسالت آن، ایجاد بستر گفتوگو و نقد سازنده میان مردم، نهادهای مدنی و دستگاه اجرایی است؛ شکلی از مرکز ثقل فکری که تصمیمگیریها را مبتنی بر شواهد و با چشمانداز بلندمدت سامان میدهد.
بیهمراهی وجدان دینی، دانش تخصصی و قدرت رسانه، توسعه پایدار شکل نمیگیرد. مؤمنان و روحانیت میتوانند وجدان اخلاقیِ توسعه باشند؛ دانشگاهیان موظفاند دانش خود را از حصار مقالهنویسی بیرون آورند و در خدمت حل مسائل منطقهای قرار دهند؛ رسانههای محلی نیز باید از نقش خبری به جایگاه روشنگر و آموزشی عبور کنند و تفکر توسعه را به زبان ساده برای مردم بازگو نمایند.
گیلان زمانی توسعهپایدار خواهد یافت که اقتصادش محلی شود و زنجیرههای تولید و مصرف در درون استان تقویت گردند. باید بخش بیشتری از ارزش افزوده در خود استان خلق و حفظ شود. حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط، سرمایهگذاری جامعهمحور و تشویق کارآفرینی محلی، ستونهای این رویکردند ؛رویکردی که عدالت فضایی و پایداری توسعه را تضمین میکند.
مدیران استان باید این جنبش را نه رقیب، بلکه یار فکری سیاستهای توسعهای بدانند. نقد نخبگان فرصتی برای پالایش تصمیمات است، نه تهدید. نمایندگان، روحانیت و دستگاههای اجرایی نیز باید سستیها را به مطالبهای برنامهمحور بدل کنند. مطبوعات گیلان وظیفه دارند صدای توسعه را منعکس سازند و گفتوگوی منصفانه و عقلانی میان مدیران و نخبگان را ترویج کنند.
در نهایت توسعه، در ذات خود حرکتی جمعی است و گیلان تا زمانی که نخبگانش از جزیرهگرایی عبور نکنند، بر ساحل پیشرفت پهلو نخواهد گرفت. امروز بیش از هر زمان، به ائتلافی تازه میان اندیشه، ایمان و عمل نیاز داریم. آینده گیلان نه با تصمیمهای مقطعی، بلکه با ارادهی مشترک نخبگان رقم خواهد خورد ؛ فراخوانی برای خروج از انفعال و آغاز حرکتی مسئولانه در ساختن گیلانی شایستهی مردمانش.

