• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
0

مدیریت سیاست‌زده در آموزش و پرورش؛ بحرانی ملی

  • کد خبر : 52686
  • ۱۶ آبان ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۰
مدیریت سیاست‌زده در آموزش و پرورش؛ بحرانی ملی
به قلم؛ مریم اسماعیلی پور

توسکانیوز/مریم اسماعیلی پور/آنچه در نواحی و مناطق آموزش و پرورش گیلان رخ میدهد، تنها یک مورد استثنایی یا منطقه‌ای نیست. هر یک از نواحی ۳۴ گانه‌ی گیلان در بین ۳۱ استان کشور، نمونه‌ای عینی و گویا از الگویی مخرب است که همچون سرطان به جان آموزش و پرورش ایران افتاده است. مدیریت سیاست‌زده. هنگامی که همکاران فرهنگی از خوزستان تا خراسان شمالی و از آذربایجان غربی تا سیستان و بلوچستان، یکصدا فریاد یک درد مشترک را سر می‌دهند، زمان آن فرا رسیده که به این هشدار جمعی به عنوان نشانه‌ای از یک «بحران ملی» توجه کنیم.
گفتگو با همکاران فرهنگی در گوشه و کنار ایران، تصویری تکراری و نگران‌کننده را ترسیم می‌کند؛ در گوشه‌ای مدیریت به افرادی سپرده شده که نه برای ارتقای کیفیت آموزش، بلکه برای مدیریت روابط قومی و سیاسی برگزیده شده‌اند. کمی دورتر انتصابات غیرتخصصی به دلیل بده‌بستان‌های محلی و جهت جلب حمایت گروه‌های خاص صورت می‌گیرد. گاهی هم آموزش و پرورش به ابزاری برای ایجاد اشتغال برای حامیان و وابستگان سیاسی تبدیل شده است. جایی هم که آموزش می‌تواند موتور محرکه توسعه و عدالت باشد، ممکن است به حاشیه رانده شود و مدیریت آن در دست کسانی باشد که اولویت‌های دیگری جز عدالت آموزشی دارند.
این تکرارپذیری نشان می‌دهد که ما با یک الگوی سیستماتیک روبرو هستیم، نه چند استثنای پراکنده. این الگو، ریشه در نگاهی دارد که آموزش و پرورش را نه به عنوان یک نهاد ملی برای ساختن آینده، بلکه به عنوان ملکی شخصی برای توزیع رانت و تحکیم پایه‌های قدرت می‌بیند.
وقتی مدیریت آموزش در سطح کشور سیاسی شود، تبعات آن فراتر از یک منطقه خاص، گریبانگیر تمام ملت می‌شود. شکاف عمیق عدالتی موجب تبعیض در تخصیص منابع، معلمان باسواد و امکانات آموزشی بین مناطق مختلف، شکاف طبقاتی و نابرابری را در سطح کشور عمیق‌تر می‌کند. فرسایش سرمایه‌های انسانی که در مناطق مختلف کشور، به دلیل مدیریت ناکارآمد و بی‌عدالتی، هرگز شکوفا نمی‌شوند و کشور از نیروی متخصص و موثر آنها محروم می‌ماند. هنگامی که آموزش، ابزار قدرت‌طلبی محلی شود، به جای آنکه حلقه اتصال اقوام و مناطق مختلف باشد، به عاملی برای تفرقه و احساس تبعیض تبدیل می‌گردد. بی‌اعتمادی به نهادی به حیاتی و فراگیر مانند آموزش و پرورش، می‌تواند به بی‌اعتمادی عمومی به کل نظام بینجامد.
آنان که در خط مقدم تعلیم و تربیت ایستاده‌اند، بهتر از دیگران می‌بینند که چگونه بازی‌های سیاسی، آینده میلیون‌ها دانش‌آموز را به مخاطره می‌اندازد. سکوت در برابر این فریاد، خیانت به آینده ایران است. آموزش و پرورش، ستون فقرات توسعه پایدار و پل عبور از بحران‌ها است. اگر این ستون سست باشد، تمامی ارکان جامعه متزلزل خواهد شد. آنچه امروز در نقاط مختلف کشور می‌گذرد، یک اورژانس ملی است.
برای درمان این بیماری، نیاز به یک عزم ملی داریم؛ تصمیم‌گیران کلان باید شجاعت به خرج دهند و مدیریت آموزش را از دایره تنگ بازی‌های سیاسی خارج کنند.رسانه‌ها باید با شفافیت، این الگوی مخرب را در سراسر کشور بازتاب دهند. فرهنگیان باید همچنان صدای رسای عدالت و شایسته‌سالاری باشند. مردم باید بدانند که آینده فرزندانشان به سلامت این نهاد گره خورده است.
و در نهایت نجات آموزش و پرورش از چنگال مدیریت سیاست‌زده، تنها یک خواسته صنفی نیست؛ یک ماموریت ملی برای نجات آینده ایران است.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=52686

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.