توسکانیوز/محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی و معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران در گفتوگو با خبرآنلاین موضوع فیلترینگ بدون هیچ جهت قانونی و منطقی، موضوع محل مناقشهی دو نظریهی سیاسی در حدود هفتـهشت یا نزدیک به ده سال گذشته بوده است. کسانی که نگاهشان به سمت توسعهی ملی ایران است، طبیعتاً میگویند که این مانعگذاریها یک امر بازدارنده به نام فیلترینگ، مزاحم کسبوکار و زندگی متعارف مردم است؛ مزاحم روند شتابان ظرفیتهای دیجیتال در کشور است که انتظار استفاده از آن را داریم.
اما گروهی که مخالفاند، عمدتاً دیدگاههای سنتی دارند و به این مسائل دلبستگی ندارند. توسعه کشور اصلاً برای آنان محل اعرابی ندارد و از موضوع ملی هم به موضوع نگاه نمیکنند که آیا با توجه به این ماجرا، مردم آسیب میبینند یا نه؛ کسبوکارها چقدر دچار مشکل میشوند؛ و این گرفتاری سالیان سال است که با آن درگیر هستیم.
آقای پزشکیان که آمد، از جمله اهداف نانوشتهاش این بود که فیلترینگ را مرتفع کند، اما توفیق پیدا نکرده است. ریشه عدم توفیق ایشان هم برمیگردد به اینکه نهادهای مرجع و مسئول این حوزه در اختیار کامل رئیسجمهور نیستند، وگرنه رئیسجمهور با کمترین اراده میتوانست این مسیر را مطابق وعدههایی که به مردم داده بود پیش ببرد و حل کند. واقعیت این است که این موضوع همچنان محل تنش و منازعه و درگیری است.
آنچه که بهصورت افقمند میتوان گفت این است که دیر یا زود، مقوله فیلترینگ در کشور ما جمع خواهد شد؛ مثل بسیاری از عوامل رفتارهای فرهنگیِ بازدارنده که حضرات برای حل مسئله، برخی از نیروهای رادیکال و افراطی و سنتی، به جای حل مسئله، مانع فرهنگی ایجاد میکردند؛ به جای آنکه مسائل روحی، روانی و فرهنگی جامعه را حل کنند، به سمت انسداد و بسته شدن همین کانالهای ارتباطی میرفتند.
طبیعی است که وقتی اینترنت در اختیار دارید، مثل یک سلاح بُرنده است؛ همانطور که برای جراح حاذق ابزار درمان است، میتواند ابزار خشونت و کشتوکشتار هم باشد. شبکههای اجتماعی از همین جنس است. بنابراین نمیتوان مردم را از استفادهی صلحآمیز و سودآور این شبکهها بازداشت.
به نظرم افق پیش رو به این سمت است که این ماجرا حل شود، نهایتاً این ماجرا به نفع نظریهی توسعهگرایان حل خواهد شد. اما اینکه امروز آمدهاند و برخی دسترسیها را سادهتر کردهاند، به نظر من این ایرادی ندارد. نباید نوشت که چرا برخی از این ظرفیت اینترنت بدون فیلتر استفاده میکنند. یعنی اگر با کسانی که دست به این اقدام زدند گفتوگو کنید، میگویند چه اشکالی دارد که شما طرفدار رفع فیلترینگ هستید؟ ما بهصورت تدریجی، بخشی از دسترسیها را آزاد میکنیم و اولین دسترسی آزاد شده برای مسئولان مرتبط با کشور است.
من فکر میکنم اگر این مقولهی «دسترسی آزاد» یا «اینترنت سفید» را بهعنوان بخشی از برنامهی بلندمدت نگاه کنیم که در شورای عالی فضای مجازی مورد بحث قرار گرفته و گفتند گروههایی را میتوان بهتدریج وارد شبکهی اینترنت آزاد و بدون فیلتر کرد، طبیعتاً نباید با آن مخالفت کرد. اما اگر تصور کنیم که این باز شدن اینترنت فقط برای تعداد اندکی انگشتشمار از مسئولان حوزهی سیاست ـ چه موافقان و چه مخالفان ـ باشد، این هدف محقق نمیشود و پاسخگوی جامعه هم نخواهد بود. اما به نظر میرسد این فقط مقدمهای باشد برای آزادسازی تدریجی امر فیلترینگ.
البته یک توصیهی منطقی و اخلاقی به دولت و شورای عالی فضای مجازی باید میکردیم که اگر چنین برنامهای در دستور کار بوده تا بهتدریج دسترسیها را باز میکردید، چرا از مسئولان ارشد شروع کردید؟ بهتر بود از بدنهی کسبوکارها شروع میکردند؛ از دانشگاهها، دانشجویان، پژوهشگران، کسانی که برای دسترسی به منابع علمی جهانی نیاز به اینترنت بدون فیلتر دارند؛ و همچنین بخشهایی از خدمات عمومی کشور مانند بیمارستانها، داروخانهها، شبکههای حملونقل، فروشگاهها و خدمات معیشتی مردم. باید از اینها شروع میشد تا چنین برچسبهایی ایجاد نشود.
به هر حال، اگر این اتفاق رخ داده باشد، اصل موضوع ایراد ندارد. اما شماها بهعنوان خبرنگار میگویید کسانی هستند که با رفع فیلترینگ مخالفاند، ولی برای خودشان دسترسی آزاد ایجاد شده است. به نظر من این ایرادی ندارد که مطرح شود؛ شما اگر با این افراد گفتوگو کنید، میگویند ما که نکردیم و کسانی که دسترسی ایجاد کردند، خودشان بروند و حذف کنند. این ایرادی نیست که بخواهد مطرح شود. اما در مقابل آن باید توصیه کنیم که این دسترسیها گستردهتر شود. همین که نیروهای افراطی و مخالف آزادسازی نیز مجبور به استفاده از اینترنت آزاد شدهاند، بهترین دلیل برای ابطال نظریههای خودشان نسبت به فیلترینگ است.

