توسکانیوز/مریم اسماعیلی پور/در تحلیل علل عقبماندگی و ناکارآمدی نظام آموزشی، گاهی نیازی به بررسیهای کلان و انتزاعی نیست. کافی است نگاهی به نمونههای عینی و خرد در سطح مناطق بیندازیم. مدیریت آموزشی در ناحیه یک شهر رشت، در سالیان اخیر، به نمونهای کوچک اما گویا از یک بحران سیستماتیک تبدیل شده است. بررسی میدانی نشان میدهد که این ناحیه با چالشهایی مواجه است که هر یک، حلقهای از زنجیره ی شکست آموزشی را تشکیل میدهند:
تشکیل کلاسهای درس در میانه ی آبانماه، نه یک استثنا، که نشانه ی آشکاری از بیبرنامگی ساختاریافته است. وجود معلمانی که بدون ابلاغ رسمی و با وضعیت نامشخص اضافهکاری به تدریس میپردازند، نه تنها کرامت انسانی و حقوق حرفهای آنان را نقض میکند، بلکه انگیزه برای کیفیتبخشی به آموزش را از بین میبرد. انتصابات عجیب و غریب، از جمله سپردن سرپرستی معاونت آموزشی به مدیرانی با سابقهی صرفاً اداری و بازرسی، بدون سابقه ی آموزشی و نیز به کارگیری معلمان کمسابقه در جایگاه کارشناس مسئولی و کارشناسی آموزشی، گواهی بر بی توجهی به «تخصص» به عنوان اصلیترین رکن مدیریت آموزش است. از طرفی تدریس دروس تخصصی توسط افراد غیرمتخصص، ضربهای مهلک به بنیانهای یادگیری دانشآموزان وارد میسازد و آینده ی علمی آنان را به مخاطره میاندازد.
برای درک این آشفتگی، باید نگاهی به رأس هرم قدرت در این ناحیه انداخت. آنچه که این پازل ناکارآمدی را سرپا نگه داشته، شبکهای از روابط و منافع است که یکی از نمایندگان این حوزه ی انتخابیه در مجلس، به عنوان طراح و ناظر اصلی آن عمل میکند. در رقابتی که حتی تلاشی برای مخفی نگه داشتن آن نمی کنند، سایر نمایندگان هم از دور دستی بر این آتش برافروخته دارند. انتصابات در این ناحیه، نه بر اساس شایستگی، که در راستای ایجاد و تحکیم شبکهی حامیپروری و تأمین منافع سیاسی نمایندگان و اطرافیانش صورت میگیرد. در این سازوکار، مدیریت آموزش به ابزاری برای بخشش «رونق روزی» به اطرافیان و حامیان بیهنر تبدیل شده است. هر انتصاب غیرتخصصی، یک بده و بستان سیاسی است و هر سکوت در برابر این بیکفایتی، تضمینی برای حفظ موقعیت.
واقعیت امروز اداره آموزش و پرورش ناحیه یک رشت، نتیجه ی منطقی این کلاف سردرگم و ناپایدار است. ریشه ی تمامی معضلات را باید در «فقدان قدرت تصمیمگیری مستقل و مدیریت مبتنی بر ملاحظات سیاسی» جستجو کرد. زمانی که اولویت اصلی مدیران، «حفظ موقعیت شخصی» و «نگهداشت شبکه ی حامیان سیاسی» خود باشد، طبیعی است که جرئت اتخاذ تصمیمات کارشناسی و ضروری را از دست میدهند.
در چنین فضایی، هر تغییر اصلاحی که منافع گروهی خاص را به چالش بکشد یا مستلزم قبول مسئولیت و پاسخگویی باشد، مسکوت گذاشته میشود. در نتیجه، مدیر به جای حل مسئله، به «مدیریت نمایشی» و روزمرگی روی میآورد. او نمیتواند معلمان شایسته اما منتقد را تایید کند، نمیتواند با انتصابات غیرتخصصی مخالفت کند و قادر نیست برای تشکیل به موقع کلاسها، بروکراسی معیوب را دور بزند زیرا هر یک از این اقدامات، ممکن است حمایت اربابان قدرت را از او سلب کند.
نتیجه ی نهایی این دور باطل، چیزی نیست جز «افول آموزش». دانشآموزی که باید در مسیر یادگیری و رشد قرار گیرد، سرگردان میماند. معلمی که باید مولد علم و اندیشه باشد، درگیر دغدغههای معیشتی و بلاتکلیفی میشود و در نهایت، جامعه است که با تکرار این چرخه در مناطق مختلف، سرمایههای انسانی خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد.
این روند، دیگر یک بیکفایتی ساده نیست؛ یک غارت نظاممند سرمایههای انسانی است. دانشآموز سرگردان میماند، معلم دلسوز ناامید میشود و مدرسه، که باید کانون ساختن فردا باشد، به ویرانهای میماند که از دل آن، تنها برای عدهای خاص، سود و منافع بیرون میکشد.
آیا وقت آن نرسیده که به جای شعار دادن درباره ی «توسعه ی پایدار»، نخستین شرط آن، یعنی «مدیریت شایسته و عاری از ملاحظات زودگذر سیاسی» در بدنه ی آموزش و پرورش را جدی بگیریم؟
مدیریت عاریهای و فروپاشی آرام در نظام آموزشی نمونه ی عینی؛ ناحیه یک رشت
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=52572
- منبع : توسکانیوز
- 4 دیدگاه


جالبه…
کسی که خودشاصلاح طلبه و تو دولت اصلاحطلبها لغو ابلاغ شد، حالا منتقد «فساد و بیکفایتی» شده!
آدم یاد ضربالمثل «اول خونهی خودتو جارو کن» میافته.
وقتی اهل عمل نبودی و حالا نقش ناجی میگیری، نوشتههات بوی عقده میده نه دغدغه.
افول آموزش از اونجایی شروع شد که جای تعهد، تظاهر نشست.
این بار برای توسکا نیوز واقعاً متاسفم که صحبتهای این خانم و مقاله این خانم رو نشر داده است،صحبتهای دروغ و کذب و پر از عقده که مشخص هستش، این خانم رو همه در آموزش و پرورش میشناسند،کاش قبل از اینکه مقاله این خانم رو نشر میدادید اندکی در آموزش و پرورش از وجه ایشون سوال میپرسید ید،این خانم همیشه دنبال پست بوده و دنبال هدفهای شخصی بوده و همیشه کار فامیلهای خودش رو به راحتی انجام میداد و مردم رو به چالش میانداخت. حال سوال من این است در زمانی که این خانم در آموزش و پرورش مشغول به کار بوده چه قدم خیر و چه گام مهمی برداشته که امروز خودش جزو منتقدین آموزش و پرورش شده است
شنیدم این خانم قبلا کارشناس بودجه اداره ناحیه یک بوده. مدیران مدارس میگن اون زمان هزار تومان به مدارس نمی دادند.
سلام و تشکر بابت خبرهاتون.
اگر به فکر جایگاه خبرگزاری هستید.لطفا دقت کنید کسی که به شما خبر میده صحت داره، رضایت از ایشان وجود داره یا تقاضای ناموفقی نداشته.