اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی/ آنگاه که جان در قفسِ مصلحتها و روزمرگیهای بیپایان محبوس میماند، سقفِ آسمانِ اندیشه چنان کوتاه میشود که آدمی شوقِ رهایی را به فراموشی میسپارد. در چنین تنگنایی، یادکردِ آن سرافرازانِ قدسی، نه یک مرثیه برای گذشته، که هشداری برای وجدانِ بیدار است.
پرسشی سهمگین در برابرِ ما که آیا در جستوجوی کویِ عافیت به دورِ خویش چرخیدهایم، یا هنوز در شمارِ بلاجویانِ دشتِ کربلایی بر عهدِ خویش با حقیقت پایبندیم؟ شهادت، فراتر از یک واقعه در بستر زمان، تجلیِ رهایی از خودخواهیها و گسستن از عافیتطلبیهای مصلحت آمیز است. آن بیخویشتنیِ عاشقانهای که خوبانِ عالم به بهای جان میخرند، تندیسِ اخلاص و وارستگی بود. همان که در شامِ جدایی، شمعِ وجودشان را به آتشِ غیرت و ایثار افروخت تا صبحِ روشنایی و آزادگی، میراثِ ماندگارِ این خاک باشد. امروز، مردمگرایی به معنای حقیقی کلمه، نه در لفاظیها و شعارهای سیاستزده، بلکه در پیوند عمیقِ قلبی با دردها و امیدهای مردم معنا میشود.
همان نگاهِ زلالی که شهیدان به جامعه داشتند. ما بیش از هر زمان، به دگرگونیِ مرثیه به حماسه محتاجیم، به روحی که حماسهسرایی را به متانت در تدبیر، شجاعت در تصمیم، پایبندی به اخلاق و ایستادگی در میدانِ خدمت بدل سازد. اگر نوایِ آن سرافرازان در رگهای اندیشه و عملِ ما جاری نشود، فتحِ نهایی، که همانا چیرگی حقیقت بر انفعال و مصلحتاندیشیهای خنثی است، روایت نخواهد شد. شهیدان همواره زندهاند و در میانه میدان نظارهگر ما، مشروط بر آن که حصارِ تنگِ عافیت را بشکنیم و مفهومِ رهایی را در ایستادگی، تعهد و خدمتِ صادقانه بازآفرینی کنیم که جانهای ما در تلاطمِ سنگین این روزگار، بیش از همیشه تشنهی آن صفای باطن، نگاهِ افقگشا و شورِ حماسی شماست.

