توسکانیوز/دکتر حمدالله رستمی شهر بابکی/فعال فرهنگی و اجتماعی
سخنان اخیر آقای دکتر ظریف را در یک همایش تخصصی گوش میکردم، هرچند شنیدن این گونه سخنان از زبان ایشان کمی تعجب برانگيز بود و در فضای مجازی مورد استقبال قرار گرفت، اما محتوای صحبت ایشان چنان بدیهی و دانستن آنها از الزامات ابتدایی هر سیاستمداری است که درک آنها نیازمند دانش وسیع و تجربه چند ده ساله در صحنه روابط بین الملل نیست.
چنان بدیهی که حتی مردم عادی کوچه و بازار با سواد پایین و اندکی خردورزی آنها را درک می کنند.
یادم افتاد سالهای اول انقلاب بود و هر روز به هر بهانهای بساط راهپیمایی و شعار مرگ بر آمریکا براه بود.
عمویی داشتم نابینا، با سواد ۶ قدیم و در سن حدود ۶۰ سالگی و ساکن در یک روستای کوچک با حدود ۱۰ خانوار جمعیت و به دلیل نابینا بودن عموما خانه نشین بود و یک رادیو دو موج مونس تنهایی اش، برای دیدنش رفته بودم که ساعت ۲ بعداز ظهر شد و وقت اخبار سراسری،
همینکه پیچ رادیو رو باز کرد، گوینده خبر با شور و شعف خبر راهپیمایی و شعار مرگ بر آمریکا را گزارش میکرد،عمویم پیچ رادیو را بست و با افسوس سری تکان داد،
گفتم عمو چی شده؟
گفت ببین عمو اگر من اسداله بخواهم توی این روستا زندگی کنم باید با همسایه نزدیکم بسازم که اگر مهمون آمد و نان در خانه نداشتیم همسرم بتواند در بزند و نانی قرض کند،
با همسایه ته ده هم باید بسازم که اگر وقت وبی وقت گوسفندانم از آغل بیرون شدند، جلو آنها را بگیرد تا به بیابان نروند و اسیر گرگ ها نشوند،
با همسایه بالای ده هم باید بسازم که اگر شب سر آب بودم، نرود مسیر آب را تخریب کند و محصولم خشک شود.
وگرنه باید بار کنم و از روستا بروم.
دنیا هم همین است، ما اگر بخواهیم توی دنیا زندکی کنیم مجبوریم با همه بسازیم، مرگ بر این و مرگ بر آن برای کشور و مردم آب و نان نمیشود.


