توسکانیوز/ نقی هدایتی/در هر دورهی انتخابات شوراها، شهر را آذین میبندد و مردم به میدان میآیند، امّا آنچه بالا میرود نه سطح خرد جمعی، که ارتفاع بنرهاست. وعدهها چنان تکرار میشوند که دیگر کلمهها هم از معنا تهی میشوند. شعارگرایی، به بیماری مزمن سیاست شهری بدل شده؛ همان بیماری که محصولش سکوتِ عقل و غوغای هیاهوی رنگ و صداست.
شورا، در تعریف حقوقیاش، کارخانهی تصمیمسازی است؛ جایی برای پیوند تجربهی مردم و برنامهی مدیران. اما در عمل، گاه تبدیل میشود به صحن نمایش کارناوالی از شعارها. هر نامزد با مشتی واژهی خوشرنگ شفافیت، عدالت، توسعه، پاکدستی میآید، بیآنکه نشان دهد برای این کلمات، نقشهای در دست دارد یا فقط نقش بر دیوارشان زده است.
شعارگرایی، ریشه در بیاعتمادی دارد: وقتی جامعه احساس کند سهمی در سیاست ندارد، از شنیدن واژههای زیبا لذت میبرد، چون دستش به واقعیت نمیرسد. و سیاستپیشه هم، بهجای کار، به چربزبانی پناه میبرد. نتیجه؟ شورا تبدیل میشود به مجمع شعاردهندگان؛ نه به حلقهی کارشناسان.
در این میان رشت و گیلان هم از این چنبره بینصیب نیستند. شهر به اندیشه نیاز دارد، نه آگهی. تجربه نشان داده که هر کجا تخصص بهجای شعار نشست، کیفیت زندگی بالا رفت. شورا اگر حکمرانی خرد جمعی است، باید با سکوتِ برنامه و صدای عمل شناخته شود، نه با فریاد شعار.
شاید وقت آن رسیده که مردم هم عیار نامزدها را با میزان کارکرد بسنجند، نه با رنگ پوستر. چون شهر را “شعار” نمیسازد، “شعور” میسازد.

