اختصاصی توسکانیوز/فیهمه فتحی/ جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند التیام، آرامش و بازسازی سرمایه اجتماعی است. فرسایش تابآوری عمومی، غلبه شتابزدگی در قضاوتها و رواج زبانی آمیخته با عصبیت، زنگ خطری جدی برای انسجام مدنی به شمار میآید. در مواجهه با این چالش بنیادین، چاره کار نه در شعارهای گذرا، بلکه در بازخوانی میراث معرفتی و احیای ریشههای هویتبخش فرهنگی نهفته است. در این میان، پیوند وثیق میان حکمت اجتماعی سعدی و میراث آوازی خاندان شجریان، یکی از پایدارترین و عمیقترین تجلیات ترویج اخلاق مدنی در عصر ماست. سعدی کلام را ساخت، و شجریانها آن کلام را در حافظه صوتی و وجدان تاریخی معاصر طنینانداز کردند. سعدی؛ آموزگار واقعگرای همزیستی و مسئولیت اجتماعی: سعدی شیرازی تنها نغمهسرای احساسات فردی نیست. او در بوستان و گلستان، یک نظریهپرداز اخلاق مدنی و سامان اجتماعی است.
جهاندیدگی و تجربه مواجهه او با سستی ساختارها و شکنندگی جوامع، وی را به استخراج اصولی عینی برای همزیستی واداشت. در منظومه فکری شیخ، جامعه کالبدی بههمپیوسته است که بیتفاوتی نسبت به رنج دیگر اعضا، نقض ماهیت انسانی تلقی میشود: بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت نهند آدمی سعدی مدارا را نه نشانه ناتوانی، بلکه اوج عقلانیت در مدیریت تعارضها میداند و اخلاق را از حصار تظاهر و انزوای بیحاصل، به ساحت خدمت عینی و گرهگشایی از کار خلق میآورد. شجریان؛ ترجمان موسیقاییِ بهداشت کلام و پالایش روان جمعی: کلماتِ سرشار از شفقت، اعتدال و فتوت سعدی، قرنها در متون مکتوب جاری بود اما این نبوغ محمدرضا شجریان بود که دریافت برای پالایش روان یک جامعه ناآرام، هیچ پناهگاهی استوارتر و زلالتر از زبان فصیح و خردورز سعدی نیست. استاد فقید آواز ایران، سعدی را نه به مثابه آرایهای زینتی، بلکه به عنوان متن زندگی خواند.
تحریرها و آوازهای ماندگار او بر غزلهای سعدی، تمرینی جمعی برای شنیدن، شکیبایی و آرامش بود. در دورانی که جامعه مستعد فروافتادن در تندخویی و گسست است، گوش سپردن به نوای موسیقی اصیل بر کلام سعدی، پادزهری برای مهار تنشهای میانفردی است: ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود / وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود و در امتداد امید و پایداری: سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر / دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست شجریان با ادای دقیق و شمرده واژگان، عملاً به جامعه انضباط کلامی و ادب گفتوگو را میآموخت.
همان اصلی که سعدی بنیان سلامت اجتماع میدانست. تداوم بیننسلی؛ استمرار گفتگو میان نسلها: یکی از گرانبهاترین جلوههای این پیوند فرهنگی، امتداد آن در هنر همایون شجریان است.
اگر پدر، عمق حکمت و استحکام زبان سعدی را به گوش جان نسل پیشین رساند، همایون شجریان توانست همان خرد اصیل و شور انسانی را با ذائقه، ریتم و نیازهای نسل امروز پیوند بزند. این تداوم نشان میدهد که تشنگی جامعه برای مفاهیمی چون عشق اصیل، رواداری، پرهیز از تظاهر و همدلی جمعی، امری پایانناپذیر است.
همایون شجریان با بازخوانی اشعار درخشان با فرمی متناسب با روزگار نو، به پل ارتباطی میان سنت و جهان مدرن بدل شده و نسل جوان را در جهانی پر از شتابزدگی و آشوب فکری، به ساحل آرامشبخش کلام فارسی و اصالتهای اخلاقی رهنمون میسازد. موسیقی اصیل و شعر مدنی؛ مؤلفههای راهبردی سرمایه اجتماعی: باید پذیرفت که هنر اصیل، بهویژه همگرایی شعر سعدی و موسیقی شجریان، یک تفنن یا کالای تجملی نیست بلکه سرمایهای راهبردی و زیرساختی فرهنگی برای زیست شرافتمندانه است. موسیقی و کلامی که مدارا و مهر را ترویج میکند. جامعه را از کینهتوزی و ابتذال در تعاملات روزمره دور میسازد ، آستانه تحمل و ظرفیت گفتوگو را ارتقا میبخشد و پیوند عاطفی شهروندان با فرهنگ مشترک و زبان مادری را تعمیق میبخشد.
سخن پایانی: احیای جامعه و عبور از فرسایشهای رفتاری، بیش از هر چیز نیازمند ترمیم بنیانهای فرهنگی و بازگشت به الگوهای وزین هویتی است.
بازخوانی اندیشه سعدی در پرتو نغمههای ماندگار خسرو آواز ایران و فرزند شایستهاش، به ما یادآوری میکند که راهحل بسیاری از تعارضهای اجتماعی، در پاسداشت کرامت آدمی، حفظ حدود و اعتدال و ترویج نوای مروت نهفته است. جامعهای که گوش به نغمههای مهرانگیز و خردورز بسپارد، زبانش از خشونت پیراسته خواهد شد و گامهایش در مسیر اعتلای مدنی استوارتر خواهد بود.

