• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
1
ایران در منطق «آستانه‌ها»؛

چرا سند گفت‌وگوی بوش و پوتین (۲۰۰۵) فقط یک متن هسته‌ای نیست؟

  • کد خبر : 53373
  • ۰۶ دی ۱۴۰۴ - ۹:۰۱
چرا سند گفت‌وگوی بوش و پوتین (۲۰۰۵) فقط یک متن هسته‌ای نیست؟
به قلم محسن بوذری سراوانی

اختصاصی توسکانیوز/محسن بوذری سراوانی/انتشار سند گفت‌وگوی جورج بوش و ولادیمیر پوتین (۲۰۰۵) درباره ایران، اگر درست خوانده شود، بیش از آن‌که یک گزارش فنی درباره برنامه هسته‌ای باشد، یک «سند سیاست‌گذارانه» درباره منطق تصمیم‌سازی قدرت‌هاست. خطای رایج این است که چنین متن‌هایی یا به دوگانه‌ی «سلاح/غیرسلاح» فروکاسته شود، یا در دوگانه‌های تصنعیِ «غرب بد/شرق خوب» (یا بالعکس) هضم گردد؛ در حالی که پیام اصلی سند چیز دیگری است: درباره ایران، در برخی بزنگاه‌های کلیدی، هم‌راستایی‌ها الزاماً بلوکی و ایدئولوژیک نیست، بلکه موضوع‌محور و آستانه‌محور است. به بیان دقیق‌تر، در بعضی پرونده‌ها پیرامون ایران «هم‌پوشانی منافع» شکل می‌گیرد؛ نه اتحاد پایدار، بلکه همگرایی مقطعی بر سر مهار هزینه‌ها و ریسک‌ها.

۱) مسئله اصلی: ظرفیت استقلال راهبردی

محور واقعی نگرانی قدرت‌ها، صرفاً یک پرونده فنی نیست؛ مسئله «ظرفیت استقلال راهبردی» ایران است. ایرانِ مستقل اگر به سطحی از بازدارندگی چندساحتی نزدیک شود امنیتی، اقتصادی، فناورانه و منطقه‌ای می‌تواند نظم امنیتی منطقه، مسیرهای انرژی و کریدورهای ترانزیتی و در نهایت موازنه قدرت را بازتعریف کند. چنین ایرانی «قابل مهارِ ارزان» نیست؛ از همین رو حتی بازیگران رقیب نیز در برخی آستانه‌ها روی محدودسازی این ظرفیت هم‌پوشانی منافع پیدا می‌کنند، چون ایرانِ «کم‌هزینه برای مهار» برای همه طرف‌ها قابل‌تحمل‌تر از ایرانِ «پُرهزینه برای مهار» است.

۲) قاب روایی و اجماع‌سازی؛ از روایت تا اقدام

در سند بوش و پوتین، آنچه برجسته می‌شود «آستانه‌ها»ست؛ زبان سیاست‌گذاری است، نه زبانِ آزمایشگاه. استناد به چند گزاره محدود در گفت‌وگوی سطح بالا می‌تواند به سرعت به زبان «نگرانی» و سپس به منطق «اقدام مرحله‌ای» ترجمه شود: قاب «عدم شفافیت» را تقویت کند، اجماع‌سازی را آسان‌تر سازد و فشار مرحله‌ای را مشروع کند. در همان گفت‌وگو نیز می‌توان دید که چگونه نگرانی‌ها به زبان اقدام مرحله‌ای نزدیک می‌شود؛ یعنی مسیر از روایت به اجماع، کوتاه‌تر از آن است که صرفاً فنی تلقی شود. این همان نقطه‌ای است که سیاست قدرت کار می‌کند: تولید قاب‌هایی که هزینه اجماع‌سازی علیه ایران را پایین می‌آورد و دست بازیگران مختلف را برای هم‌راستایی‌های مقطعی باز می‌گذارد.

۳) آستانه امنیتی؛ کنترل تشدید، نه کنترل کامل

سطح حساس‌تر پرونده، سطح امنیتی–آستانه‌ای است. در منطق تصمیم‌سازی غرب، بحران فقط به رفتار ایران وابسته نیست؛ به «آستانه تشدید» هم گره خورده است به‌ویژه آستانه اقدام مستقل اسرائیل. دغدغه محوری این است که اگر مسیر سیاسی قفل شود، بحران از کنترل خارج شود و زمان‌بندی تشدید به دست بازیگران دیگر بیفتد. واشنگتن می‌کوشد احتمال اقدام شتاب‌زده را کاهش دهد و فرمان بحران را در دست نگه دارد، بی‌آنکه الزاماً بتواند آن را کاملاً کنترل کند.

در همین چارچوب، نقش روسیه نیز قابل فهم می‌شود: این پرونده به شورای امنیت، توازن میدانی منطقه و رقابت‌های بزرگ‌تر قدرت‌ها گره خورده است و روسیه در این سه لایه ابزار دارد از حق وتو و وزن حقوقی تا اثرگذاری بر زمان‌بندی بحران و مدیریت اصطکاک‌های میدانی. روسیه کنشگری دووجهی است: گاه شدت را تنظیم می‌کند و مسیر بحران را قابل مهارتر می‌سازد؛ و گاه از «تعلیقِ مدیریت‌شده» برای افزایش قدرت چانه‌زنی و بازآرایی موقعیت خود بهره می‌گیرد.

۴) عامل زمان؛ فرصت‌های ژئوپلتیک هم تاریخ مصرف دارند

کنار همه این‌ها، زمان علیه ماست. گذار انرژی، تغییر فناوری و بازآرایی کریدورها پنجره‌های فرصت را محدود می‌کند. اگر ایران نتواند «موقعیت» را به «قراردادهای پایدار» و شبکه‌های منافع تبدیل کند، برخی بازیگران ممکن است به سناریوی ایرانِ ضعیف و پرهزینه‌زا متمایل شوند؛ نه توطئه، بلکه منطق هزینه–فایده در سیاست قدرت.

جمع‌بندی و پیشنهاد سیاستی: دیپلماسی سیال

مسئله ایران صرفاً منازعه با یک کشور یا یک بلوک نیست؛ ایران در جهانی قرار دارد که تصمیم‌ها با «مدیریت آستانه‌ها» گرفته می‌شود: آستانه اجماع حقوقی، آستانه شوک امنیتی، آستانه فشار اقتصادی–فناورانه و آستانه بازآرایی کریدورها. پاسخ مؤثر، «دیپلماسی سیال» است: نه قفل‌شدن در یک محور و نه دشمنی ثابت با محور دیگر؛ بلکه ساختن شبکه‌ای از منافع متقاطع که هزینه مهار ایران را بالا ببرد و امکان شکار را پایین بیاورد.

دیپلماسی سیال یعنی: پیوندزدن پرونده‌ها (انرژی/ترانزیت/امنیت/اقتصاد/فناورانه)، بستن کمربند منطقه‌ای، تنوع کانال‌های مذاکره، و بازدارندگی دقیق همراه با کنترل بحران. و یک شرط داخلی مکمل هم دارد: مهار رادیکالیسم و شعارزدگی پرهزینه و جلوگیری از آن‌که برخی کنش‌ها خواسته یا ناخواسته مواد خام قاب‌سازی و اجماع‌سازی علیه ایران را فراهم کند.

**در یک جمله: ایران باید نقاش باشد، نه نقاشی؛ یعنی طراحِ موازنه‌ها، نه موضوعِ موازنه‌ها و دیپلماسی سیال ابزارِ این طراحی است.**

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=53373

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.