به گزارش توسکانیوز/ لیلا پور موحدی فعال محیط زیست استان گیلان در حاشیه در جریان سفر دکتر بهروز به گیلان در جلسه ای که با حضور استاندار گیلان برگزار شد اظهار داشت : امروز می خواهم از موضوعی صحبت کنم که سالهاست دغدغهام بوده و هست؛ مسألهای که با تمام جان وتوانم برای حلش تلاش میکنم، و آن موضوع مراقبت از سلامت و کیفیت زندگی مردم شهر و استانم در برابر زباله و شیرابه است. گیلان، متاسفانه خانهی سبز و پرنعمت ما، سالهاست که درگیر زخمی عمیق به نام زباله و شیرابه است، زخمی که امروز به مرزهای بحران رسیده و اگر برای درمانش نایستیم، فردا دیر است.
زبالههایی که هر روز از خانههای ما بیرون میروند، در دل جنگلها، کنار رودخانهها و در حاشیهی روستاها انباشته میشوند. و تلختر از همه، وقتی آسمان گیلان با دود زبالهسوزیهای فضای باز تیره میشود؛ این دودی که از سر درماندگی بلند میشود، نه از بیتفاوتی. چون دیگر دفنگاهها و شیوههای سنتی جمعآوری، پاسخگو نیستند.
شیوه جمع آوری و انتقال به محل های دفن هم به لحاظ اقتصادی آسیب زده، هم به سلامت مردم این است که دهیاران و روستاییان، ناچار شدهاند زباله را بسوزانند؛ راهی که تلخ و پرهزینه است، اما در دل همین بحران، جرقههایی از امید وجود دارد، بطور مثال در روستای سالکده در بخش کیاشهر، با مشارکت اهالی – بهویژه زنان روستا – الگویی نو از مدیریت بومی پسماند شکل گرفته؛ مدلی که در آن پسماند تر از چرخهی انتقال حذف شده، زبالهها در مبدأ تفکیک میشوند، و نهاد محلی قدرتمندی با پشتوانهی مردم ساخته شده است. بطوریکه امروز نهتنها هیچ زبالهای در این روستا رها یا انباشته نمیشود، بلکه دفنگاه سیسالهی روستا هم پاکسازی شده و حالا محوطهای سبز و عاری از آلودگی است. راز موفقیت این تجربه، انسان و ضرورت امر مشارکت است و اجازه بدهید بگویم در مرکز این تحول، زنان روستا ایستادهاند. در چهار سالی که به طور مستمر در سالکده فعالیت میکنم، به چشم خودم دیدم که زنان چطور به معنای واقعی تسهیلگر اجتماعی شدهاند؛ آموزشدهنده شدن، پیگیرند، و حافظ مشارکت مردم هستند ، این همان نیروی اجتماعی است که میتواند در سراسر گیلان، موتور تغییر باشد، زنان گیلان، همانطور که شالیزار را میشناسند،زخم زمین را هم میفهمند، برای همین وقتی دربارهی جداسازی زباله، یا خاکچال و بازیافت پسماند تر در باغ و باغچه صحبت میکنیم، با جان و دل همراه میشوند. آنها ذاتاً توانِ زندگیبخشی دارند؛ توانِ جلوگیری از مرگ خاک و آلودگی آب.
من باور دارم و میخواهم امروز تأکید کنم: مدیریت پسماند فقط یک پروژه فنی نیست، یک حرکت اجتماعی است. حرکتی که با آموزش، اعتماد و مشارکت مردم معنا پیدا میکند. زنان، بهعنوان مدیران اصلی خانه و خانواده، نقشی کلیدی دارند. تجربهها نشان داده است که مدیریت پسماند از مبدأ – بهویژه تفکیک زبالههای تر و خشک – میتواند تا ۷۰ درصد حجم پسماند را کاهش دهد. این یعنی کاهش هزینههای جمعآوری و دفن، و در عین حال ارتقای کیفیت زندگی خانوادهها. اما اهمیت نقش زنان فراتر از خانه است.
زنان گیلانی با فعالیتهای اجتماعی، آموزش، و شبکهسازی در جوامع محلی، میتوانند به تسهیلگران اصلی در جلب مشارکت عمومی تبدیل شوند. در مدلهای موفقی مانند سالکده، این مشارکت زنان بوده که مدیریت پسماند را از یک طرح موقت به حرکتی پایدار بدل کرده است.
تجربهی من در پانزده سال گذشته به من آموخته که هیچ طرح بزرگ و از بالا به پایین، بدون مردم و بدون زنان، پایدار نمیماند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری، به مدلهای بومی، اجتماعی و زنمحور نیاز داریم؛ مدلهایی که هم بر نهادسازی محلی تکیه کنند و هم بر ظرفیتهای انسانی جامعه. این مدلها میتوانند با آموزش، با مشوقهای اجتماعی و اقتصادی، و با حمایت سیاستگذاران، مشارکت زنان را به نیروی محرکِ حل بحران پسماند تبدیل کنند. ما باید به جای هزینه برای دفن و سوزاندن، برای نهادسازی و توانمندسازی محلی سرمایهگذاری کنیم و باید از دهیاران، شوراها و گروههای زنانه حمایت کنیم، تا الگوهای بومی و مشارکتی، در سراسر گیلان شکوفا شوند.
در پایان میخواهم با تمام ایمانم بگویم: اگر زنان و اساساً مردم گیلان را باور کنیم، گیلان دوباره نفس میکشد. از شما سپاسگزارم که شنیدید، و امیدوارم امروز، حمایت از مدلهای بومی و مردممحور مدیریت پسماند به تصمیمی جدی و مشترک تبدیل شود.


