• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
♥1
به مناسبت هشتم مهرماه، بزرگداشت مولانا جلال‌الدین؛

عبور از سایه‌ها؛ چرا هنوز به مولانا نیازمندیم؟

  • کد خبر : 56077
  • 08 مهر 1405 - 22:36
عبور از سایه‌ها؛ چرا هنوز به مولانا نیازمندیم؟
یادداشت مدیر مسئول

اختصاصی توسکانیوز/ فهیمه فتحی/در روزگاری که شتابزدگی، سطحی‌نگری و انباشت
اطلاعات، مجال درنگ و تماشا را از انسان ربوده است، یادکرد مولانا جلال‌الدین محمد بلخی تنها ادای دینی به ستاره‌ای در آسمان تاریخ ادب پارسی نیست بلکه تذکری است بنیادین به انسانی که در کشاکش خودبنیادی و ملال، نیازمند بازیابی پیوند خویش با ساحت معناست. نگاه رایج همواره مولانا را در شوریدگی اوزان یا تمثیل‌های مألوف خلاصه
کرده است، حال آنکه جوهر پیام او، عبور شجاعانه از پوسته‌های صلب و تصلب‌های فکری به سوی گشودگی، حیرت و بازسازی اخلاقی است.
خدمت سترگ معرفتی مولانا، هشدار نسبت به غرور ادراکی و خطای یکی‌انگاشتنِ پندارهای محدود آدمی با تمامیت حقیقت است. او در تمثیل درخشان
پیل در تاریک‌خانه، فقر فهم حسی و عقل جزئی را آن‌گاه که از نور کل‌نگری محروم است، آشکار می‌سازد. آن جا که هر کس به فراخور تماس محدود خود، برداشتی نارسا را کلّ حقیقت می‌انگارد:

از نظرگَه گفت‌شان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد، این الف

مولانا ریشه این‌گونه تعارض‌ها را نه در تکثرِ حقیقت،
بلکه در تاریکیِ زاویه دید و داوری‌های شتاب‌زده می‌داند. از نگاه او، راه‌حل نه نزاع و تحمیل پندارهاست و نه سر فرود آوردن در برابر سرگشتگی بلکه برافروختن شمع بصیرت، پذیرش فقر معرفتی خویش و حرکت به سوی حقیقت با پای تواضع است:

در کف هر یک اگر شمعی بُدی
اختلاف از گفت‌شان بیرون شدی

چنین درکی از معرفت، خودخواهی را مهار کرده و جان انسان را به انصاف، حِلم و مدارای حکیمانه می‌آراید. از منظر مولانا، اخلاق و معنویت
نه امری انتزاعی و بریده از عالم واقع، بلکه شیوه زیستن در میان خلایق است. او منشأ تمام گسست‌ها و نامرادی‌های اجتماعی را در منِ “فربه‌شده” و سلطه‌جو می‌داند. نفسی که جهان و انسان‌ها را تنها به مثابه ابزاری برای تأمین
منافع یا ارضای تفرعن خود می‌بیند. تصحیح مناسبات انسانی، از شکستن این بت درونی
آغاز می‌شود. آن‌گاه که انسان از مدار تنگ خودخواهی خارج شد، رنج دیگران را رنج خویش
می‌یابد و خدمت به خلق، نه تکلیفی فرساینده، که جلوه طبیعی محبت و هماهنگی با کل
آفرینش می‌گردد.
در جهانی که غالباً با انفعالِ ناشی از غلبه بحران‌ها
مواجه است، مولانا خط بطلانی بر نومیدی می‌کشد. او فرد را در برابر جامعه و تاریخ، بی‌اثر و ناچیز نمی‌شمارد، بلکه وزن هستی‌شناختی هر جانِ آگاه را فراتر از مناسبات مادی رقم می‌زند:

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای، هزاری؛ تو چراغ خود برافروز

این پیام، فراخوانی است روشن به مسئولیت وجودی تک‌تک انسان‌ها: اصلاح جهان، از روشن نگاه داشتن چراغ انصاف، خرد و امانت‌داری در درون خانه جان آغاز می‌شود و پرتو آن، تاریکی پیرامون را پس می‌زند.

فرجام سخن:

هشتم مهرماه، فرصتی است برای سنجش عیارِ کاربست این اندیشه بلند در حیات فردی و جمعی و مجالی برای پرسیدن اینکه تا چه اندازه توانسته‌ایم
افق نگاهمان را از مدار تنگ تعصب و ستیز فراتر بریم و زبان و رفتار خود را به شفقت و انصاف بیاراییم. میراث راستین مولانا نه در سطور کتاب‌ها، بلکه در شیوه مواجهه ما با رنج‌های زمانه و احترام به کرامت آفریدگان زنده است:

ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=56077

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.