توسکانیوز/محسن بوذری سراوانی/فتوای تاریخی میرزای شیرازی دربارهٔ تحریم تنباکو، معمولاً بهعنوان نمونهای کمنظیر از ورود مرجعیت شیعه به صحنهٔ جامعه برای مهار استعمار و نفوذ سرمایهٔ خارجی روایت میشود. آن حکم فقط منع مصرف یک کالا نبود؛ مرزبندی روشنی بود میان «مصلحت ملت» و «امتیازات سیاسی و اقتصادیِ وابسته به بیگانه».
در تداوم همین حساسیت نسبت به استقلال دین، تجربهٔ معاصر ایران نیز نکتههای مهمی در خود دارد. امام خمینی بارها بر فاصلهٔ روحانیت و ساختار رسمی دولت تأکید کرده است. در یکی از سخنرانیها خطاب به طلاب میگوید:
«و من از ابتدا همین مطلب را میگفتم که علما شأنشان نیست مسئولیت دولتی بپذیرند.»
(صحیفهٔ امام، ج۱۸، ص۳۵)
در «منشور روحانیت» هم سرمایهٔ تاریخی روحانیت را نه در قدرت و ثروت، بلکه در زیست مستقل و مردمیاش میداند و بر قناعت، فقر اختیاری و بهویژه «عدم وابستگی به قدرتها» بهعنوان عامل محبوبیت و ماندگاری روحانیت تأکید میکند (صحیفهٔ امام، ج۲۱، ص۲۷۶–۲۷۷). هرچند امام در عمل، بهدلیل شرایط استثنایی انقلاب و جنگ، حضور برخی روحانیون در مسئولیتهای اجرایی را پذیرفت، اما تصویر مطلوب او از شأن روحانیت، با فاصلهگذاری از بدنهٔ دولت تعریف میشود. این بحث نافی زحمات و اخلاص بسیاری از روحانیونی نیست که امروز در ساختار رسمی مشغول خدمتاند؛ سخن بر سر مدلِ مطلوبِ رابطهٔ دین و قدرت است، نه قضاوت دربارهٔ نیت اشخاص.
در همین افق، از شهید مطهری نیز نقل شده است که «روحانیون پستهای اجرایی دولتی را نپذیرند، مگر اضطراراً» و اینکه سازمان روحانیت، حتی در جمهوری اسلامی، باید همان استقلالی را حفظ کند که در دورهٔ شاهنشاهی از حکومت داشت تا بتواند در جایگاه «ارشاد، هدایت، نظارت و مبارزه با انحرافات حکومت» بماند (گفتوگوی علی مطهری با جماران؛ بهنقل از محمد مطهری، آیندهٔ انقلاب اسلامی ایران). در بازخوانی مجموعِ سخنان شهید بهشتی دربارهٔ روحانیت و جامعه نیز بارها بر «با مردم زیستن» و خطر فاصلهگرفتن روحانیت از متن جامعه تأکید شده است؛ فاصلهای که هرچه روحانی را بیشتر به ساختار قدرت و کمتر به مردم نزدیک کند، نفوذ اخلاقی و معنوی او را کمرنگتر میکند.
در پرتو این زمینه است که توصیهٔ اخیر آیتالله سیستانی معنای تازهای پیدا میکند. او در پاسخ به یک استفتاء، مؤمنان را از نماز خواندن پشت سر روحانیای که از دولت حقوق میگیرد برحذر میدارد و تصریح میکند که مقصودش اتهام به عدالت اشخاص نیست، بلکه حفظ جایگاه دینی از هرگونه نفوذ و فشار احتمالی دولت، امروز یا فرداست.
به این ترتیب، میتوان گفت از فتوای تنباکو تا اندیشهٔ امام خمینی، شهید مطهری، شهید بهشتی و توصیهٔ آیتالله سیستانی، یک خط روشن دیده میشود: استقلال دین و نهاد روحانیت از قدرت سیاسی. این خط نه دعوت به کنارکشیدن دین از عرصهٔ سیاست، بلکه هشدار است که هرگاه روحانیت در دلِ ساختار قدرت حل شود، هم دین میبازد و هم سیاست؛ دین برای آنکه بتواند قدرت را نقد و اصلاح کند، باید همیشه یک گام از آن فاصله داشته باشد.

