توسکانیوز/همه سیاسیون یک کشور از احزاب و چهرههای سیاسی تا شخصیتهای مستقل و… هدفی دارند که هدف خود را در قالب فعالیتهای سیاسی پیگیری میکنند. این هدف قاعدتا باید اعتلای ایران و خدمت بیشتر به مردم باشد. اگر این را یک فرض بگیریم که هرچند در برخی موارد هم ممکن است نقض شود، اما به هر حال فرضی مهم، بنیادی و البته حداقلی است برای سیاستمداران.
انتخابات ۱۴۰۰ در کشور ما ۳ وجه داشت؛ یعنی مانند دیگر انتخاباتها دووجهی و متشکل از جناح پیروز و جناح شکستخورده نبود، بلکه وجه سوم آن هم بخش زیادی از مردم بودند که در انتخابات شرکت نکردند. حال اگر هدف این ۳ گروه اعتلای ایران و خدمت به مردم باشد، باید قاعدتا بعد از انتخابات هم به ایران و به مردم فکر کنند و هم به بهبود شرایط زندگی و سیاسی و بینالمللی و همینطور به بهبود شرایط سیاسی داخلی و در واقع فعالیتهایی که منجر به توسعه ایران شود.
بهنظر من اصل نگاه ملی باید مورد توجه جدی باشد؛ چه کسانی که رأی نیاوردهاند و چه افرادی که پیروز شدهاند و دولت تشکیل دادهاند باید توجه داشته باشند دولت فقط متعلق به جناح پیروز نیست و کشور فقط توسط جناح پیروز نمیتواند اداره شود. کشور در شرایطی به رشد و توسعه دست مییابد که همه فعالان سیاسی، همه فعالان اقتصادی و همه فعالان اجتماعی در صحنه حضور داشته و امیدوار باشند و تصمیم بگیرند و اقدام کنند.
فعال شدن فضای سیاسی ابتدا باید از سوی بخش حاکم مورد توجه قرار بگیرد. طبیعی است که در کنار آنها، طیفها و جناحهایی که در واقع برنده نشدهاند هم آمادگی داشته باشند که برای موفقیت دولت هر کمکی که میتوانند بکنند؛ نه اینکه بهدنبال «موفق نشدن» دولت باشند.
بهنظر من کشوری در معرض توسعه قرار میگیرد که انسانهایی توسعهیافته در آن وجود داشته باشند؛ یعنی اگر افراد آن کشور یا جامعه و بهویژه فعالان آن کوتاهنظر باشند و منافع فردی و جناحیشان و گروههایشان را بر منافع ملی ترجیح دهند، طبیعتا این اتفاق نمیافتد. انسانهای توسعهیافته افرادی هستند که میتوانند در زمان رقابت بسیار جدی باشند و بعد از پایان رقابتهای انتخاباتی هم در همکاری و معاضدت ملی میتوانند جدی بمانند.
یک نکته مهم را من اینجا بگویم؛ دوستانی که شما اشاره میکنید گرچه در آن ۲ دوره یعنی دوره یازدهم و دوازدهم شکست خورده بودند، اما باز هم بخش زیادی از قدرت را در اختیار داشتند و آنها با جریان اصلاحطلب بسیار متفاوت هستند.
در مورد اصلاحطلبها به ۲ نکته باید توجه کرد؛ یکی اینکه نگاهشان بیشتر ملی است تا جناحی و این درک را دارند که همه جناحهای سیاسی سوار یک کشتی هستند بهنام ایران. اگر این کشتی را سوراخ یا معیوب کنیم یا اگر بخواهیم از سرعت آن بکاهیم یا آن را در معرض توفانهای مخرب قرار دهیم همه سرنشینان کشتی ضرر میکنند و اینگونه نیست که فقط ناخدای کشتی یا کسی که اداره آن را بر عهده دارد، ضررکند. این مسئله مهمی است که باید به آن توجه داشته باشیم.
دومین تفاوت مهم اصلاحطلبان با دوستان اصولگرا این است که ما وقتی در قدرت دولت و نهاد رسمی دولت نباشیم، نهاد دیگری را در اختیار نداریم که از آن برای فعالیتهای سیاسی استفاده کنیم.
جدا ساختن منافع ملی از رقابتهای سیاسی زمانی محقق میشود که هدف رقابتهای سیاسی منافع ملی باشد.
اگر رقابتهای سیاسی صرفا برای حاکم شدن یک شخص، یک حزب یا یک جبهه یا یک باند باشد، حتما در ادامه هم منافع ملی فراموش میشود، اما اگر هدف از رقابتها این باشد که کدام سیاست یا بسته سیاستی و کدام برنامهها به نفع کشور است و منافع ملی کشور را تامین میکند، دیگر شاهد چنین امری نخواهیم بود؛ یعنی باید هدف رقابتهای سیاسی از منافع شخصی و جناحی فاصله بگیرد و به منافع ملی نزدیک شود.

