• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
0

《قلبِ واژگان؛ وقتی شعار جای نقشه را می‌گیرد》

  • کد خبر : 52315
  • ۲۱ مهر ۱۴۰۴ - ۷:۴۶
《قلبِ واژگان؛ وقتی شعار جای نقشه را می‌گیرد》
به قلم محسن بوذری سراوانی

توسکانیوز/محسن بوذری سراوانی/ادعای «جریان سوم» وقتی معنا دارد که از دلِ حاکمیتِ اصولگرا نجوشیده باشد؛ نشانه‌هایی دارد که ادامهٔ همان درخت می‌نمایاند. اما بحث ما نام‌ها نیست موضوع، جابه‌جایی معناست. آنچه این ادعا را لغزان می‌کند، قلبِ واژگان است: وقتی الفاظی چون «تمدن‌سازی»، «عدالت»، «مردم‌سالاری دینی» و «علمِ بومی» به‌جای آن‌که نقشه، نهاد و شاخص بسازند، فقط خلأشان را می‌پوشانند.در همین‌جاست که گفتمانِ مدعیِ «جریان سوم» واژه‌ها را به‌جای برنامه می‌نشاند و معنا را قلب می‌کند. از این‌جا به بعد، نزاعِ ما نزاعِ واژه‌هاست، نه تابلوها.

تمدن‌سازی بدون درنظرگرفتنِ هم‌زمانِ بسترِ تاریخ و مسائلِ روز شکل نمی‌گیرد. اگر از تمدن‌سازی سخن می‌گوییم، باید ایران با تنوع زبانی و فرهنگی‌اش، نهادهای آموزشی، پژوهشی و مدنی، و تجربهٔ تاریخی حکمرانی را ببینیم و مقتضیات امروز و فردا را جدی بگیریم. نخست باید نشان دهیم که قواعد مشترک و تکثر داخلی را به رسمیت می‌شناسیم از رقابت منصفانهٔ تشکیلاتی تا امکان نقد در دانشگاه و رسانه و پرهیز از حذف رقیب در تشکل‌های صنفی/دانشجویی؛ بعد می‌توان از پذیرش فرامرزی گفت. وگرنه عدالتِ بی‌شاخص به شعارزدگی در معیشت می‌لغزد، مردم‌سالاریِ بی‌سازوکار شفاف قاب لفظی می‌شود، و «علمِ بومی» جدا از آزادی آکادمیک و ارتباط جهانی به مداری بسته و کم‌بازده بدل می‌گردد.

برای اینکه بحث از سطح شعار بیرون بیاید، سنجهٔ عملی لازم است: یک «چندگانه‌سنج» ساده که ادعاها را در شش محورِ حکمرانی، اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ، علم و اخلاق سیاسی با سه‌گانهٔ ادعا / نقل‌قول / شواهد ارزیابی کند و برای هر مورد برچسب بزند: منطبق، مبهم، متناقض. خروجی شفاف است: واژه در آن گفتمان نقشه است یا نقاب.

هر ادعا باید به سنجه بخورد. معیار روشن است: امروز را با دیروز بسنجیم. نمونهٔ بی‌نام اما روشن: همزمانیِ مخالفت کلی با برجام، FATF و معاهدهٔ پاریس با سخن گفتن از «گفت‌وگوی جهانی»—این شکافِ معناست، نه راهبرد. تمدن بر قواعد مشترک، گفت‌وگو و همکاری‌های پایدار بنا می‌شود، نه بر قهر با قواعد. نمونهٔ دیگر: وعده‌های فوری از جنس «کاهش ناگهانی نرخ ارز» بدون ابزار، بودجه و زمان‌بندی؛ این نشانهٔ برنامه‌ریزی تمدنی نیست، بلکه عدم‌برنامه‌ریزی اقتصادی است. و در میدان فرهنگ و علم: محدود کردن رویدادهای دانشگاهی و هنری در کنار ادعای تعامل جهانی، تناقضی روشن است.

جمعِ این نشانه‌ها یک تصویر واحد می‌سازد: گفتمانی که آزمونِ تکثر و قواعد مشترک را در داخل پس ندهد، در بیرون هم الگو نمی‌شود.

حال آنکه
گفتند که میزان، ایدهٔ حزب است؛ نگفتند «نامِ زیبا» یا «شعارِ پرطنین» ملاک است. و ادامهٔ همان سخن نیز آشکار است: اگر ایده چیزِ دیگری باشد، آن جریان با هر نام خوش‌آهنگ از معیار می‌افتد. پس هر که از «تمدن» می‌گوید، نخست باید واژه‌ها را از اسارتِ شعار آزاد کند و به نقشه، شاخص، نهاد و زبانِ جهان‌پذیر ترجمه کند. تمدن را نه می‌توان مصادره کرد، نه با شعار ساخت؛ تمدن را باید معماری کرد.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=52315

برچسب ها

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.