بازگشت به فن‌سالاری
بازگشت به فن‌سالاری
✍به قلم محمد قوچانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران

 

✍️توسکانیوز/محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران/تکنوکرات‌های ایران اگرچه در ورود به عرصه انتخاباتی حتی نسبت به سیاسیون چپ‌گرا پیشگام‌تر و پیشتازتر بوده و به تعبیری هم به لحاظ تشکیلاتی و هم به لحاظ رسانه‌ای پیش‌قراول تحول دوم خردادماه ۱۳۷۶ بودند اما پس از آن انتخابات مسیر خود را فراموش کردند و با ضعف تشکیلاتی و اکتفا به حضور در نهادهای دولتی و عدم جدیت گفتمانی رابطه‌ی خود با جامعه مدنی را از دست دادند.

به همان اندازه که رقیبان درون‌جبهه‌ای و درون‌گفتمانی این جریان در جبهه اصلاحات در کار تشکیلات مهارت داشتند جنبش تکنوکراسی در ایران فاقد جذابیت‌های اجتماعی بود هرچند که از لحاظ گفتمانی می‌توان آن را پیشروتر از جناح چپ و جناح راست اصلاحات خواند. گفتمان تکنوکراسی در جبهه اصلاحات بر «برنامه توسعه ایران» در استوار است.

در واقع این جریان نه مانند سیاسیون اصلاح‌طلب «انتخابات‌گرا»ست و فکر می‌کند پیروزی در انتخابات نقطه اوج اصلاحات است و نه مانند بوروکرات‌های اصلاح‌طلب «دولت‌گرا»ست و فکر می‌کند پس از پیروزی در انتخابات هیچ نیازی به ارتباط با بدنه اصلاحات وجود ندارد و مهم حفظ کرسی‌های اصلاحات در حاکمیت است.

تاکید تکنوکرات‌ها بر برنامه توسعه نقطه تفاهم آن با حاکمیت است، البته به شرطی که در شرایط فعلی بتواند بر سر درون‌زا بودن برنامه توسعه یا بیرون‌زا بودنش به تفاهم برسد. در واقع هسته مرکزی حاکمیت هم در حال حاضر مدافع برنامه توسعه است اما نسبت به تعلیق آن به بهبود رابطه با جهان انتقاد دارد. مساله‌ی دیگری که اصولگرایان با تکنوکرات‌ها دارند فساد در برنامه توسعه و نادیده گرفتن عدالت است.

این انتقادات چه در مقام قصور و چه در مقام تقصیر به تکنوکرات‌ها وارد است. آنان کم و بیش از توجه به جامعه مدنی و بخش خصوصی واقعی غفلت کردند و گاه درگیر پرونده‌هایی شدند که قابل دفاع نیست. اکنون نیز باید هر کس که قصور یا تقصیر دارد حاکمیت قانون را بپذیرد اما این اشکالات تکنوکرات‌ها به معنای انکار ضرورت فن‌سالاری منطبق با دینداری و میهن‌دوستی نیست.

فن‌سالاری باید نشان دهد عدالت‌خواه است و عدالت را در توسعه می‌جوید. بدیهی است که تکنوکرات‌ها در برابر انتقادات اصولگرایان پاسخ‌های جدی دارند. از جمله می‌توان به این نکته اشاره کرد که در الگوی «توسعه از بالا» در میان اصولگرایان که محمدباقر قالیباف نماد آن است هم همین عوارض و مصائب دیده می‌شود.

اما برای رسیدن به یک تفاهم ملی میان حاکمیت و اصلاحات نه بر سر به دست آوردن کرسی‌های حاکمیت (مانند اصلاح‌طلبان راستگرا) و نه بر سر به دست آوردن کلیت حاکمیت (مانند اصلاح‌طلبان چپ‌گرا) می‌توان بر سر یک برنامه تفاهم کرد: توسعه ایران بر مبنای: اول. تقویت توان داخلی و ملی کشور، دوم. تحقق عدالت از طریق تولید ثروت و نه توزیع فقر، سوم. مبارزه با فساد از طریق حاکمیت قانون.

بر مبنای این سه اصل حتی لغو تحریم‌ها و تقویت دیپلماسی (احیای برجام در مذاکرات وین) نه یک هدف که ابزاری برای توسعه ایران است. واقعیت این است که با وجود آثار مخرب تحریم‌ها بر اقتصاد و جامعه ایران در عمل تاب‌آوری کشور برای همین مذاکرات وین قابل توجه بوده است و در صورتی که بتوان تحریم‌ها را لغو کرد می‌شود به رشد و توسعه اقتصادی قابل توجهی دست یافت که جبران این سه سال سخت را بکند و اجر صبر سخت مردم ایران را بدهد.

شرط این کار این است که پس از مقاومت در میدان که به موفقیت در میز مذاکره منجر می‌شود ضلع سوم این ساختار (پس از سرداران و دیپلمات‌ها) به وظیفه خود عمل کند: بورژوازی ملی تقویت شود و با گذار از «تجارت» به «صنعت» توان تولید ملی چندان افزایش پیدا کند که هر گونه تحریمی در آینده کم‌اثر شود.

لغو تحریم‌ها به جای رونق بازار کالا باید به رونق تولید ملی بینجامد بدین معنا تقویت «صنعت» عین «عدالت» خواهد به شرط آنکه رانت‌خواری، ویژه‌خواری و خصوصی‌سازی غیراصولی و خصولتی‌سازی (اشتباه دهه هفتاد) تکرار نشود.

نامزدی اسحاق جهانگیری فقط در صورت تحقق چنین راهبردی قابل دفاع است: تکنوکراتی که از جهاد سازندگی به دولت سازندگی پیوست و در مقام یکی از سران کارگزاران سازندگی ایران در دولت اصلاحات عهده‌دار وزارت صنعت شد که از ادغام سه وزارتخانه صنایع، معادن و فلزات، صنایع سنگین به وجود آمد.

در واقع جهانگیری اگر بتواند اشتباهات تاکتیکی خود در برخی بیان‌های رسانه‌ای و برخی رفتارهای سیاسی را جبران کند و همان‌طور که شب گذشته با مردم صادقانه سخن گفت قصورها را بپذیرد امکان اقناع مخاطب را خواهد داشت.

  • منبع خبر : روزنامه سازندگی