توسکانیوز/ابتدا بگویم که من گرایش حزبی به هیچ گروه و سازمان های سیاسی ندارم اما فردی هستم که به انقلاب اسلامی ، نظام و امام و رهبری، متعهد و ملتزم می باشم و البته از رفتارها و اقدامات جریان های سیاسی بی اطلاع نیستم . از سوی دیگر نمی توانم منکر ظرفیت نیروهای سیاسی باشم که در صحنه سیاست استان ، فعالیت می کنند . این نیروها در صورتی که برای توسعه استان به وحدت برسند بخش زیادی از بار توسعه و مشکلات استان را می توانند حل کنند. به صورت کلی می نویسم که جریان های سیاسی استان با مشکلات زیر مواجه هستند :
۱- جریانهای سیاسی در گیلان فاقد یک استراتژی مشخص هستند.
۲- جریانهای سیاسی استان هنوز نتوانستهاند استراتژی مناسبی در نظام و در راستای استیفای حقوق مردم داشته باشند.
۳- جریانهای سیاسی استان نسبت به چالشها و مشکلات و مطالبات مردم فهم مشترکی ندارند.
۴- جریانهای سیاسی استان بیشتر درگیر قدرت سیاسی و از مردم دور شدهاند .
۵- جریانهای سیاسی استان بیشتر از آن که به فکر منافع مردم باشند بهدنبال منافع گروهی و حزبی خود بودهاند.
۶- جریانهای سیاسی استان همواره منافع کوتاهمدت را به منافع بلندمدت ترجیح دادهاند و هیچگاه چشم انداز بلندمدت آینده را در دستور کار خود قرار ندادهاند.
۷- جریانهای سیاسی استان گاهی اوقات باید از خود بگذرند اما نمی گذرند!.
۸- جریانهای سیاسی استان باید واقعیتهای جامعه را بپذیرند، هرچند این واقعیتها تلخ و گزنده باشد.
۹- جریانهای سیاسی استان منفعت گرایی و مصلحت اندیشی را بر واقعیتهای جامعه ترجیح می دهند.
این که جریان های سیاسی استان روز به روز جایگاه خود را در بین سطوح مختلف جامعه از دست می دهند و امروز در وضعیتی قرار دارند که میزان اعتماد اجتماعی به آنها در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است، به علت همین مسایلی است که نوشتم.

