اختصاصیتوسکانیوز/ فهیمه فتحی/در ادبیات سیاست و جنگ، اصطلاحی هست که از دل یکی از پرآشوبترین فصلهای تاریخ قرن بیستم سر برآورد: ستون پنجم. این تعبیر نخستینبار در جریان جنگ داخلی اسپانیا بر سر زبانها افتاد؛ آنگاه که یکی از فرماندهان نظامی اعلام کرد چهار ستون از نیروهایش شهر را در محاصره دارند و ستون پنجمی نیز در درون شهر آماده همکاری است. از آن زمان، این تعبیر در فرهنگ سیاسی جهان ماندگار شد؛ نامی برای نیروهایی که در ظاهر از دل همان جامعه برمیآیند، اما جهت حرکت و حاصل عملشان در نهایت به سود دشمن بیرونی تمام میشود.
ستون پنجم، لشکر مهاجمی نیست که با پرچم بیگانه از مرز بگذرد. کارش نه در هیاهوی توپ و تانک، که در سکوت و تدریج پیش میرود. در میان مردم زندگی میکند، به زبان همان جامعه سخن میگوید و خود را جزئی از آن نشان میدهد؛ اما در عمل، راه فرسایش توان درونی و تضعیف انسجام ملی را هموار میسازد. این همراهی گاه آگاهانه و حسابشده است و گاه در جامه نقد و دلسوزی ظاهر میشود، اما حاصل کار، در نهایت، چیزی جز کاستن از سرمایه اجتماعی و فرسودن اعتماد عمومی نیست.
یکی از نشانههای بارز چنین پدیدهای، همسویی آگاهانه با دشمن بیرونی در عرصه روایت و خبر است؛ همسوییای که الزاماً صورت رسمی و آشکار ندارد، بلکه در قالب بازتولید روایتهای بیرونی، همصدایی رسانهای و تقویت عملیات روانی بروز میکند. آنجا که خط خبری دشمن، گاه بیواسطه و گاه با اندکی آرایش و تغییر، به فضای عمومی جامعه راه مییابد و بیوقفه تکرار میشود.
نشانه دیگر این پدیده، تخریب توان خودی است؛ تخریبی که در قالب روایتی یکسویه و اغراقآمیز شکل میگیرد. در چنین روایتی، هر نقطه قوت نادیده گرفته میشود و هر ضعف به بحرانی فراگیر بدل میگردد. تصویر نظام حکمرانی چنان کاریکاتوریزه و تحریفشده بازنمایی میشود که گویی نه عقلانیتی در کار است و نه تلاشی به ثمر مینشیند. نتیجه چنین تصویری نیز روشن است: جامعهای که پیوسته با چهرهای مخدوش از خود روبهرو شود، آرامآرام به توان خویش بدبین میشود.
در ادامه همین روند، خطاها، ضعفها و ناکامیهای نظام حکمرانی پیوسته برجسته میشود؛ بیآنکه زمینهها، پیچیدگیها و واقعیتهای چندلایه مسائل دیده شود. هنگامی که چنین رویکردی در جهت تقویت روایت دشمن و تغذیه ادبیات او به کار رود بخشی از همان فرآیند فرسایش درونی است.
از سوی دیگر، همراهی عملی یا تبلیغی با فشارهای بیرونی نیز از نشانههای قابل تأمل این پدیده به شمار میآید. آنجا که مطالبات و اهداف دشمن خارجی، بیکموکاست در زبان و رفتار برخی بازیگران داخلی بازتاب مییابد؛ چنانکه گویی فاصلهای میان آنچه در بیرون طراحی میشود و آنچه در درون تکرار میگردد باقی نمانده است.
خطر ستون پنجم دقیقاً در همین خصلت پنهان و بیصدای آن نهفته است. نه پرچم بیگانهای در میان است و نه اعلام جنگی آشکار؛ اما پیامدهای آن به تدریج رخ مینماید: فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف اراده ملی و شکلگیری جامعهای که بیش از آنکه بر توان خویش تکیه کند، در آینه ضعفهای خود خیره میماند.
در چنین شرایطی، نخستین ضرورت، شناخت این پدیده و بازشناسی مرز میان نقد مسئولانه و تخریب عامدانه است. تقویت اعتماد عمومی، شفافیت در عملکرد و ارتقای هوشیاری اجتماعی نسبت به روایتهایی که امید و توان جمعی را هدف میگیرند، از مهمترین سپرهای دفاعی در برابر چنین رخنهای به شمار میآیند.
جهان امروز تنها میدان رویارویی ارتشها نیست؛ عرصه رقابت روایت ها ، ادراکها و ارادهها نیز هست. و در چنین میدانی، گاه خطرناکترین ضربه نه از پشت مرزها، بلکه از همان جایی وارد میشود که باید مایه اتکا و پشتوانه باشد: از درون!.
ستون پنجم؛ آنکه از درون میساید
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=53920
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

