توسکانیوز/نقی هدایتی/در حالیکه به پایان حدود پنج سال از دورهی ششم شورای شهر رشت میگذرد آمارهای رسمی از پلیس راهور گیلان تصویری نگرانکننده و هشدارآمیز از وضعیت زیرساختی شهر ارائه میدهند. ۴۳ درصد از تصادفات در معابر درونشهری رشت مربوط به عابران پیاده است؛ عددی که در هیچ نظام شهری متعارفی قابلقبول نیست.
از میان سیوچهار پل عابر پیاده که باید ستونهای ایمنی شهر باشند، تنها چهارده دستگاه مکانیزهاند و از این میان هم فقط پل جانبازان فعال است؛ پلی که آنهم پس از ساعت نوزده بسته میشود. این یعنی شهرِ بیش از ۷۰۰ هزار نفری، به واقع هیچ پل ایمنی شبانهای ندارد.
رشت سالهاست که شهر اتومبیل هاست، نه انسانها. پیادهروها تنگ، مملو از سد معبر و در برخی نقاط در حکم “معبر اضطراری خودروها” شدهاند. مدیریت شهری طی حدود پنج سال، بهجای انسانمحوری و اصلاح سادهترین مسیرهای عبور شهروندان، به افتتاحهای تبلیغاتی و آسفالتهای نمایشی دل خوش کرده است.
در پایتخت فرهنگ گیلان، عابر پیاده میان تیر برقها، جدولها و کانالهای باز سرگردان است؛ و این یعنی حتی ابتداییترین لایه از حق شهروندی، یعنی ایمنی تردد، تحقق نیافته است.
مدیران شهری طی این سالها، هیچ پروژه ساختاری برای حملونقل عمومی یا اصلاح هندسی پایدار ارائه نکردهاند. همانطور که سرهنگ نصیریان اشاره کرده است، تقاطعهای غیرهمسطح، تنها اثر کوتاهمدت دارند. در غیاب رینگ کمربندی، بار ترافیک روزانه و بینشهری مستقیماً به خیابانهای مرکزی تحمیل میشود. پروژهی مدیریت مکانیزه پارک حاشیهای که میتوانست منبع درآمد و نظم برای شهر باشد، در سطح وعده و شعار باقی مانده است.
تیرهای برق و دکلهای فرسوده هنوز در وسط خیابانها و حاشیه معابر و محلات مانع توسعهاند و این نا هماهنگی میان مدیریت شهری و شرکتهای خدماتی (برق، آب، مخابرات)، نماد آشفتگی اداری در درون شهری است که مرکز استان نام دارد.
در حدود پنج سال گذشته، شورای شهر رشت و شهرداری، عملاً درگیر مسایلی بوده اند که برون داد آن ، نتیجه قابل انتظاری برای شهروندان نداشته است . نتیجه این چرخهی فرساینده، بیثباتی در تصمیمسازی و ناپایداری در سیاستگذاری است.
هیچ طرح جامع ترافیکی بهروز، هیچ سامانه هوشمند کنترل تردد، و حتی یک نقشه هماهنگ پیادهراهی در این دوره به نتیجه نرسیده است. اگر مدیریت شهری، مفهوم برنامه را با پروژههای موقتی اشتباه بگیرد، رشت در آینده نه نزدیک، بلکه در همین چند سال پیشِرو، با فروپاشی ظرفیت خیابانها، قفل ترافیکی و آمار تصادفات انسانی ببشتری روبهرو خواهد شد.
رشت امروز، در مسیر شهریشدن پیش نمیرود، بلکه در مسیر شهر ماندن هم به دشواری حرکت میکند.اگر نگاه علمی و انسانمحور بر تصمیمهای عمرانی حاکم نشود، آیندهی رشت چیزی نیست جز:
افزایش تصادفات مرگبار عابر پیاده،
فرسایش منابع مالی شهرداری در پروژههای بیثمر، افت اعتماد عمومی وکوچ بی برگشت
سرمایهگذاران از شهری که در ترافیک و بینظمی غوطه ور است.
احیای شهر رشت، از مسیر عمل، شفافیت و تفکری یکپارچه در مدیریت شهری میگذرد. مکانیزهسازی پلهای عابر، توسعهی رینگ کمربندی، حمل و نقل عمومی ارزان و کارآمد، نظم هوشمند پارک حاشیهای، و حذف موانع فیزیکی توسعه از جمله تیرهای برق وسط خیابان و فرسوده و … نخستین پلههای نجاتاند. بدون اصلاح این ساختار، هیچ وعدهای، هیچ بودجهای و هیچ شعار عمرانی، رشت را از این دور باطل نخواهد رهانید.
رشت امروز، در میانهی بیبرنامگی و بیاعتمادی، نفس میکشد. آیندهی آن نه با ناامیدی، بلکه با بازگشت به عقل جمعی و احترام به شهروندان در خیابان رقم خواهد خورد.

