• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
♥0

جهان در آستانه نظمی نوین؛ مقاومت هژمون‌ها در برابر تغییر

  • کد خبر : 56469
  • 30 مهر 1405 - 18:58
جهان در آستانه نظمی نوین؛ مقاومت هژمون‌ها در برابر تغییر
به قلم دکتر بابک کاظمی

 

✍️ توسکانیوز/بابک کاظمی دکتری سیاست‌گذاری عمومی/برای درک تحولات امروز جهان باید از اخبار روزمره فراتر رفت و به روندی عمیق‌تر توجه کرد که جنگ‌ها و بحران‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. مسئله صرفاً وقوع چند منازعه منطقه‌ای یا رقابت میان قدرت‌های بزرگ نیست؛ جهان در حال تجربه تغییراتی در موازنه قدرت است که می‌تواند قواعد حاکم بر روابط بین‌الملل را دگرگون کند. نظم موجود که پس از پایان جنگ سرد بیش از هر چیز تحت تأثیر برتری ایالات متحده و متحدان غربی آن شکل گرفت اکنون با چالش‌های فزاینده‌ای روبه‌روست. رشد قدرت چین و نقش‌آفرینی روسیه و افزایش نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های خارج از چارچوب‌های سنتی غرب همگی نشانه‌هایی از تحول در ساختار قدرت جهانی هستند. بااین‌حال این تغییرات به معنای فروپاشی قطعی نظم موجود نیستند بلکه نشان می‌دهند که حفظ وضعیت پیشین دشوارتر شده است. پرسش اساسی اینجاست که قدرت‌هایی که طی دهه‌ها از این نظم بیشترین منفعت را برده‌اند تا چه اندازه حاضرند کاهش انحصار نفوذ خود را بپذیرند و با قواعد جدید کنار بیایند؟

تجربه تاریخی نشان می‌دهد قدرت‌هایی که جایگاه خود را در معرض تهدید می‌بینند معمولاً برای حفظ منافع و نفوذشان از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند. تحریم‌های اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک و محدودیت‌های فناوری و ائتلاف‌سازی‌های نظامی و تلاش برای مهار رقبای نوظهور همگی می‌توانند بخشی از این رقابت باشند. از این منظر رفتار قدرت‌های مسلط را نمی‌توان صرفاً بر اساس مواضع رسمی آن‌ها ارزیابی کرد بلکه باید منافع راهبردی و پیامدهای اقداماتشان را نیز در نظر گرفت. در برخی موارد دفاع از امنیت یا نظم بین‌المللی می‌تواند با تلاش برای حفظ برتری سیاسی و اقتصادی درهم‌آمیزد. بااین‌حال نسبت دادن همه بحران‌های جهانی به یک راهبرد واحد یا فرض طراحی‌شده بودن تمام جنگ‌ها تحلیل را از واقعیت‌های پیچیده دور می‌کند. منازعات بین‌المللی علاوه بر رقابت قدرت‌های بزرگ از اختلافات تاریخی و منافع منطقه‌ای و تصمیم‌های داخلی و محاسبات اشتباه نیز تأثیر می‌پذیرند. نکته مهم آن است که این عوامل را جدا از ساختار کلی قدرت جهانی بررسی نکنیم زیرا گاهی یک بحران منطقه‌ای به دلیل اهمیت ژئوپلیتیکی و منابع انرژی یا مسیرهای تجاری به بخشی از رقابتی گسترده‌تر تبدیل می‌شود.

در دوران گذار از یک نظم بین‌المللی به نظمی دیگر احتمال افزایش تنش‌ها وجود دارد. هنگامی که قواعد پیشین تضعیف می‌شوند اما قواعد جایگزین هنوز تثبیت نشده‌اند بی‌اعتمادی و سوءمحاسبه می‌توانند زمینه‌ساز بحران‌های تازه شوند. قدرت‌های مسلط ممکن است برای جلوگیری از کاهش نفوذ خود به مهار رقبا روی آورند و قدرت‌های در حال ظهور نیز برای تثبیت موقعیتشان تلاش کنند. حاصل این روند می‌تواند افزایش رقابت تسلیحاتی و شکل‌گیری ائتلاف‌های متعارض و تشدید درگیری‌های منطقه‌ای باشد. در چنین شرایطی جنگ گاهی به ابزاری برای تغییر موازنه قدرت و گاهی به وسیله‌ای برای جلوگیری از تغییر آن تبدیل می‌شود. بااین‌حال نباید افزایش خطر جنگ را به معنای اجتناب‌ناپذیر بودن آن دانست. دیپلماسی و بازدارندگی و توافق‌های سیاسی همچنان می‌توانند از گسترش منازعات جلوگیری کنند. مسئله اساسی این است که آیا قدرت‌های درگیر هزینه‌های تقابل را بیشتر از هزینه سازش می‌دانند یا همچنان تصور می‌کنند که می‌توانند با اعمال فشار موقعیت خود را تثبیت کنند.

