✍️توسکانیوز/محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی /انتشار بخش نخست يادداشت بانيان وضع موجود با استفاده از حربه تقطيع و حذف و تحريف با توهين و هتاكي جريان سايبري در فضاي مجازي مواجه شد.
در بخش سانسورشده آمده بود: «طبيعتا در ساختاري كه در راس آن ولي فقيه قرار دارد، بيشترين تاثيرگذاري در راهبردهاي حاكميت و عملكرد مسوولان مربوط به مقام معظم رهبري است و درحالي كه حضرت آيتالله خامنهاي دهها بار به صراحت از كليت عملكرد نظام دفاع كردهاند، نميتوان به اسم مخالفت با وضع موجود تيشه بر ريشه ۴۴ ساله انقلاب زد و آن را در دست فتنهگران يا خائنان يا غربزدهها دانست.»
اتفاقا يكي از معضلات هزينه كردن ميلياردها تومان از بودجه براي سياهنمايي، تخريب و هتاكي عليه مديران و كارشناسان و دلسوزان در دولتهاي قبلي به عنوان جنگ نرم بوده است، در حالي كه قرارگاه مشابه اين جريان در آلباني، همين كار را براي ضربه زدن به نظام و با بودجه دشمن انجام ميدهد.
رهبر انقلاب بارها و بارها در سخنان صريح خود بر لزوم رعايت اخلاق، پرهيز از سياهنمايي و تخريب تذكر داده و اخيرا نيز اختصاص بودجه به جهاد تبيين را كار غلطي دانستند، اما باز هم قلب واقعيت، تقطيع و تحريف ادامه دارد.
يكي از مواردي كه اين جريان در ماه گذشته و با وجود گذشت 6 سال از رحلت آيتالله هاشمی رفسنجانی، بهصورت گسترده عليه ايشان و خانواده به بهانه صحبتهاي فائزه انجام داد، تخريب و اهانت نسبت به آيتالله با كليد واژه «لقمه حرام» بود.
در حالي كه پس از تخريبهاي جريان دولت نهم عليه آيتالله هاشمی رفسنجانی، آيتالله خامنهاي در نماز جمعه ۲۰ خرداد سال ۱۳۸۸، با تصريح بر اينكه اين سخنانشان بخشي از نماز محسوب ميشود و عادت به نام بردن از شخصي را در خطبههاي نماز ندارند تاكيد كردند: «آقاي هاشمي را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسووليتهاي بعد از انقلاب نيست؛ من از سال ۱۳۳۶ – يعني ۵۲ سال قبل- ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاي هاشمي از اصليترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدي و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزي انقلاب از موثرترين شخصيتهاي جمهوري اسلامي در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبري تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است، بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاي زيادي داشت: هشت سال رييسجمهور بود؛ قبلش رييس مجلس بود؛ بعد مسووليتهاي ديگري داشت. در طول اين مدت هيچ موردي را سراغ نداريم كه ايشان براي خودش از انقلاب يك اندوختهاي درست كرده باشد. اينها يك حقايقي است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده».
يا بعد از اتمام دولت سازندگي رهبري فرمودند هيچكس براي من هاشمي نميشود. اما متاسفانه براي تخريبگران، شهادت رهبر انقلاب در خطبه نماز، نيز بازدارنده اقدامات تخريبي و هتاكيهايشان نيست.
شايد بتوان اين نوع نگاه ماكياولي به سياست و عبور از مرزهاي اخلاقي، قانوني و شرعي را يكي از مهمترين ريشههاي مشكلات امروز دانست.
اما بعضي از رسانهها در نقدي مشترك مدعي شدند كه محتواي ياداشت بنده نادرست بوده چون در ايران، بيش از ۹۰ درصد بودجه قانوني و اختيارات در كنترل رييسجمهور و دولت است و رييسجمهور و دولت آن مسئول همه اتفاقات و مشكلات است. اگر اين سخن سال گذشته و قبل از به قدرت رسيدن آقاي رييسي گفته ميشد، شايد ميتوان آن را حمل به عدم آشنايي و اطلاع كرد اما امروز كه در آستانه يك سالگي تنفيذ رياست جمهوري آقاي رييسي هستيم، آيا دوستان ميتوانند چنين ادعايي كنند؟! و اگر اين ادعا درست است چرا دولت نتوانسته در اين يك سال، دستاورد مهمي را براي رضايت مردم به دست بياورد؟
در حالي كه صحبت از تعديل اقتصادي در دولتهاي گذشته با حملههاي تخريبي مواجه ميشد گرانيهاي بيرويه در ۴۰۰ قلم كالا به اسم جراحي اقتصادي كه فشار كمرشكني را بر مردم به ويژه طبقات متوسط به پايين وارد ميكند، ناشي از اختيارات دولت است يا به دليل چندين مورد از جمله تحريمهاي بينالمللي و مشكلاتي كه دولت فقط بخشي از آن است؟
وزير اقتصاد تاييد كرد دولت آقاي رييسي با ذخاير مناسب ارز به صورت اسكناس كار خود را شروع كرده، آيا چند برابر كردن ذخاير ارزي نقد در سال ۱۴۰۰ نسبت به سال ۱۳۹۲ را نبايد جزو وضع موجود به حساب آورد؟

