توسکانیوز/ محسن بوذری سراوانی/گاهی دشمن برای پیروزی نیازی به جنگ ندارد؛
کافی است افراط زنده بماند.
در سیاست ایران، سالهاست گروههایی که خود را سپر دفاع از نظام و انقلاب میدانند، در عمل به ابزاری برای پیشبرد منافع همان دشمنانی تبدیل شدهاند که از آنها نام میبرند.
شعارهای هیجانی و رفتارهای بیمحاسبه، تصویری از ایران ساخته که دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل و آمریکا برای توجیه سیاست مهار ایران به آن نیاز دارند.
در جهان امروز، تصویر یک کشور گاه اثرگذارتر از واقعیت آن است.
وقتی چهرهای خشن و غیرقابل گفتوگو از ایران ارائه شود، افکار عمومی جهان بهراحتی در صف تحریم و فشار قرار میگیرد.
در چنین فضایی، دشمن نیازی به جعل خبر ندارد؛ کافی است رفتارهای تند داخلی بازتاب داده شود تا روایت «ایران تهدیدگر» جان بگیرد.
به این ترتیب، نیروهای تندرو بیآنکه بدانند، بخشی از ماشین تبلیغاتی دشمن را به حرکت درمیآورند.
در علم سیاست، به چنین پدیدهای مخالف کارکردی گفته میشود؛
یعنی گروهی که در ظاهر مخالف دشمن است اما عملاً در جهت اهداف او عمل میکند.
تندروها با حمله به هر صدای متفاوت و بستن راه گفتوگو، زمینهٔ اصلاح درونی را از بین میبرند.
در نتیجه، نظام سیاسی از درون فرسوده و از بیرون منزوی میشود؛ همان تصویری که رقبای ایران برای تثبیت نظم مطلوب خود میخواهند.
اما این همه ماجرا نیست.
در بسیاری از موارد، بخشی از این تندرویها نه صرفاً احساسی، که هدایتشده و هدفمند است.
قدرتهای رقیب دریافتهاند که پرهزینهترین شکل تقابل با ایران، رویارویی مستقیم نیست؛ بلکه مدیریت بحران از درون است.
دامنزدن به هیجان، تقویت چهرههای تند، و بهرهبرداری از شکافهای داخلی، شیوهای مؤثرتر از هر تحریم است.
گاهی حتی برخی چهرهها عمداً از دل این جریانها جدا میشوند تا چهرهای معترض به تندروی بسازند و مسیر افکار عمومی را از منشأ اصلی انحراف دور کنند.
به این ترتیب، دشمن با کمترین هزینه، از دل ساختار رقیب، موتور تخریب نرم را روشن نگه میدارد.
تندروها باور دارند در حال دفاع از آرماناند، اما در منطق سیاست، افراط همیشه به سود دشمن تمام میشود.
هیجان، جای تدبیر را میگیرد و وقتی گفتوگو بمیرد، تنها تندرویِ مقابل زنده میماند.
در چنین چرخهای، هیچکس پیروز نیست جز آنکه از بیرون تماشاگر میدان است و هزینهها را جمع میکند.
راه برونرفت از این چرخه، نه حذف فیزیکی تندروهاست و نه تسلیمشدن در برابرشان؛
بلکه بازگرداندن سیاست به مدار عقلانیت است.
تا زمانی که در داخل، صداها پراکنده و تصمیمها چندگانه باشد، افراط زنده میماند.
وقتی سیاست خارجی بر پایهٔ منافع متقابل، قراردادهای مشروط و پیام واحد شکل گیرد، هزینهٔ تندروی بالا میرود و هیجان جای خود را به تدبیر میدهد.
تندروی در ظاهر نشانهٔ غیرت است، اما در عمل ابزار مهار است.
رقبای ایران بیش از هرچیز، به وجود همین تندروها نیاز دارند تا با ترس از آنان، سیاستهای خود را توجیه کنند.
اما ایرانِ آگاه، با عقلانیت و انسجام درونی، میتواند این بازی را برهم بزند.
زیرا در سیاست، آنکه میفهمد، آینده را میسازد نه آنکه فریاد میزند.