نکته مهم دیگر آن است که شکل‌گیری نظم نوین جهانی لزوماً به معنای تحقق نظمی عادلانه‌تر نیست. حتی اگر جهان از ساختاری تک‌قطبی به سمت چندقطبی شدن حرکت کند ممکن است منطق سلطه و تحمیل اراده همچنان پابرجا بماند و تنها مراکز قدرت تغییر کنند. بنابراین معیار ارزیابی نظم آینده نباید صرفاً افزایش قدرت بازیگران جدید باشد بلکه باید دید آیا کشورها از فرصت بیشتری برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی برخوردار خواهند شد و آیا استفاده یک‌جانبه از ابزارهای فشار محدود می‌شود و آیا استقلال سیاسی و حق انتخاب مسیر توسعه برای ملت‌ها جایگاه واقعی‌تری پیدا می‌کند. تغییر در موازنه قدرت زمانی می‌تواند به تحولی معنادار منجر شود که با تغییر در قواعد تعامل میان کشورها همراه باشد. در غیر این صورت ممکن است نظم جدید تنها بازتولید همان مناسبات پیشین در قالبی متفاوت باشد.

برای ایران نیز این تحولات اهمیت راهبردی دارد. تغییر در موازنه‌های جهانی می‌تواند فرصت‌هایی برای گسترش روابط اقتصادی و تنوع‌بخشی به همکاری‌های خارجی و افزایش قدرت چانه‌زنی فراهم کند اما این فرصت‌ها خودبه‌خود به منافع ملی تبدیل نمی‌شوند. بهره‌گیری از آن‌ها مستلزم شناخت دقیق منافع بازیگران و تقویت ظرفیت اقتصادی و فناورانه و دیپلماسی فعال و پرهیز از محاسبات شتاب‌زده است. تضعیف یک قدرت لزوماً به معنای تقویت جایگاه ایران نیست همان‌طور که ظهور قدرت‌های جدید نیز الزاماً تضمین‌کننده روابطی برابرتر نخواهد بود. در جهانی که رقابت بر سر نفوذ و منابع شدت می‌گیرد کشورهایی موفق‌تر خواهند بود که بتوانند میان فرصت‌های بیرونی و توانمندی‌های داخلی پیوند برقرار کنند و تصمیم‌های خود را بر پایه ارزیابی واقع‌بینانه از هزینه‌ها و منافع بلندمدت اتخاذ کنند.

در نهایت آنچه در تحلیل تحولات امروز جهان اهمیت دارد توجه به رقابت عمیق‌تری است که بر سر شکل و قواعد نظم آینده جریان دارد. قدرت‌های مسلط در پی حفظ موقعیت خود هستند و قدرت‌های نوظهور سهم بیشتری از تصمیم‌گیری جهانی می‌خواهند و سایر کشورها می‌کوشند در این میان استقلال و منافع ملی خود را حفظ کنند. مقاومت در برابر تغییر می‌تواند هزینه‌های گذار را افزایش دهد و رقابت قدرت‌ها را به بحران‌های پرهزینه تبدیل کند اما مسیر آینده از پیش تعیین نشده است. پرسش اصلی این نیست که آیا نظم جهانی تغییر خواهد کرد بلکه این است که این تغییر با چه هزینه‌ای و به سود چه کسانی و بر پایه چه قواعدی رخ خواهد داد. اگر نظم نوین نیز بر مبنای انحصار قدرت و تحمیل اراده شکل بگیرد تغییر بازیگران الزاماً به معنای تغییر ماهیت بازی نخواهد بود. چالش واقعی جهان امروز نه صرفاً عبور از نظم موجود بلکه جلوگیری از بازتولید منطق سلطه در نظمی تازه است.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=56469

برچسب ها

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.