✍️توسکانیوز/سیدمحمود علیزادهطباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی /متاسفانه تلاش روسای سابق و اسبق قوه قضائیه در حبسزدایی و عدم تسری کیفر به غیر از فرد بزهکار عملا به نتیجه نرسید و نهادهایی هم که در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ پیشبینی شده بود نظیر تخفیف و معافیت از مجازات و تقلیل مجازات حبس به یک تا سه درجه و تعویق صدور حکم و تعلیق اجرای مجازات نظام نیمه آزادی و نظام آزادی مشروط که اگر به درستی اجرا شده بود میتوانست جمعیت کیفری زندانها را به درصد میزان کنونی برساند به دلیل عدم باور قضات به این نهادها و عدم آموزش درست آنها حداقل کارایی را از خودشان دادهاند و مجازاتهای جایگزین حبس هم صرفا مشمول مجرمانی است که مجازات انها نود و یک روز تا ۶ ماه حبس باشد که عملا این مجازات هم از اعتبار ساقط شده.
البته اگر قضات به نحوی آموزش ببینند و تربیت شوند که با تشخیص اصلاح مجرم مجازات او را تا سه درجه تخفیف بدهند آن وقت مجازات ده سال حبس هم میتواند به مجازات جایگزین حبس تبدیل شود.
به باور علمای اسلام یکی از مهمترین اصولی که در سیاستهای کیفری اسلام لحاظ شده فشاری که زندان بر فرزندان و همسر و پدر و مادر زندانی دارد بیش از اثری است که بر خود بزهکار دارد، گاهی خود فرد بزهکار خوش و راحت در زندان میگذراند و خانواده او بیرون از زندان در فشار و عذاب به سر میبرند. این حکم حبس مجازات بزهکار است یا مجازات خانواده بیگناه او؟ این خانواده به چه جرمی مجازات میشود؟
یکی از فلسفههایی که اسلام زندان را به عنوان مجازات نپذیرفته همین است، اسلام مجازات اعدام یا شلاق یا محرومیت را پذیرفته چون بر خود مجرم تحمیل میشود ولی دیگران از مجازات مجرم زیان مستقیمی نمیبینند ولی زندان برخلاف تصور اولیه مسئولین نظام که میخواستند زندان را به محل تربیت و تعلیم فرد خطاکار تبدیل کنند محلی برای آموزش مجرم شده و دیگر آن بازدارندگی را ندارد، مجازات زندان به جز در موارد بسیار محدودی مبنای شرعی ندارد و نامشروعتر و ناعادلانهتر از آن، بازداشت موقت است.
براساس اظهارات ریاست اسبق قوه قضائیه ما هر سال چهار برابر محکومان زندانی را به عنوان بازداشت موقت وارد منجلاب زندان میکنیم و بعد هم انتظار داریم از آن طرف سالم و اصلاح شده بیرون بیایند. این کار مثل آن است که آب پاکی را از منجلابی عبور دهیم.
در بازداشت موقت که نه با اسلام سازگار است نه با حقوق روز و نه به مصلحت جامعه است چه حکمتی نهفته است. بازداشت موقت علاوه بر پیامدهای زیانبار حالتی از رانت و قدرت کاذب برای دستگاه قضایی ایجاد میکند. در هر جا قاضی از کسی خوشش نیاید یا هر جا متهم اعتراضی به قاضی کرد، قرار را به نحوی صادر میکند که متهم به زندان برود.
این فاجعه است که سالانه بیش از ۱/۵میلیون نفر وارد زندانهای ما میشوند درست است که آمار محکومین بین ۲۲۰-۲۵۰ هزار نفر است ولی رویه معمول بعضی از قضات دادسرا این است که متهم را روز چهارشنبه احضار میکنند تا فرصت تامین وثیقه نداشته باشد، بعضی از مامورین زندان هم از زندانی به انحاء گوناگون سوءاستفاده میکنند، بازداشت موقت ما به چنین فسادها و رانتهایی هم هست و متاسفانه قانونگذار ما هم بدون توجه به فرهنگ کهن ایران اسلامی چشم بسته و راحت همه چیز را جرم و مجازات زندان برایش قرار میدهد. قاضی هم راحتتر از او این حکم را صادر میکند.
آماری که در یک روز پنجشنبه به ریاست قوه قضائیه دادهاند حاکی از این بوده که در سراسر کشور در روز چهارشنبه ۳۳هزار نفر وارد زندان شدهاند که ۳۲هزار نفر آنها با قرار بازداشت موقت وارد زندان شدهاند که از سه روز تا ابد در زندان میمانند که ۳۲هزار نفر از اینها با قرار وثیقه یا کفالت وارد زندان شدهاند که برای متهم تامین قرار در روز تعطیل مقدور نبوده و به ناچار زندان رفته است در حالی که جرم او در هیچ مرجع قضایی ثابت نشده است.
براساس آئین دادرسی جدید محکوم را در خانه خودش هم میشود با دستبند و پابند الکترونیکی زندانی کرد ولی فرهنگ صدور چنین احکامی هنوز در قوه قضائیه حاکم نشده است. آنچه به عنوان قانون تصویب شده یک مشت اعتباریات است، قرارداد اجتماعی است و این قرارداد اجتماعی مقدس نیست و تحویلپذیر است ما نباید با اعتباریات مردم را مورد ظلم قرار دهیم.

