توسکانیوز/نقی هدایتی/در حالی که مسئولان استانی با اطمینان از «وفور کالا» در بازار گیلان سخن میگویند، واقعیت روزمرهی زندگی مردم چیز دیگری را روایت میکند. بهراستی فراوانی کالا زمانی معنا دارد که آن کالا با قیمت معقول و قابلخرید به دست مصرفکننده برسد؛ در غیر این صورت، این وفور تنها تصویری ظاهری از بازار است، نه نشانهای از ثبات اقتصادی و سلامت نظارت.
مسئولان میگویند «کالا هست»، اما آیا میدانند این کالاها با چه قیمتی فروخته میشود؟ تغییرات روزانهی نرخها، بیتفاوتی بازار نسبت به هشدارهای نهادهای رسمی و صنفی، و ناتوانی مدیران از دفاع مؤثر در برابر گرانفروشی، همه و همه نشانهی فلج شدن سازوکار تنظیم بازار در گیلان است. این وضعیت نهتنها معیشت طبقات متوسط و ضعیف را تهدید میکند، بلکه اعتماد عمومی به کارآمدی مدیران و نهادهای نظارتی را نیز به شدت فرسوده است.
ستاد تنظیم بازار قرار بود حافظ تعادل میان تولیدکننده، توزیعکننده و مصرفکننده باشد، اما در عمل به نهادی بیاثر بدل شده است؛ تصمیماتش دیرهنگام، اطلاعرسانیاش مبهم، و نظارتش بیشتر جنبهی تبلیغاتی دارد تا اجرایی. نتیجه آن است که بازار عملاً بدون راهبر رفتار میکند و قیمتها هر روز با منطق دلخواهِ واسطهها و عرضه کنندگان تعیین میشود.
در چنین فضایی، نااطمینانی و نارضایتی شدید میان مردم گسترش یافته است. خانوادهای که نمیداند قیمت برنج، روغن، لوبیا، عدس، نخود، گوشت و مرغ و … فردا چه خواهد بود، نمیتواند برای زندگی برنامهریزی کند. این بیثباتی اقتصادی، بیثباتی روانی و اجتماعی پدید میآورد و شکاف میان مردم و مدیران را عمیقتر میکند.
راه اصلاح روشن و ممکن است:
نخست، شفافسازی قیمتها و ایجاد سازوکار اعلام رسمی نرخ روز کالاهای اساسی در سطح خردهفروشی؛ دوم، تشکیل نهادهای مستقل رصد قیمت با حضور کارشناسان اقتصادی و نمایندگان اصناف؛ سوم، پیوند سیاست تنظیم بازار با برنامههای حمایت معیشتی تا تصمیمات اقتصادی اثر واقعی بر سفرهی مردم داشته باشد؛ و در نهایت، گزارشدهی مستمر و صادقانهی ستاد به افکار عمومی.
تا زمانی که تنظیم بازار به بیان شعار «کالا هست» بسنده کند و از کنترل قیمتها غافل بماند، این وفور ظاهری هیچ معنایی برای مردم نخواهد داشت. مسئولان باید به جای تکرار وعدهی فراوانی، پاسخگوی قدرت خرید مردم باشند؛ زیرا اقتصاد فقط در ترازوی آمار، نه در سفرهی خانوادهها سنجیده میشود.
در آستانهی سفر ریاست محترم جمهوری به گیلان اغلب رسانههای استان ، اقدام به انتشار گزارش عملکرد مسئولان استان کردند حال این انتظار وجود دارد از ظرفیت همین رسانههای استان برای تقویت نظارت عمومی بر بازار و مطالبهگری اجتماعی استفاده شود . رسانههای استان که اتفاقا ظرفیت خوبی دارند میتوانند به کمک مسئولان استان بیایند و بازوان اجرایی نظارت باشند . وظیفه مدیران ارشد استان آن است که این ظرفیت را به جای پوشاندن ضعفها، در خدمت شفافیت، کنترل قیمتها و دفاع از حقوق مردم به کار گیرند؛ زیرا تنها با مشارکت واقعی رسانهها و جامعه مدنی است که تنظیم بازار از شعار به عمل تبدیل میشود.

