توسکانیوز/ نقی هدایتی٪در روزهای اخیر که چند یادداشت و استوری درباره عملکرد شورای شهر رشت منتشر کردم، پیامهای فراوانی دریافت نمودم؛ پرسش مشترک اغلب آنها این بود که آیا انتشار این نوشتهها نشانهی قصد من برای نامزدی در شورای آیندهی شهر است؟ پاسخ من صریح و روشن است: خیر. من ارادهای برای نامزدی در شورای هفتم ندارم. وظیفهی خود میدانم که همچون یک فعال اجتماعیِ مستقل و دغدغهمند، زبان مردم باشم و از روزنهی قلم، آنچه را دیدهام و میفهمم با مردم در میان بگذارم.
اما دلایل این تصمیم، نه احساسی که مبتنی بر تجربه و تأمل است:
من دو بار نامزد شورای شهر رشت شدم، اما به هر دلیلی، در میان انتخاب مردم جای نگرفتم؛ تجربهای که گرچه تلخ بود، اما آیینهای شد برای شناخت واقعیتهای نهان انتخابات شهری.
میزان مشارکت شهروندان رشتی در انتخابات شورا، هرگز در شأن این شهر نبود؛ شورِ انتخاب جای خود را به سکوت و بیاعتمادی داد و ضعف مشارکت، حاصل را از مسیر سلامت منحرف کرد.
در میانهی کارزار شورا، نقش پولهای آلوده، لابیهای پنهان و خرید و فروش آرا چنان پررنگ شد که اخلاق و تخصص در سایه رفت.
تعدد بیرویهی نامزدها نیز، آرا را پراکنده و تصمیم جمعی شهر را بیاثر ساخت و این پراکندگی و آشفتگی رابه نفع لیسبندان و صاحبان پول و رسانه و تبلیغات شد.
– من سرمایهای برای رقابت با رقبای متکی بر ثروت و شبکههای تبلیغاتی نداشتم و در کارزار نابرابر، صدای بیپناهی شدم که در هیاهوی تبلیغات گم گشت.
در انتخابات دورهی ششم شورای رشت ، به همهی محلات سر زدم، مشکلاتشان را نوشتم، و دردهای مردم را شنیدم؛ اما حمایتِ همان مردم از وجدانی که بیادعا در میانشان گام میزد، حاصل نشد.
اکنون باور دارم تا زمانی که مردم در انتخابات شورا از سکوت به کنش نرسند، تا زمانی که پول و دلالیِ رأی تعیینکنندهی سرنوشت شهر باشد، شرکت من و امثال من نه معنا دارد و نه تأثیر.
با این وجود، این یادداشت را به مثابهی دعوتی صریح برای مردم مینویسم:
مردم رشت! به میدان بیایید؛ به شورایی رأی دهید که برخاسته از تخصص، تعهد، خیرخواهی و دشمنی با فساد باشد.
به آنانی اعتماد نکنید که پشت ظاهر حرفهای، باندباز، غیرشفاف و غیرپاسخگو هستند. سرنوشت آیندهی شهر را بار دیگر به دست کسانی نسپارید که منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند.
و سخن آخر آنکه این روزها نه توان مالی دارم، نه قوّت جسمی برای ورود به رقابتی فرساینده.اما همانقدر که از نامزدی کناره میگیرم، به مشارکت مردم امید میبندم؛ چرا که اصلاح شهر، نه در صدای من یا دیگران، که در ارادهی جمعی شهروندانِ آگاه رقم میخورد.

