✍️توسکانیوز/محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی /نخستین هدف، افزایش ظرفیتهای فكری، تخصصی، آموزشی و هویتی جامعه ایرانی در همه زمینهها بود. امام ملت و یاران نزدیكش به درستی درك كرده بودند كه برای ایجاد یك جامعه پویا، خلاق و پیشرو، ابتدا باید ظرفیتهای فكری و شخصیتی آحاد جامعه را ارتقا داد. آنها دریافته بودند، رشد جامعه در گروی رشد فكری افراد جامعه است و تا زمانی كه زمینه ارتقای فكری مردم فراهم نشود، دستیابی به اهداف عالیه انقلاب ممكن نیست.
دومین هدف بنیادینی كه در روزهای ابتدایی انقلاب مطرح شد، مقابله با استبداد در شوون و ابعاد مختلف بود. در واقع مردم از انقلاب خود، شرایطی را مطالبه میكردند كه در آن به «آزادی بیان و قلم»، «آزادیهای سیاسی و حزبی»، «گردش آزاد اطلاعات»، «فعالیتهای مدنی و آزادیهای اجتماعات» و… توجه ویژهای شود.
نماد برجسته این نوع آزادیهای سیاسی در امر انتخابات متبلور شد كه براساس رهنمودهای رهبر كبیر انقلاب بلافاصله پس از پیروزی انقلاب در دستور كار قرار گرفت. بر این اساس، انقلاب اسلامی یكی از معدود انقلابهایی است كه در ماههای ابتدایی بعد از تشكیل آن هم رفراندومهای عمومی و هم انتخابات پی در پی انجام شد.
از این طریق، استعدادهای فراوانی در انقلاب شكوفا شدند و مردم احساس كردند كه تعیین سرنوشت خویش را در دست گرفتهاند. بازخوانی انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی با حضور افراد، جریانات و گروههای مختلف نشاندهنده، افكاری است كه در آن برهه زمانی در بطن جامعه و تصمیمسازان انقلاب وجود داشت.
در كنار این موارد، مباحث زیادی در خصوص بروكراسی فاسد و سنگین گذشته مطرح بود و مردم از مدیران انقلاب، خواستار ساختار اداری پویایی بودند كه در آن به مناسبات مبتنی فساد، رانت، ویژهخواری، اختلاس، انتصاب فامیل و نزدیكان و… پایان داده شود.
مسئله مهم بعدی در سالهای ابتدایی انقلاب، ضرورت مقابله با فقر بود. بنابراین یكی از وعدههای روشن در ماههای نخستین انقلاب، ایجاد یك سیستم اقتصادی جدید بود كه در آن نیروی كار مورد سوءاستفاده قرار نگیرد، ارزش هر كاری تعیین شود و زحمتكشان جامعه شامل كارگران، حقوقبگیران و… برای بهرهمندی از ضرورتهای زندگی مانند مسكن، خوراك، آموزش، پوشاك و… مشكلی نداشته باشند.
در نظام آموزشی این بحث مطرح بود كه از نظامهای وارداتی، فاصله گرفته شود و زمینه ارتقای سطح آموزشی، معنوی و عقیدتی مردم فراهم شود.
در حوزه نظامی نیز این بحث مطرح بود كه نیروهای مسلح ایران به جای وابستگی به استكبار از مردم و مرزهای كشور صیانت كنند.
توسعه مناسبات ارتباطی با كشورهای اسلامی، یكی دیگر از اهدافی بود (در كنار سایر اهداف) كه در ایام انقلاب به عنوان مانیفست انقلاب مطرح شدند.
اما باید دید در طول بیش از 43 سال گذشته كدامیك از این گزارهها و گزارههایی اینچنینی، محقق و كدام موارد، جای كار بیشتری دارند. ضمن اینكه باید مشخص شود، كدام حوزهها، مورد غفلت قرار گرفتهاند. آیتالله هاشمیرفسنجانی اظهارنظر جالبی دارند كه به نظرم بخشی از ابهامات موضوع را مشخص میكند.
آیتالله هاشمیرفسنجانی میفرمودند در زمان مبارزه این تصور میان انقلابیون وجود داشت كه از طریق مبارزه با دشمن بیرونی كه رژیم شاه و حامیان غربیاش بود میتوانیم كشور را به سمت اهداف مورد نظر هدایت كنیم. اما بعد از پیروزی انقلاب و به دست گرفتن، سكان هدایت كشور مشخص شد، عنصر سومی نیز نقشآفرین است كه میتواند همه زحمات مجموعه انقلابیون را به باد دهد.
به زعم آیتالله هاشمیرفسنجانی، هرچند در ایام قبل از انقلاب نیز نشانههایی از تحركات مخرب این عناصر هویدا شده بود، اما در سالهای پس از پیروزی انقلاب دامنه فعالیتهای تخریبی این گروهها بیشتر نیز شد.
آیتالله این گروه سوم را «افراطگران» مینامید و مقابله با این گروه را حتی دشوارتر از مقابله با استبداد و استعمار میدانست. چرا كه میدان مقابله با دشمن بیرونی كاملا مشخص است، اما افراط كه دشمنی درونی محسوب میشود، ظاهرا با انقلاب همراهی دارد، اما در واقع فعالیتهایی انجام میدهد كه به كشور آسیب میزند.
به اعتقاد آیتالله هاشمیرفسنجانی مهمترین عامل سرخوردگی مردم از اهداف عالیه انقلاب در دهههای بعدی انقلاب، رویكردهای افراطی است و اشاره میكردند كه اگر بتوان افكار عمومی ایرانیان را متوجه اهمیت اعتدال، میانهروی و اسلام رحمانی كرد، مردم در تمام صحنههای مهم از ماهیت انقلاب صیانت خواهند كرد.

