توسکانیوز/مصطفی پهلوانی، عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی ایران در روزنامه سازندگی نوشت؛زمانی که در زمستان۱۳۷۴ «کارگزاران سازندگی ایران» اعلام موجودیت کرد، تحلیلگران نشریات آن زمان –از بهمن تا عصر ما- آن را به تولد جریان راست مدرن تعبیر کردند. هرچند این دستهبندی، اقتصاد را مبنای تحلیل خود قرار داده بود اما بعد از دوم خرداد، برخی رقبای اصلاحطلب این واژه را گاهی به کنایه از اینکه اعضای ارشد این حزب پایی در حاکمیت و پایی در جامعه دارد، استفاده میکردند.
درمیانه دهه۸۰ سیدحسین مرعشی، سخنگوی وقت و دبیرکل کنونی کارگزاران سازندگی ایران در گفتوگو با ایسنا گرایش حزب متبوع خود را در سه کلمه خلاصه کرد: «لیبرال دموکراتِ مسلمان».
از سال۶۰ به این سو، احتمالا این صریحترین موضعگیری یک جریان سیاسی قانونی، درباره گرایش خود محسوب میشد؛ آن هم در دورهای «لیبرال دموکرات» بودن ناسزا بود و استفاده از صفت «مسلمان» به جای «اسلامی»، به چوب ایدئولوژیزدایی رانده میشد. پیش از این، عدم استفاده از لفظ اسلامی در نام حزب، دستمایه انتقادات جریانهای مذهبی شده بود.
به این ترتیب، کارگزاران به عنوان بال راست جریان اصلاحطلب و براساس تطورات درونتشکیلاتی گاهی نزدیکتر به مرکز و گاهی به سمت منتهاالیه راست جغرافیای سیاسی ایران در حرکت بوده است.
سهشنبه هفته پیش اما وقتی مرعشی یک بار دیگر دست به تدقیق جایگاه کارگزاران بر اساس تغییرات جدید سپهر سیاسی کشور در دوره پس از آغاز جنبش «مهسا» زد، پرده جدیدی از این تطور به نمایش گذاشته شد؛ او در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت که باید «ملیگرایی» جایگزین «نگاههای افراطی اسلامگرایانه» که اکنون بر کشور حاکم شده است، شود. مرعشی البته به سرعت تعریف خود را از ملیگرایی مطرح میکند و ضمن تشریح وضع کنونی کشور، بر دو شاخص اصلی آن تاکید میکند؛
شاخص نخست تکیه بر ملت و تمامی ملت است. به این معنی که عموم شهروندان از هر قوم و مذهب و گرایش سیاسی، سهمی در کشورداری و امور مملکت داشته باشند. مرعشی در تشریح این بخش خطاب به حاکمیت هشدار میدهد که شرایط کشور چنان بحرانی و پیچیده است که حتی اگر تمامی ظرفیتهای منابع انسانی داخل و خارج فعال شوند، باز هم امکان تشکیل یک دولت کاملا کارآمد وجود ندارد، چه رسد به دولتی که در حفظ خودیهایش ناتوان است.
ازسوی دیگر مردم را هم به کنشگری سیاسی دعوت میکند و با شاهد آوردن از تحولات ماههای اخیر، جنبش «مهسا» را یک نهضت کاملا مردمی برشمرد که میتواند الگویی برای عرصههای سیاسی دیگر به جز خیابان باشد.
شاخص دوم ملیگرایی، توسعه به مثابه ابزار بازسازی غرور ملی است. مرعشی به تحقیر جوانان ایرانی از مقایسه شرایط سخت زیست خود با مردم کشورهای دیگر منطقه اشاره میکند و معتقد است که این، توسعه همهجانبه و پایدار است که میتواند غرور ملی ایرانیان را احیا کند؛ نه باستانگراییهای رمانتیک یا توسعهطلبیهای منطقهای.
به این ترتیب، ملیگرایی که دبیرکل کارگزاران سازندگی ایران تشریح میکند، با غلبه بر سویههای مدنی و دموکراتیک از ناسیونالیسم باستانگرا و ناسیونالیسم مذهبی فاصله میگیرد و به سمت نمونههایی از ملیگرایی عرفی عصر مشروطه و میراتداران آن در دوره پهلوی دوم یعنی جبهه ملی حرکت میکند.
اما فاصلهگذاری با جریانهای سلطنتطلب و بنیادگرای مذهبی به سیاست داخلی محدود نمیشود. ملیگرایی در سیاست خارجی بر بازگشت نقطه کانونی سیاستگذاری به سمت درون کشور تاکید میکند و به جای سیاست گردش به شرق، سوداهای منطقهای –از هلال شیعی تا پهنه ایران باستان- و حتی بندبازی میان قدرتها در مناسبات جهانی، خواستار همکاری با همه جهان براساس منافع ملی میشود.
ازجمله تبعات «جنبش مهسا» در جغرافیای سیاسی کشور، نیازبه بازتعریف جریانهای سیاسی مختلف است که اپوزیسیون خارج کشور زودتر از جریانهای داخل به سراغ آن رفت. کارگزاران سازندگی ایران نیز در این دوره با کاهش سطح حضور خود در جبهه اصلاحات، این مهم را در دستور کار خود قرار داده است.

